HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

از بلندترین تا ماه فردا، از نزدیک‌ترین تا دورترین، همسران

2016-07-08View Original

Thread Content

آخرین بار، این پست توسط yinkuilin6868 در تاریخ ۸-۷-۲۰۱۶ ساعت ۱۵:۵۰ ویرایش شد: «از شرق تا غرب، از عمیق تا سطحی، رودخانه‌های زلال.» از بلندترین تا ماه فردا، از نزدیک‌ترین تا دورترین، همسران.
Reply #22016-07-08
آخرین بار این پست توسط yinkuilin6868 در تاریخ ۸-۷-۲۰۱۶ ساعت ۱۵:۴۶ ویرایش شد. لی یه: شاعره و راهبه دوران سلسله تانگ. نامش جی‌لان بود و اهل ووچنگ (امروزه ووشینگ، ججیانگ) بود. با لو یو، لیو چانگ‌چینگ، جیائوران و دیگران در ارتباط بود. یک بار به کاخ فراخوانده شد. بعدها به دلیل شعری که ژو چی، فرمانده خائن، سرود، توسط ده‌زونگ کشته شد. امروزه بیش از ده شعر از او باقی است که بیشترشان تقدیم به دیگران یا اثراتی برای بیان احساساتش هستند. نسل‌های بعدی، شعرهای او و شوئه تائو را در دو جلد با عنوان «مجموعه شعرهای شوئه تائو و لی یه» گردآوری کرده‌اند. این شعر دارای معنای فلسفی عمیقی است. از آنجا که کلمه اول «زی» هشت بار در شعر تکرار می‌شود، عنوان آن «هشت زی» گذاشته شده است؛ که این امر در شعرهای ادیبان بسیار منحصربه‌فرد است. این شعر، از دور و نزدیک، شرق و غرب، تا جویبارهای عمیق و کم‌عمق، سپس به خورشید و ماه، و در نهایت به همسران نزدیک و دور، تمامی وضعیت‌های ناامیدکننده و رو به زوال زندگی را بیان می‌کند. کل شعر از بیست و چهار کلمه تشکیل شده است، اما نماد روند زندگی از اوج تا افول، گل دادن و خشکیدن است و حقیقت زندگی را آشکار می‌سازد. جمله اول «از نزدیک تا دور، شرق و غرب»، درباره‌ی یک اصل ساده اما صحیح است. شرق و غرب دو جهت متقابل هستند؛ در سراسر زمین، به جز قطب‌های شمالی و جنوبی، در هر مکانی این دو جهت وجود دارد. دو جسم، اگر در جهت شمال-جنوب نباشند، حتماً تفاوتی از نظر شرق-غرب خواهند داشت. بنابراین، وقتی می‌گویند «چیزها نزدیک هستند»، منظور این است که فاصله بین آن‌ها صفر باشد؛ یعنی در حد نزدیک‌ترین فاصله قرار دارند. اگر جهت دو جسم در جهت شرق و غرب مخالف یکدیگر باشد، حتی اگر تا بی‌نهایت فاصله داشته باشند، باز هم یکی در شرق و دیگری در غرب است؛ بنابراین می‌توان گفت که «شرق و غرب» حتی در فاصله‌های بسیار دور نیز وجود دارند. این «نزدیک‌ترین و دورترین» در «شرق و غرب» یکپارچه می‌شود؛ این یک امر بدیهی است، اما دارای دیالکتیک عمیقی نیز می‌باشد. “«رودخانه‌های کم‌عمق تا عمیق»؛ رودخانه‌های کم‌عمق مانند رودها، دریاچه‌ها و دریاها نیستند؛ می‌توان به راحتی ته آب را دید. «کم‌عمق بودن» یک واقعیت است و یکی از ویژگی‌هایی است که رودخانه‌های کم‌عمق را از سایر آب‌ها متمایز می‌کند. با این حال، تصویری از «عمق» نیز دارد؛ به‌ویژه در رودخانه‌هایی که جریان آبشان آهسته است و شبیه به استخرهای آرام هستند. در چنین مکان‌هایی می‌توان ابرها و پرندگان را در آب منعکس دید و ستارگان و ماه نیز در آب دیده می‌شوند؛ این امر باعث می‌شود عمق آب مشخص نباشد. بنابراین می‌توان گفت که این مکان‌ها نیز عمیق هستند. اگر جمله قبلی درباره اصل نسبی بودن فاصله‌های اشیاء بود، جمله کنونی درباره وحدت تناقضی پدیده و ماهیت است و مربوط به دسته‌های مختلف دیالکتیک می‌باشد. در عین حال، از نظر منطقی، این جمله به راحتی مردم را به یاد وضعیت‌ها و رفتارهای انسانی می‌اندازد. در مجموع، این دو جمله در پایان شعر، هر دو حامل معنای «الهام‌بخشی» هستند. “«تا فردا، ماه و ستارگان»؛ زیرا کسی که از دور نگاه می‌کند، بهتر می‌بیند؛ هرچه در ارتفاع بیشتری باشیم، دیدمان گسترده‌تر و واضح‌تر خواهد بود. خورشید و ماه بلندند و قابل اندازه‌گیری نیستند ; دست‌نیافتنی بودن، این مفهوم بسیار ساده‌ای است. این جمله سوم، شاید سطحی‌ترین باشد. “«ارتفاع» به فاصله نسبی جرم آسمانی و زمین بستگی دارد، و خورشید و ماه در اصل یکسان نیستند. “«روشنایی» به شدت نورسانی اجرام آسمانی اشاره دارد؛ ماه از نور خورشید استفاده می‌کند، و این دو کاملاً متفاوت هستند. اما نور همزمان خورشید و ماه، احساس انسان‌هاست؛ و قرار گرفتن همزمان آن دو، رسمی رایج است. استفاده از این موضوع در شعر نیز قابل انتقاد نیست. این جمله‌ی تصادفی، در ساختار کل شعر نیز زیبایی خاص خود را دارد. استفاده بیش از حد از جملات کوتاه می‌تواند باعث شود خواننده در درک متن دچار مشکل شود و لزوماً خوب نیست. و قرار دادن یک جمله ساده بین ابیات، به خوبی باعث آرامش ذهن می‌شود تا بتواند دوباره تمرکز را برقرار کند و به شعر زیبایی ببخشد. شاعر با سرودن این بیت، قصد داشته است به بیت بعدی راه باز کند. سه جمله اول، هرچند متعلق به سه دسته‌اند، اما به جبرگرایی فیزیکی گرایش دارند؛ تنها جمله آخر به موضوعات انسانی اشاره دارد و نقطه پایانی کل شعر است — «نزدیک‌ترین‌ها و دورترین‌ها، یعنی همسران». زیرا همسران از نظر خونی با یکدیگر خویشاوند نیستند؛ وقتی کنار هم هستند، مانند یک نفر هستند، اما وقتی جدا می‌شوند، مانند غریبه‌هایی در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند؛ حتی گاهی تا پایان عمر نیز با یکدیگر تماسی ندارند. برخی از پژوهشگران معاصر سعی کرده‌اند روابط نزدیک و دور را بر اساس نیازهای فضایی انسان تقسیم‌بندی کنند. و «رابطه زناشویی» جزو «فضای نزدیک» است، به‌ویژه هنگام صحبت کردن درباره عشق و محبت. از نظر جسمی و منافع مشترک، زن و شوهر نزدیک‌ترین افراد به یکدیگر در جهان هستند؛ بنابراین واقعاً هیچ کسی بهتر از زن و شوهر نمی‌تواند «خویشاوند نزدیک» باشد. اما امور دنیوی اغلب پیچیده هستند؛ البته روابط عمیق بین زوج‌ها وجود دارد، اما کسانی نیز فراوانند که ظاهراً با هم هستند اما در واقع آرزوهای متفاوتی دارند. بین زوج‌ها نیز حریم خصوصی وجود دارد، درگیری‌ها وجود دارد، و مواردی از دشمنی نیز وجود دارد؛ همان‌طور که می‌گویند: «هرچه عشق عمیق‌تر باشد، نفرت نیز عمیق‌تر خواهد بود». فاصله روانی بین زوج‌هایی که یکدیگر را دوست ندارند، نیز سخت‌ترین فاصله‌ای است که می‌توان آن را پر کرد؛ بنابراین این رابطه، رابطه‌ای بسیار دور از یکدیگر است. در جامعه فئودالی، به دلیل اینکه شوهر رهبر خانواده بود، نابرابری میان مردان و زنان منجر به روابط ناسازگار در میان زوجین می‌شد ; فرمان والدین و توصیه‌های میانجیان، ازدواج‌هایی بدون عشق را به وجود آورده‌اند و سرنوشت زنان اغلب غم‌انگیز است. این‌ها ریشه‌های اجتماعی آنچه که «فاصله‌گرایی مطلق» نامیده می‌شود، هستند. اگر بخواهیم بگوییم که دو بیت اول شعر به خاطر حکمت و عمق معنایی‌شان شگفت‌انگیزند، زیبایی بیت آخر نیز صرفاً در انتقاد تند و تیز از رفتارهای جامعه نهفته است و بسیار تند و بی‌رحمانه است. این شعر برخلاف اشعار معمولی که به ساختار «شروع، پیشرفت، تغییر و پایان» توجه دارند، زبانی ساده و ملایم دارد؛ درست مانند اشعار راهب شاعر دوران سلسله تانگ، وانگ فان‌ژی، که به سادگی گفتاری نوشته شده‌اند، اما در این سادگی، شگفتی‌هایی نهفته است. سه بیت اول شعر، مقدمه‌ای هستند که وجودشان برای تأکید بر بیت آخر است. ابرها و کوه‌های پشت سر هم، پس از سه بیت اول، است که آخرین بیت به تصویر کوه‌ها می‌پردازد. “«نزدیک‌ترینان و دورترینان، همسران»؛ این جمله سرشار از حس تجربه‌های زندگی است و بسیار عمیق‌تر از شعرها و کلمات عاشقانه معمولی است؛ می‌توان آن را یکی از بهترین اصول درباره عشق دانست. زوجین می‌توانند سوگند بدهند که در خوشی و ناخوشی با هم باشند، و می‌توانند نیز اصلاً با یکدیگر همکاری نکنند. در این میان، عشق و نفرت پیچیده‌اند و احساسات فراوانی وجود دارد؛ دختران جوان معمولی نمی‌توانند آن‌ها را بیان کنند؛ باید ابتدا تجربه‌های زیادی داشته باشند تا بتوانند راهنمایی لازم را ارائه دهند. شاید دقیقاً به خاطر درک این موارد بود که لی یه ترجیح داد احساساتش را آزاد بگذارد. بنابراین، حتی پس از گذشت هزار سال نیز می‌تواند در مردم تأثیر بگذارد.

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.