Thread Content
آخرین بار، این پست توسط altpage در تاریخ ۱۲-۷-۲۰۱۶ ساعت ۱۰:۵۰ ویرایش شد. فایل bg4.png مربوط به آهنگ «Hotel California» است؛ این اثر موسیقی پاپ مشهور قرن گذشته، که بینظیر و منحصربهفرد است، توسط گروه Eagles در بهترین شرایط و با بهترین ترکیب اعضا خلق شده است. آهنگ «Hotel California» در سال ۱۹۷۷ به مدت ۸ هفته متوالی در صدر فهرستهای موسیقی قرار گرفت. دان هنلی دربارهی «هتل کالیفرنیا» اینگونه توضیح میدهد: «ما گروهی از جوانان با پیشینهی طبقهی متوسط ایالتهای منطقهی مرکزی و غربی بودیم؛ «هتل کالیفرنیا» نگاه ما به طبقهی بالای لسآنجلس بود.» میتوان آن را نمادی از آمریکا دانست که همواره به دنبال زندگی لوکس است، و نه فقط مربوط به کالیفرنیا و منطقه بیورلی هیلز. ”(منطقه بیورلی هیلز یکی از ثروتمندترین مناطق لسآنجلس است و محل زندگی ستارههای سینما و موسیقی هالیوود میباشد.) در یک جاده تاریک در بیابان. در حال رانندگی بر روی جادهای تاریک و خالی از سکنه در بیابان. باد خنک روی موهایم میوزد. باد خنک، موهایم را لمس میکند. بوی گرم کولیتاس. بوی دلپذیر. در هوا بالا میروند. در هوا پخش میشوند. در دوردست، در آن سو، با نگاه کردن به فاصلههای دور، نوری درخشان را دیدم. من نوری ملایم را مشاهده کردم. سرم سنگین شد و دیدم محو گشت. سرم روز به روز سنگینتر میشد و دیدم نیز مبهم میگشت. مجبور شدم برای شب متوقف شوم. مجبور بودم برای گذراندن شب، مکانی را انتخاب کنم و در آنجا ماند. او آنجا، در ورودی ایستاده بود. او کنار در منتظرم بود. صدای زنگ کلیسا را شنیدم. صدای زنگ کلیسای دوردست را شنیدم. و در ذهنم فکر میکردم. در دلم زیر لب غر زدم. این میتواند بهشت باشد یا میتواند جهنم باشد. اینجا شاید بهشت باشد و شاید هم جهنم. سپس او یک شمع روشن کرد. او شمع را روشن نمود. و او راه را به من نشان داد و مرا راهنمایی کرد. صداهایی از انتهای راهرو میآمد. صدای صحبت کردن افراد از عمق راهرو شنیده میشد. فکر کردم صدایشان را شنیدم. به طور مبهم صدای گفتنشان را شنیدم... خوش آمدید به هتل کالیفرنیا! به هتل کالیفرنیا خوش آمدید! چه مکان دوستداشتنیای! چه جای زیبایی! چه چهرهی دوستداشتنیای! چه چهرهای زیبا! ! هتل کالیفرنیا فضای فراوانی دارد! این همان هتل کالیفرنیاست که همیشه مهمانان را پذیرایی میکند! در هر زمان از سال. میتوانید آن را اینجا پیدا کنید! شما میتوانید هر چیزی که نیاز دارید را در اینجا پیدا کنید. ذهنش مانند تیفانی پیچیده شده، قلبش نیز به خاطر جواهرات منحرف شده است. او یک مرسدس بنز خرید. او یک خودروی لوکس مرسدس بنز دارد. او پسرهای خیلی خوب و زیبایی داشت. او تعداد زیادی پسر زیبا در اختیار داشت. کسانی که او آنها را دوست مینامد. او آنها را دوست میخواند. چگونه در حیاط میرقصند. آنها در حیاط با زیبایی میرقصند. عرق شیرین تابستان. تابستان شیرین، عرق معطر و فراوان. برخی برای یادآوری میرقصند! کسانی با حرکات زیبا برای یادها میرقصند! برخی برای فراموش کردن میرقصند! برخی با رقص، به فراموشی میپردازند! پس با کاپیتان تماس گرفتم. بنابراین سرپرست را فراخواندم. لطفاً شرابم را برایم بیاورید. لطفاً کمی شراب خوب برایم بیاورید. او گفت: «ما اینجا چنین روحیهای نداشتهایم.» او گفت: «از سال ۱۹۶۹، دیگر الکل در اینجا تأمین نمیشود.» و هنوز آن صداها از دور فریاد میزنند. همچنان آن کلمات از دور به گوش میرسند. شما را در نیمهشب بیدار میکند. در نیمهشب شما را متحیر میسازد. فقط برای اینکه صدایشان را بشنوم – فقط صدای گفتنشان را میشنوم... به هتل کالیفرنیا خوش آمدید! به هتل کالیفرنیا، خوش آمدید! چه مکان دوستداشتنیای! چه جای زیبایی! چه چهرهی دوستداشتنیای! چه چهرهای زیبا! ! آنها در هتل کالیفرنیا لذت میبرند. آنها در هتل کالیفرنیا به شدت جشن میگیرند. چه تعجب خوبی! همه چیز آنقدر فوقالعاده است که شگفتانگیز میشود! الیبیهایتان را با خود بیاورید؛ این کار به شما بهانهای میدهد تا به اینجا بیایید و فساد کنید. آینههای روی سقف. آینههایی که در سقف نصب شدهاند. شامپاین صورتی روی یخ. شامپاین صورتی در میان تکههای یخ قرار دارد. و او گفت: «ما همه اینجا فقط زندانی هستیم.» اما در واقع گفت که ما همگی در اینجا زندانیایم. -به تصمیم خودمان؛ اما همگی داوطلبانه برای رسیدن به این خواستهها، بدهکار شدهایم. و در اتاقهای صاحبخانه. در اتاق خواب صاحبخانه. آنها برای ضیافت گرد هم آمدند. آنها برای ضیافت شهوت گرد هم آمدند. آنها آن را با چاقوهای فولادی خود زدند. آنها با چاقوهای فولادی یکدیگر را مورد حمله قرار دادند. اما آنها نمیتوانند آن هیولا را بکشند. اما نمیتوانند شیطان درون خود را نابود کنند! آخرین چیزی که به یاد دارم این است که: من با تمام توان به سمت درب میدویدم. مجبور بودم راه بازگشت را پیدا کنم. باید مسیری که از آنجا آمده بودم، پیدا میکردم. به جایی که قبلاً بودم. به مکان گذشتهام بازگردم. مرد شبگذران گفت: آرام باش. مردی که شب را میگذراند، از من خواست که آرام باشم. ما برای دریافت کردن برنامهریزی شدهایم. ما از بدو تولد تحت تأثیر وسوسهها هستیم (ما فقط به طور عادی پذیرایی میکنیم). میتوانید در هر زمانی که دوست دارید، صورتحساب را تحویل بگیرید. بنابراین، هر وقت که بخواهید میتوانید فرآیند پرداخت را به پایان برسانید. اما تو هرگز نمیتوانی بروی! اما تو هرگز نمیتوانی رها شوی!
آهنگ خیلی دوستداشتنیای است؛ گفته میشود وقتی برای اولین بار خوانده شد، ممنوع شد.
یاد بگیر!* ! ! من در هنر مهارت چندانی ندارم، یک تحسین:$