Thread Content
بعضیها میگویند که شناسایی ریسک باید کار افراد امنیتی باشد؛ من فرد حرفهای نیستم و نمیتوانم این کار را انجام دهم. در واقع، ممکن است اشتباه کرده باشی. وقتی از خیابان عبور میکنید، اول به چپ و راست نگاه میکنید؟ وقتی یک تکه گوشت بریانشده که تازه سرو شده، برمیدارید، آیا ابتدا روی آن دم میزنید؟ اینها همان شناسایی اساسی ریسکها هستند.
شناسایی خطرات پایه، فکر میکنم همه در زندگی روزمره از آن آگاه باشند: نگاه کردن به چپ و راست قبل از عبور از خیابان; وقتی هوا برای بیرون رفتن خوب نیست، چتر همراه داشته باشید ; همچنین، این روش در شرکتهای ژاپنی ما به طور گستردهای مورد استفاده قرار میگیرد؛ یعنی KY پیش از انجام کار. این روش تفاوتی با شناسایی حرفهای ریسکها دارد: در شناسایی حرفهای ریسکها، اغلب از روشهای تحلیل کمی استفاده میشود ; اما KY یک روش تحلیل کیفی است: یعنی پیش از انجام کار، به طور کامل در نظر گرفتن اینکه در طول فرآیند کار چه خطراتی وجود دارد؛ سپس برای مقابله با این خطرات، تصمیم گرفتن درباره اینکه باید چه روشهایی را به کار ببریم ; به این ترتیب، ایمنی کار تضمین میشود ;
جمعآوری تمام نکات مهم در کارهای روزمره، در واقع همان شناسایی کامل ریسکهاست. وقتی مشکلی پیش میآید، قطعاً چیزی وجود دارد که باید به آن توجه میشد اما توجه نشده است؛ یعنی دستورالعملها یا راهنماییهای لازم به درستی اجرا نشدهاند. ما که در زمینه ایمنی یا فناوری کار میکنیم، ابتدا باید دستورالعملها و راهنماییها را کامل بنویسیم و سپس اجرای آنها را نظارت کنیم.
فکر کردم چیز مهمی وجود دارد، فقط همینهاست
در واقع همه توانایی تشخیص ریسک را دارند، فقط گاهی متوجه آن نمیشوند؛ وقتی میبینید شکافی عریض وجود دارد و جرأت عبور از آن را ندارید، این خود تشخیص ریسک است. فکر نکنید که شناسایی ریسک فقط وظیفه اپراتورهای ایمنی است