Thread Content
تمرکز ایمنی تولید در سطح پایه است و چالشها نیز در همان سطح وجود دارد. از زمانی که در سال ۲۰۰۲ وارد حوزه نظارت بر ایمنی شد، جانگ ژنفنگ، رئیس ایستگاه نظارت بر ایمنی در روستای ژوزانگزی، شهرستان چینگلونگ در استان هبئی، با پشتکار و تلاش مداوم، در موقعیتی عادی به وظایف خود عمل کرده است. «تا زمانی که کار میکنم، باید با تمام وجود تلاش کنم؛ این کار مربوط به جان انسانهاست و هرگز نباید در دستان من مشکلی پیش بیاید.» ”به لطف تلاشهای او، در کل روستا طی ۱۰ سال متوالی هیچ حادثهای در زمینه ایمنی کار رخ نداده است. مسئولیت بر دوش است؛ «نه از ده هزار میترسیم، بلکه از یک مورد احتمالی میترسیم». ایستگاه نظارت بر ایمنی در روستاها، هم در لبه سیستم است و هم پایگاه نظارتی. در روستای ژوزانگزی، در مجموع ۱۸ واحد صنعتی وجود دارد که شامل صنایع پرخطری مانند معادن غیرزغالسنگ، مواد شیمیایی خطرناک و محصولات آتشبازی میشود؛ بنابراین وظایف نظارتی در این منطقه بسیار سنگین است. مسئولیت نظارت سنگین است و مسئولیتپذیری مهمترین آن است. برای تقویت پایگاههای محلی و نظارت بر خطوط مقدم، ژانگ ژنفنگ برای خود قانونی تعیین کرد: هر سندی که از سوی مقامات بالاتر ارسال میشود، باید شخصاً به دست مسئولان شرکتها رسانده شود تا اطمینان حاصل شود که سیاستها و دستورالعملهای حزب و دولت در زمینه ایمنی تولید، به موقع و با دقت به روستاها و شرکتها منتقل میشود. میتوان با تلفن از شرکت خواست تا کسی برای گرفتن آن بیاید، یا کسی را مأمور کرد تا آن را ببرد، یا حتی آن را پست کرد؛ چرا حتماً باید خودم آن را تحویل دهم؟ به نظر ژانگ ژنفنگ، تحویل اسناد به معنای انتقال مسئولیت است؛ «تنها زمانی که شرکت مسئولیت را بپذیرد، میتوان درباره اجرای آن صحبت کرد.» ” چه تحویل اسناد و چه بازرسیهای اجرایی، ناگزیر است هر روز به کارخانهها و معادن سر بزنیم. هر ماه، ژانگ جنفنگ بیش از ۲۰ روز برای کار به بیرون میرود. در طول ۱۴ سال، هر بار که جانگ ژنفنگ بیرون میرفت، وسیله نقلیهاش تقریباً همیشه دوچرخه بود. باید بدانید که روستای ژوزانگزی در منطقهای کوهستانی واقع شده است؛ جادههای هموار زیادی در آن وجود ندارد، و دورترین روستاها حدود پانزده تا شانزده کیلومتر از روستای مرکزی فاصله دارند. در طول ۱۴ سال، جانگ ژنفنگ بیش از ۴۰ هزار کیلومتر دوچرخهسواری کرد و ۳ دوچرخه خود را خراب کرد. گاهی که نیاز مبرمی به رسیدن به معدن وجود داشت و سواری بر دوچرخه کافی نبود، جانگ ژنفنگ از جیب خود هزینه اجاره خودرو را پرداخت تا به آنجا برود. در مقایسه با درآمدش، هزینه اجاره خودرو که هر بار سی تا پنجاه یوان است، چندان کم نیست. اما او به این مسائل اهمیت نمیدهد، «وقتی میبینم که شرکتی که من مسئول آن هستم بدون حادثه است، خوشحال میشوم.» وقتی انسان خوشبخت میشود، چیزهای دیگر اهمیتی ندارند. ” در این دو سال، صنعت معدنی در وضعیت رکودی قرار داشته و تعداد زیادی از شرکتها فعالیت خود را متوقف کردهاند. “من اصلاً جرأت بیاحتیاطی ندارم؛ حتی در شرکتهایی که تولید را متوقف کردهاند، هم باید هفتهای دو یا سه بار به آنجا بروم. امنیت در کار، نباید از هیچ چیز میترسید؛ فقط باید از آن یک احتمال وجود دارد، میترسید! ”جانگ ژنفنگ گفت. از آنجایی که در این روستا ۵ مخزن پسماند معدنی وجود دارد، فصل سیل، پرتنشترین دوران برای جانگ ژنفنگ میشود. باران شدیدی بارید؛ دیگران به سمت خانههایشان فرار کردند، اما او به سمت روستا و مخازن زبالههای معدنی رفت. هر روز حداقل یک بار، این ۵ مخزن زبالههای معدنی در روستا بررسی میشود. وقتی جانگ ژنفنگ مشغول کار میشد، گاهی مستقیماً در کلبههای سادهای روی سد مخزن زبالههای معدنی میماند؛ او دو هفته پیاپی به خانه برنگشت و حتی لباسهای تمیزش را نیز از طریق دیگران برایش میفرستادند. در دلش، «هرچه باران شدیدتر باشد، نگرانیاش بیشتر میشود؛ میترسد که اگر برود، نگرانش شود.» ” ارادهای استوار دارد؛ «ترجیح میدهد فریادهای سرزنش را بشنود، نه گریهها». کار نظارت بر ایمنی، هم کاری دشوار و طاقتفرساست و هم کاری که باعث ناراحتی دیگران میشود. “من این کار را برای خوبی آنها انجام میدهم، چرا میگویند که من تأخیر ایجاد میکنم؟ ”در ابتدای کارش در بخش نظارت بر ایمنی، بسیاری از شرکتها میگفتند که او «دوست دارد در کارهای دیگران دخالت کند»، که این موضوع زانگ ژنفنگ را بسیار گیج کرده بود. اما او این را قبول نکرد و گفت: «باید شرکتها را مجبور کرد تا نقاط ضعف خود را برطرف کنند؛ اگر یک بار کافی نبود، دوبار تذکر میدهیم.» تا زمانی که بتوانم از وقوع حوادث جلوگیری کنم، نظر دیگران دربارهام اهمیتی ندارد. ترجیح میدهم فریادهای سرزنش را بشنوم، نه گریهها! ” در سال ۲۰۰۲، یک بار جانگ ژنفنگ برای بازرسی به یک شرکت رفت، اما مدیر آن شرکت از پذیرش او خودداری کرد. به همین منظور، جانگ ژنفنگ بارها و بارها سفر کرد، واقعیت نقض قوانین توسط آن شرکت را کشف کرد و خواستار اصلاح فوری و پذیرش مجازات شد. از آن پس، مدیران این شرکت نیز به اهمیت ایمنی در کار توجه کردند. در فصل سیلاب سال ۲۰۱۱، ژانگ ژنفنگ هنگام بازرسی در منطقه معدنی مینیی در باران، متوجه شد که یک تیر برق با ولتاژ بالا در نزدیکی رودخانه در آبهای در حال افزایش فرو رفته است؛ در صورت شسته شدن و فرو ریختن آن، خطرات جدی ایجاد خواهد شد. جانگ ژنفنگ سپس به صاحب شرکت مراجعه کرد تا درخواست تقویت ساختمان را کند، اما صاحب شرکت به آن توجهی نکرد. بنابراین، او دوباره به محل بازگشت و به تیرهای برق خیره شد؛ به محض اینکه نشانههای کج شدن آنها دیده شد، فوراً رفت و رئیسش را به زور به محل کشاند و در نهایت او را متقاعد کرد تا افرادی را برای تقویت آنها اعزام کند و از وقوع حادثه جلوگیری کند. همانطور که خود ژانگ ژنفنگ گفته است، برای انجام کارها باید استقامت داشت؛ نباید از مشکلات ترسید، از حرفهای بیفایده نترسید، و تا زمانی که هدف محقق نشود، دست از کار برنداشت. “او نه تنها به «یافتن اشکال» میپردازد، بلکه به شرکتها در تدوین سیستمهای پیشگیری از خطرات حرفهای و بهبود پروندهها نیز کمک میکند. ”پس از بیش از ۱۰ سال همکاری، هوانگ یوهوا، رئیس معدن در روستای ژوژانگزی که در زمینه صنعت معدن فعالیت میکند، اوضاع زانگ جنفنگ را به خوبی درک میکند؛ «همه میدانند که او این کارها را برای خوبی ما انجام میدهد.» ” تلاش و کوشش مداوم؛ از یک فرد بیتجربه تا یک فرد همهچیزدان. در زمینه نظارت بر ایمنی، جانگ ژنفنگ را میتوان «فردی دانشآموخته در مسیر» دانست. از زمان تغییر نقشش از دستیار قضایی در روستاها، او بر یادگیری مهارتها از طریق عمل و دانش تخصصی از کتابها پافشاری کرده است. در سالهای اولیه، هر بار که برای بازرسی به شرکت میرفت، جانگ ژنفنگ از این فرصت استفاده میکرد تا مدام از متخصصان فنی شرکت راهنمایی بخواهد. کتابی با عنوان «سیصد سؤال در آموزش کارگران فرآوری مواد معدنی» که در سال ۲۰۰۸ به طور تصادفی کشف شد، برای او گویی گنجی بود؛ بلافاصله آن را کپی کرد تا هر وقت نیاز داشت بتواند مطالعه کند، و همیشه هنگام بازرسیهای معدنی آن را همراه خود داشت. مدت زیادی نگذشت که کتاب کاملاً فرسوده شد و ژانگ جنفنگ دانش کاملی از کل فرآیند، از استخراج مواد معدنی، تصفیه آنها تا تخلیه پسماندهای معدنی، کسب کرد. به تدریج، هنگام بازرسیهای شرکتی، جانگ ژنفنگ همواره میتوانست با «چشمان درخشان» خود، خطرات ایمنی را شناسایی کند. تلاش مداوم در یادگیری و پرسیدن سؤالات، و تمایل به تلاش برای کسب دانش عمیق، باعث شد تواناییهای کاری جانگ ژنفنگ به سطح بسیار بالاتری ارتقا یابد. در طول این سالها، تمام مقررات و دستورالعملهای مربوط به ایمنی کار در روستا، توسط او تدوین شده است ; برگزاری تمرینات اضطراری مانند فروپاشی سدهای مخازن خاکستر معدنی در پایان هر سال، نشت روغن در پمپ بنزینها و معادن غیرذغالسنگ، همگی تحت مسئولیت او برای برنامهریزی و اجرا قرار دارد. در سال ۲۰۰۲، بدون اینکه مقامات بالاتر دستوری صادر کنند، جانگ ژنفنگ به طور خودجوش فشار لازم را اعمال کرد و ۸ نوع دفترچه ثبت، از جمله «دفترچه ثبت بازرسیهای ایمنی تولید» و «دفترچه ثبت خطرات احتمالی حوادث»، را ایجاد کرد؛ امروزه او بر اساس شرایط واقعی، ۹ نوع دفترچه ثبت دیگر نیز تهیه کرده است. پس از آنکه از یک فرد بیتجربه به یک فرد تخصصی تبدیل شد، جانگ ژنفنگ شروع به برنامهریزی برای آموزشهای ایمنی کرد تا افراد بیشتری در روستا بتوانند دانش و مهارتهای لازم در زمینه ایمنی را کسب کنند. “کار ناظران ایمنی در سطح محلی کاری بسیار عادی است، اما وقتی همشهریانمان تحت نظارت ما از رنج دور میمانند و در آرامش و شادی زندگی میکنند، کار ما دیگر عادی نخواهد بود. ”جانگ ژنفنگ احساس میکند که توانستن کمکی به حرفه مورد علاقهاش در زمینه نظارت بر ایمنی، و همچنین به مردم و شرکتها انجام دهد، باعث خوشحالی واقعی او میشود. «روزنامه مردم» (شماره ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۶، صفحه ۰۶)
امیدوارم مقاماتی اینچنینی بیشتری وجود داشته باشد