HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

[گفتگوهای عمومی] تفاوت بین «دانشجوی سال اول» و «دانشجوی سال چهارم»

2016-07-10View Original

Thread Content

دانشجوی سال اول پسر، موهایش به طرفین رشد کرده و ریش ندارد؛ شبیه خورشید ساعت هفت یا هشت صبح است;   دانشجوی سال آخر مرد، موهایش کوتاه و ریشش نامرتب بود؛ شبیه یک افراد بدخواه که هفت‌هشت سال در زندان بوده‌اند.   دانشجوی سال اول در دانشگاه، هر چیزی را تازه می‌بیند، حتی زوج‌هایی که در آغوش هم هستند ;   دانشجوی سال آخر در دانشگاه، هر چیزی را که می‌بیند عادی می‌داند، حتی مگس‌های موجود در غذا.   دانشجوی سال اول، شش عضله شکمی و زمان ۱۱.۹ ثانیه در دوی صد متر ;   دانشجوی سال آخر، کمر ۳ فوتی و عینک ۵۰۰ دیویانه. پسر سال اول دانشگاه، نیم کیلو برنج ;   دانشجوی سال آخر، چهار لیوان بیایجو.   دانشجوی سال اول مرد، تفاوت غلات را نمی‌داند ;   دانشجوی سال آخر پسر، همه ویژگی‌های بد را دارد.   دانشجوی سال اول، هر دو روز یک جفت جوراب عوض می‌کند ;   دانشجویان سال آخر، ملافه‌ها را هر دو ماه یکبار عوض می‌کنند.   کفش ورزشی پسران سال اول، شلوار جین؛ جوانی و انرژی، درست مثل دانش‌آموزان مدرسه که کلاس تمام شده است ;   پسر سال آخر دانشگاه، با کفش‌های چرمی و شلوار رسمی، نگاهی خیره داشت؛ انگار تازه از مرکز فعالیت‌های کارکنان سابق بازگشته بود. هدف دانشجوی سال اول، یافتن دوست‌دختری زیبا و ملایم است ;   دانشجوی سال آخر مرد، هدفش یافتن شغلی با درآمد بالا و شایسته است.   دانشجوی سال اول می‌خواهد از خانه برود، هرچه دورتر بهتر ;   دانشجوی سال آخر، وقتی از خانه می‌رود دلتنگ خانه می‌شود و وقتی به خانه برمی‌گردد، به بیرون فکر می‌کند.   دانشجوی سال اول، هر روز دور دوست‌دخترش می‌چرخد ;   دانشجوی سال آخر، هر روز دور استادش می‌چرخد.   دانشجوی سال اول مرد، در کلاس با دقت یادداشت می‌گیرد و وقتی نمی‌تواند به سؤالات پاسخ دهد، صورتش سرخ می‌شود ;   دانشجویان سال چهارم معمولاً به کلاس‌ها نمی‌روند و ساختن دلایل برای آن کار برایشان طبیعی است. دانشجویان سال اول برنامه‌های زیادی برای خود تدوین می‌کنند، اما به ندرت آن‌ها را عملی می‌کنند ;   دانشجوی سال آخر مرد، وظایف زیادی از سوی استادش دریافت کرده و جرأت ندارد آن‌ها را انجام ندهد.   دانشجوی سال اول پسر، فوتبال بازی کردن را دوست دارد ;   دانشجوی سال آخر پسر، تماشای فوتبال را دوست دارد.   آیدول‌های پسران سال اول، لی تیه، لی جین‌یو و لی ویفنگ هستند ;   آیدول‌های پسران سال چهارم، لی یانگ، لی شیانگ و لی کا-چنگ هستند.   دانشجوی سال اول مرد، به NBA، لیگ برتر ایتالیا و ستاره‌ها علاقه دارد ;   دانشجویان سال آخر به نرخ اشتغال، اطلاعات استخدام و بازار سهام توجه می‌کنند.   دانشجوی سال اول مرد، حتی با ماندن سه شب پیاپی هم خسته نمی‌شود ;   دانشجوی سال آخر پسر، شب‌ها بیدار می‌ماند و صبح‌ها نمی‌تواند بیدار شود.   دانشجوی سال اول دانشگاه، آرمان‌های بزرگی دارد و رویای تبدیل شدن به کارمند رسمی، مدیرعامل یا مدیر را در سر دارد ;   دانشجوی سال آخر دیگر رویایی ندارد و درباره کنکور تحصیلات تکمیلی، آزمون‌های استخدامی دولتی و یافتن شغل فکر می‌کند.   دانشجوی سال اول فکر می‌کند زمان خیلی آهسته می‌گذرد و فارغ‌التحصیلی هنوز خیلی دور است ;   دانشجوی سال چهارم احساس می‌کند زمان خیلی سریع می‌گذرد و دوران دانشگاه در یک چشم به هم زدن تمام می‌شود؛ دانشجوی سال اول نیز اگر مورد آزار قرار بگیرد، مشتش را بالا می‌برد ;   دانشجوی سال آخر مرد، اگر مورد آزار قرار بگیرد، لبخند می‌زند.   دانشجوی سال اول مرد، روزانه پنج کیلومتر ;   دانشجوی سال آخر، روزی یک بسته سیگار می‌کشد.   موضوع گفتگوهای پسرهای سال اول همیشه دخترهاست ;   موضوع گفتگوهای دانشجویان سال آخر همیشه کار است.   دانشجوی سال اول از همه چیز در دانشگاه، از جمله دخترهای اطرافش، راضی است ;   دانشجوی سال آخر از همه چیز در دانشگاه، از جمله دخترهای اطرافش، ناراضی است.   دانشجوی سال اول مرد، به معلم خود تعظیم کرد ;   دانشجوی سال آخر متوجه شد که معلم به او توجهی نمی‌کند.   دانشجوی سال اول پسر، بدون هیچ محدودیتی صحبت می‌کند و حرف‌هایش را بی‌فکر بیان می‌کند ;   دانشجوی سال آخر پسر، با احتیاط و تأمل صحبت می‌کند.   دانشجوی سال اول خوشحال است که در زمان مناسبی وارد دانشگاه شده؛ چون ورود به دانشگاه بسیار آسان است ;   دانشجوی سال آخر پسر، از اینکه در چنین دورانی متولد شده و یافتن کار بسیار دشوار است، پشیمان است.   دانشجوی سال اول، دانشجوی سال چهارم را بالغ و متین می‌بیند و چشمانش پر از حسادت است ;   دانشجوی سال چهارم، با دیدن جوانی و پرشور دانشجوی سال اول، حس نوستالژی در چشمانش نمایان می‌شود.   دانشجوی سال اول در حال رشد است و دانشجوی سال چهارم در حال پیر شدن است. به تدریج، دانشجوی سال اول به دانشجوی سال چهارم تبدیل شد و دانشجوی سال چهارم فراموش کرد که زمانی دانشجوی سال اول بوده است. دانشجوی سال اول و دانشجوی سال چهارم، هر دو جزو افرادی هستند که در اطراف ما زندگی می‌کنند……
Reply #22016-07-10
خیلی خوب نوشته شده، همه‌اش فراموش‌نشدنی است!
Reply #32016-07-10
آه، ۸ سال از فارغ‌التحصیلی گذشته است! آن مرد مجرد قدیم، حالا پدر بچه شده است! هاها
Reply #42016-07-11
هاهاها، ممنون از تعریفتان:handshake
Reply #52016-07-11
اوه. همه چیز تغییر کرده، تنها چیزی که تغییر نکرده دوستی است
Reply #62016-07-11
:دست دادن:دست دادن
Reply #72016-07-11
باید این را در نسخه دانشگاه‌های شیمی منتشر کرد، درسته؟ ؛پ
Reply #82016-07-11
انگار که من همیشه قابل اعتماد نیستم. . .
Reply #92016-07-11
در بخش استراحت، می‌توانم کمی حرف بی‌معنی هم بزنم: lol
Reply #102016-07-11
می‌خواهید بدانید تفاوت دختران سال اول و دختران سال چهارم چیست؟

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.