Thread Content
آخرین بار، این پست توسط qhhqhh در تاریخ ۱۲-۷-۲۰۱۶ ساعت ۱۴:۴۹ ویرایش شد. سلام همگی: من یک مدل Aspen برای جذب و تثبیت ساختم؛ پس از اجرای آن، متوجه شدم که در بالای برج تثبیت، گازهای غیرقابل فشرده وجود دارد (مخزن جداسازی مایعات: فشار ۱.۱ مگاپاسکال، دما ۴۰ درجه سانتیگراد). به ترکیب این گاز نامحلول نگاه کنید: حدود ۳۰٪ آن H2S است، C2 کمتر از ۱٪ است و بقیه عمدتاً گاز مایع هستند (مقادیر فوق بر اساس درصد مولی است)؛ در این حالت، دمای پایه برج تقطیر ۱۲۵ درجه سانتیگراد است. برای جلوگیری از خروج گازهای غیرقابل تبخیر از بالای برج تثبیت، لازم است دمای پایین برج تصفیه را به حدود ۱۴۳ درجه افزایش داد؛ اما در این صورت، میزان مصرف انرژی در تمام بخشها و همچنین حجم موادی که باید پردازش شوند، به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت. شخصاً احساس میکنم این وضعیت کمی عجیب است؛ در حالی که دمای پایه برج تجزیه وقتی ۱۲۵ باشد، میزان C2 در بالای برج پایدار بسیار کم است، و دلیل اصلی آن میزان زیاد H2S است. در فرآیند اصلی، گازهای غیرقابل تبخیر موجود در بالای برج تثبیت، با گاز خشک موجود در بالای برج بازجذب ترکیب شده و برای گیاه گوگردزدایی گاز خشک استفاده میشود؛ بنابراین وضعیت مذکور مربوط به گازهای غیرقابل تبخیر در بالای برج تثبیت، قطعاً مناسب نیست. مشخص نیست که آیا در فرآیند تولید واقعی، این وضعیت که گازهای غیرمتراکم بالای برج تثبیت، عمدتاً شامل گاز مایعشده و H2S باشد، رخ میدهد یا خیر؟ چطور آن را حل کردند؟ آیا این به معنای افزایش مصرف انرژی و بالا بردن دمای پایه برج تجزیه است؟ توجه: در گاز خام، درصد مولی H2S نسبتاً بالا بوده و حدود ۱۲٪ است.
لطفاً فرآیند محاسبه و نتایج را برای تحلیل همگان به اشتراک بگذارید.
من هم با مشکلات مشابهی روبرو شدهام. میتوانید روش دیگری مبتنی بر ویژگیهای فیزیکی را امتحان کنید، مانند SRK، PR و غیره؛ H2S را به عنوان جزء هنری در نظر بگیرید و ببینید آیا تفاوت چندانی وجود دارد یا خیر. اگر مشکل حل نشد، ممکن است پارامترهای تعامل دوتایی H2S به اندازه کافی دقیق نباشند. امیدوارم بتوانم کمکتان کنم.
آخرین بار، این پست توسط qhhqhh در تاریخ ۱۵-۷-۲۰۱۶ ساعت ۱۷:۰۳ ویرایش شد. متشکرم؛ چون کامپیوترهای شرکت قادر به اجرای روش تأیید هویت از طریق حرکت صفحه نیستند و امکان ورود به وبسایت وجود ندارد، بنابراین الان پاسخ میدهم. من هم از SRK استفاده کردم، بعداً یکی از اساتید پیشکسوت پیشنهاد داد از روش ویژگیهای فیزیکی RK-SOAVE استفاده شود. اگر دما کافی نباشد، گازهای غیرقابل متراکمی که جزء اصلی آنها H2S و گاز مایع شده است، در بالای برج تثبیت ایجاد میشوند. پس از امتحان محاسبه با RK-SOAVE، دمای ته برج آبگیری حدود ۱۳۹ درجه مناسب است؛ کارایی جداسازی در هر برج نسبت به روش Graysonی که در ابتدا استفاده کردم، بسیار بهتر است (مقدار جذبکننده نیز بسیار کمتر است). آیا وقتی با چنین مشکلی روبرو شدید، آن را با روش تعویض خواص حل کردید؟ میتوانید به طور کلی مشکلاتی که در آن زمان با آنها روبرو شدید و راهحلهایشان را توضیح دهید؟
این یک پروژه است که مدتها روی آن کار کردهام؛ به نظر من، تمام روشهای مربوط به ویژگیهای فیزیکی مواد مورد آزمایش قرار گرفتهاند. در مورد ترکیباتی که حاوی مقدار زیاد H2S هستند، واقعاً در شبیهسازی برج تخلیه، مشکلاتی مانند دمای بالای پایه برج و بار سنگین، رخ میدهد. به نظر من، ممکن است میزان H2S بسیار زیاد باشد و لازم باشد روشهای مربوط به خواص فیزیکی را اصلاح کرد.
من خودم و با تجربه یاد گرفتم *aspen را، و از روشهای اصلاح ویژگیهای مواد اطلاعی ندارم. آیا تنها زمانی نیاز به اصلاح وجود دارد که روشهای مبتنی بر ویژگیهای فیزیکی با واقعیت همخوانی نداشته باشند؟ منظورم این است: شاید به دلیل مقدار زیاد H2S، نیاز به دمای بالاتر در پایه برج و بار بیشتری وجود داشته باشد؛ اگر ما تغییری ایجاد کنیم، آیا این کار درست نخواهد بود؟ و چطور باید آن را اصلاح کرد؟ متشکرم.