Thread Content
نظارت بر ایمنی، متکی بر نظارت سریع و قاطع، بازرسیهای ناگهانی که شرکتها را غافلگیر میکند، و همچنین راهنماییهای تخصصی، دقیق و جامع برای شرکتها است. اما، در بسیاری از مناطق، نظارت بر امنیت به بوروکراسی و رسمگرایی تبدیل شده است. صبح روز ۲۲ آوریل، در یک ساختمان پمپاژ در منطقه صنعتی شینگانگ، شهر جینگجیانگ، استان جیانگسو، شرکت جیانگسو دهچیائو برای ذخیرهسازی کالا، آتشسوزی رخ داد؛ این آتشسوزی باعث شد که چندین مخزن نیز در آتش بیفتند و ستونهای آتش به آسمان بلند شوند. بر اساس اطلاعات وبسایت رسمی شهر جینگجیانگ، پس از وقوع حادثه ۱۲ آگوست در تیانجین، جلسات گفتوگوی گروهی برگزار شد؛ مدیر شرکت ذخیرهسازی دهچیائو در این جلسات گزارشی از فعالیتهای خود ارائه داد و همراه با بیش از سی شرکت دیگر، سند تعهد به ایمنی کاری را امضا کرد. علاوه بر این، مقامات محلی خواستار ایجاد رابطه همکاری بین هیئت مدیره اداره نظارت بر ایمنی شهر و ۱۲ شرکت مهم تولیدکننده مواد خطرناک در سراسر شهر شدند. در تاریخ ۱۰ مارس امسال، ژو شیائوبو، رئیس اداره نظارت بر ایمنی، به شرکت ذخیرهسازی دهچیائو که در قالب این همکاری انتخاب شده بود، سر زد تا بازرسی میدانی انجام دهد؛ همچنین وضعیت سیستمهای نظارتی، تجهیزات حفاظتی و تجهیزات اضطراری این شرکت را بررسی کرد و درباره مسائل ایمنی مربوط به آن شرکت پیشنهاداتی ارائه داد. کمتر از یک ماه پس از رفتن رئیس اداره نظارت بر ایمنی، یک آتشسوزی بزرگ رخ داد. واقعاً نمیدانم در آن زمان چگونه تحقیقات انجام شد، او چه مشکلاتی را مشاهده کرد، چه پیشنهاداتی به شرکتهای مربوطه داد و این پیشنهادات چه ارزشی داشتند؟ در گذشته، پس از وقوع حوادث ایمنی، افکار عمومی اغلب مقامات ناظر بر ایمنی در سطح محلی را به بیعملی متهم میکردند. در مورد آتشسوزی بزرگ جینگجیانگ، گفتن اینکه ادارات نظارت بر ایمنی جینگجیانگ کاری نکردهاند، واقعاً به آنها توهین است. ببین، دوباره جلسات مصاحبه گروهی برگزار میشود؛ گزارشدهی انجام میشود، امضاها گرفته میشود، چقدر هیاهوست. هیئت رهبری اداره نظارت بر ایمنی، با شرکتهای کلیدی تولیدکننده مواد شیمیایی خطرناک، روابط همکاری برقرار کرده و این کار را نیز به خوبی انجام دادهاند. رئیس اداره نظارت بر ایمنی نیز به تنهایی و با عجله برای بررسیها به کارخانهها میرود. اما، چرا همه اینها نتوانستند از وقوع آتشسوزی جلوگیری کنند؟ به نظر من، گاهی اوقات، اثربخشی آنچه که برخی از ادارات نظارت بر ایمنی انجام میدهند، چقدر خواهد بود؟ مدیران ارشد با شرکتهای فعال در زمینه مواد خطرناک «جفتسازی» میشوند؛ با توجه به تعداد زیاد کارهایی که مدیران باید انجام دهند، چند بار در سال میتوانند به این شرکتها سر بزنند؟ رئیس اداره برای بررسی وضعیت شرکتها میرود؛ طرف مقابل از قبل آمادگی کرده، مهماننوازی منظمی انجام میدهد، اما چقدر میتوان مشکلات را کشف کرد؟ «اقدامات»ی که برخی از ادارات نظارت بر ایمنی در چشمان خودشان میبینند، در واقع تنها یک نمایش برای نمایش به بیرون است. مشکل بزرگ نظارت بر ایمنی در سطح پایه، همین است. نظارت بر ایمنی، متکی بر نظارت سریع و قاطع، بازرسیهای ناگهانی که شرکتها را غافلگیر میکند، و همچنین راهنماییهای تخصصی، دقیق و جامع برای شرکتها است. اما، در بسیاری از مناطق، نظارت بر ایمنی به رویههای کاغذی و صوری تبدیل شده است؛ هر بار که لازم باشد، شرکتها فراخوانده میشوند تا جلسه برگزار کنند یا امضا و مهر بزنند. برخی از دپارتمانهای نظارت بر ایمنی، آموزشهایی را برگزار میکنند که نه تنها بیفایده است، بلکه بهانهای برای دریافت هزینههای غیرضروری نیز میشود. آتشسوزی جینگجیانگ پس از آتشسوزی تیانجین رخ داد؛ آتشسوزی در انبارهای مواد شیمیایی نیز پس از «بازرسیهای ایمنی» اتفاق افتاد. آیا زمان آن نرسیده که روشهای مدیریتی ادارات نظارت بر ایمنی مورد بازنگری قرار گیرد؟ در نظارت بر امنیت، کمی کمتر به ترفندهای سطحی روی آورید و اقدامات واقعی انجام دهید.
فرمالیسم، انجام کارها به صورت سطحی، عدم داشتن دانش تخصصی؛ در نتیجه نمیتوان مشکلات واقعی را شناسایی کرد. برخی در مورد شرکتهای مشکلدار، توجهی نمیکنند و آن را بهانه میدانند و اقدامی برای اصلاح وضعیت نمیکنند.
**نقش آن راهنمایی است؛ باید یاد گرفت که دست برداریم، نه اینکه محکم بگیریم.
در واقع، نظارت بر ایمنی در بسیاری از مناطق واقعاً به خوبی انجام نمیشود: دلایل مختلفی برای آن وجود دارد: ۱. کارکنان ناظر حرفهای نیستند; در محل، اصلاً نمیتوانند نقش لازم را ایفا کنند ; ۲. دلایل مربوط به روابط انسانی و آداب و رسوم ; ۳. توجه بیش از حد به تولید ناخالص داخلی باعث شده است که بسیاری از مقررات قابل اجرا نباشند ; ۴. البته وجود آن را رد نمیکند ; به نظر من باید نظارت توسط طرف سوم وضع شود؛ اجازه دادن به نهادهای تخصصیتر برای نظارت، شاید نتایج بهتری داشته باشد
بسیاری از نظارتها صرفاً به صورت تشریفاتی انجام میشوند
خیلی با این عبارت موافق نیستم. طبق الزامات قوانین فعلی ایمنی، شرکتها مسئول اصلی تأمین ایمنی در فرآیندهای تولید هستند. تنها در صورتی که خود شرکتها به ایمنی تولید اهمیت دهند، میتوان بهبود اساسی در ایمنی حاصل شد.
نظریه نظارت توسط طرف سوم از نظر تئوری خوب است، اما در عمل نتایج مطلوبی ندارد. امروزه با وجود تعداد زیادی از موسسات واسطه، علاوه بر افزایش بار کاری شرکتها، نقشی که در ابتدا انتظار میرفت را ایفا نکردهاند.