Thread Content
یک برج تقطیر از دو بخش بالایی و پایینی تشکیل شده است؛ هر دو بخش دارای ۸۰ طبقه با دریچههای شناور هستند. ظرفیت طراحی شده این برج، ۸.۳ متر مکعب در ساعت است. اکنون قصد داریم با استفاده از روشهای بهسازی فنی، ظرفیت پردازش برج را افزایش دهیم؛ چه راهکارهای خوبی برای بهسازی این برج وجود دارد؟ آیا افزایش پرکنندهها روی صفحات توربینی روشی قابلاجراست؟
اضافه کردن مواد پرکننده احتمالاً جواب نمیدهد؛ تا به حال چنین روشی را نشنیدهام. معمولاً هنگام طراحی، مقداری ضریب احتیاط اضافه میشود؛ بنابراین افزایش کمی بار مشکلی ایجاد نمیکند. اما اگر عملکرد دیگر کافی نباشد، اعمال بار زیاد مشکلساز خواهد شد
{:3_54:} بهتر است خودمان امتحان کنیم؛ تعداد پلتها عمدتاً برای افزایش توانایی جداسازی استفاده میشود، بار کاری نیز افزایش خواهد یافت، اما این افزایش چندان زیاد نخواهد بود؛ در غیر این صورت، کولون به راحتی دچار اختلال میشود. در وهله اول، موضوع مربوط به قطر برج است؛ ظرفیتی که مؤسسات طراحی برای برج در نظر میگیرند، معمولاً ۵۰ تا ۶۰ درصد از بار حداکثری برج است. در چندین کارخانهای که با آنها سروکار داشتم، ظرفیتی که برای طراحی در نظر گرفته شده بود، تقریباً دو برابر ظرفیت واقعی عملکرد برج بود. برج ترکیبی فقط یک تکه صفحه برج و یک تکه پرکننده را دیدهام؛ هرگز چنین ساختاری را ندیدهام. چنین ترکیبی ممکن است باعث غرق شدن برج شود، نه؟
آیا ترتیبی مانند یک صفحه برج و یک پرکننده دیدهاید؟ اثربخشی چگونه است؟ آیا باعث بهبود کارایی جداسازی میشود یا توانایی فرآوری را افزایش میدهد؟
در تولید واقعی نیز، بالاترین بازدهی هنگام میزان ورودی ۸.۳ متر مکعب در ساعت حاصل میشود; آیا در شرایطی که کارایی جداسازی تضمین شده، دیگر راهی برای گسترش ظرفیت وجود ندارد؟
در بخش استخراج، صفحات تقطیر وجود دارند و در بخش تقطیر دقیق، پرکنندهها به کار میروند؛ چنین نصب متقاطعی را تا به حال ندیدهام. . . در واقع، در توربین تقطیر، موضوع مهم، سطح تماس مؤثر است. . . مقطع عرضی شما اینقدر است؛ هر کار دیگری هم فقط تزئینی خواهد بود و نمیتواند در شرایط سخت کمکی باشد
وقتی یک برج ساخته میشود، ظرفیت آن مشخص میگردد. ایجاد تغییرات در معنای کلی، مانند گشادتر کردن قطر، افزایش تعداد صفحات برج، استفاده از پرکنندهها و غیره، بسیار دشوار است. کاری که میتوان انجام داد، بهینهسازی عملیاتی است؛ مثلاً کاهش نسبت بازگشت و افزایش ظرفیت پردازش. اما، نوعی از تغییرات وجود دارد که نسبتاً آسان است؛ یعنی بررسی اینکه آیا بخش تقطیر و بخش استخراج پتانسیل لازم را دارند یا خیر. اگر بخشی پتانسیل داشته باشد و موقعیت ورودی را بتوان تغییر داد، ظرفیت پردازش بخش دیگر نیز به تبع افزایش خواهد یافت. ظرفیت پردازش کل برج افزایش یافت.
میتوان در نظر گرفت که از الواح برج جدید با ظرفیت پردازش بالاتر استفاده شود؛ پیش از این در پروژههای مختلف، نمونههای موفق زیادی وجود داشته است.
تعویض چیزی اهمیت چندانی ندارد. برای برج تقطیر، موسسه طراحی باید هنگام طراحی، بار برج شما را ۲۵٪ افزایش دهد. بیشتر از این، نمیتوان گفت~
آیا میتوانید به طور مفصل توضیح دهید که برای مواد حاصل از جداسازی کربن چهار، چه نوع پلاتهای جداسازی جدیدی چنین اثری دارند؟ در مقایسه با پلاتهای فلوتیو، میزان تولید محصول چقدر افزایش مییابد و کیفیت جداسازی چگونه است؟
در مورد محل ورود مواد، در طراحی اولیه میزان ترکیبات سبک ۶۰٪ بود، اما در تولید واقعی این میزان به ۹٪ رسیده است. هر سه ورودی مواد در طراحی اولیه در بالای برج قرار داشتند؛ اگر ورودیها را در پایین برج تغییر دهیم، حداکثر چقدر میتوان ظرفیت پردازش را افزایش داد؟
نکته کلیدی این است که پس از تغییر موقعیت ورودی، چقدر میتوان نسبت بازگشت را کاهش داد؛ هرچه کاهش بیشتری صورت گیرد، عملکرد بهتر خواهد شد. کاملاً متناسب است.
با چنین ظرفیت پردازش کوچکی، چرا در ابتدا از پرکننده استفاده نکردید؟
{:3_54:} اگر موقعیت ورودی مواد را همانند جهت افزودن پرکننده تغییر دهید، زمان جداسازی بخشهای محصول افزایش خواهد یافت؛ البته به شرطی که ارتفاع برج کافی باشد. ورودی مواد معمولاً در نقاطی انجام میشود که ترکیب مواد ورودی به ترکیب لوحهای برج نزدیک باشد؛ بنابراین کافی است موقعیت ورودی مواد را مناسب تنظیم کنید. اگر لوحهای برج را عوض کنید، حجم کار افزایش خواهد یافت؛ همچنین، این روش برای افزایش کارایی جداسازی از طریق نرخ سوراخهای موجود در برج استفاده میشود و اثر آن مشابه افزودن لایههای پرکننده دیگر روی لوحهای برج است. تنظیم نسبت بازگشت نیز قطعاً تأثیری خواهد داشت؛ اما میزان این تأثیر مشخص نیست. . . . :خخ، خودت مقالات مربوط به تقطیر را بخوان؛ هرچه دیگران بیشتر صحبت کنند، گیجتر میشوی. بهتر است اول منابع را بخوانی و خودت تحلیل کنی
قبلاً در مدرسه چنین طرحی را دیده بودم، اما بعداً نمیدانم آیا کاربرد عملی داشته یا نه. در مورد برجها، قطر معمولی آنها با میزان بار مرتبط است. اما مشخص است که افزایش قطر برج هم عملی نیست و هم اقتصادی نیست. مخزن کلوزتدار، همانطور که نویسنده گفت، جزو مخازن صفحهای محسوب میشود. معمولاً هنگام طراحی صفحات برج، نمودار عملکرد بار صفحات تهیه میشود و از عملیات کردن در چارچوب این محدوده خواسته میگردد. عملکرد باربری صفحات برج مانند صفحات الکی و جعبهای باید متفاوت باشد؛ میتوانید امتحان کنید شکل صفحات برج را تغییر دهید. اگر واقعاً بخواهیم پرکنندهای روی صفحات توربینی اضافه کنیم، به نظر من این کار تنها باعث افزایش کارایی توربین میشود و در افزایش ظرفیت پردازش آن کمک چندانی نمیکند. نظر سادهای، منتظر استاد بزرگ هستم.
قطر برج، توانایی جداسازی را تعیین میکند و ارتفاع برج، کارایی جداسازی را مشخص میسازد. پس از رسیدن میزان ورودی به برج به ظرفیت طراحیشده، تنها راه برای افزایش ظرفیت پردازش برج، افزایش قطر آن است
میزان ترکیبات سبک کاهش یافت، بار بخش تقطیر کمتر شد و در نتیجه بار بخش استخراج افزایش یافت؛ تعداد الواح نظری مورد نیاز برای هر بخش نیز به همان تناسب تغییر کرد (اما تغییر چندانی نبود). ابتدا شرایط هیدرولیکی را محاسبه کنید، سپس مشخص کنید که محدودیت در کجاست (کدام بخش از برج بار بیشتری دارد، یعنی قطر لازم برای آن برج بیشتر است). ). بر اساس شرایط دادهشده، باید در یکی از بخشهای قسمت استخراج باشد. اگر ماده برای پرکننده مناسب باشد، تغییر صفحات برج به پرکنندههای منظم میتواند حجم پردازش را افزایش دهد. بهتر است از معلمان باتجربه در دانشگاه کمک بگیرید، زیرا برخی از دادههای موجود در پایگاه داده Aspen نیز صحیح نیستند و با دادههای واقعی تولید مطابقت ندارند؛ همچنین دریافت دادهها در دانشگاه آسانتر است.