Thread Content
۱.jpg برنامههای اضطراری، پایه و اساس مقابله با انواع حوادث ناگهانی هستند؛ از طریق این برنامهها میتوان عملیات نجات را به درستی هدایت کرد و خسارات بیشتر را کاهش یا جلوگیری کرد. اما، نویسنده در بازرسیهای اخیر ایمنی در برخی از شرکتها، متوجه شد که اکثر آنها دارای برنامههای پیشبینیشده کاملی هستند؛ برنامههای جامع، تخصصی و برای مقابله با موقعیتهای خاص، همگی در دسترس هستند. اما هنگام بررسی برنامههای تمرینی این شرکتها، مشخص شد که محتوای تمرینات، مطابق با برنامههای پیشبینیشده نیست، بلکه موضوعات دیگری مورد تمرین قرار میگیرد. این امر منجر به جدایی برنامههای پیشبینیشده از برنامههای تمرینی میشود؛ در نتیجه، در صورت وقوع حادثه، برنامههای اضطراری نمیتوانند نقش لازم را ایفا کنند و تنها به عنوان چیزی برای نمایش روی دیوار یا روی میز باقی میمانند. یکی از دلایل اصلی اینکه برنامههای اضطراری سازمانی تنها به صورت تزئینی باقی میمانند، عدم اختصاصیت کافی آنها، کاربردپذیری ناکافی، جدایی بین برنامهها و تمرینات مربوطه، و عدم بهروزرسانی بهموقع آنهاست؛ این موارد باعث میشود که برنامههای اضطراری تنها برای پاسخگویی در برابر بازرسیهای مقامات بالاتر، به صورت تزئینی مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین، هنگام تدوین برنامههای اضطراری سازمانی، باید به خوبی به چهار مورد توجه کرد: نخست، تأکید بر اختصاصی بودن برنامه اضطراری. طرحهای پیشبینیشده باید بر اساس حوادثی که در سالهای اخیر در شرکتها رخ داده است، تدوین شوند؛ همچنین باید مربوط به نقاط خطرناک، بخشهای مهم، تجهیزات کلیدی و زیرساختهای مهم شرکت باشند. طرحهای اضطراری باید با توجه به وضعیت واقعی شرکت تدوین شوند تا هدفمند و مؤثر باشند. دوم، بر قابلیت اجرایی طرحهای پیشبینیشده تأکید کردن. هنگام بازرسی از شرکت، متوجه شدم که محتوای بسیاری از برنامههای پیشبینیشده، از ترکیبات مختلف گردآوری شده است؛ برخی از آنها نیز به صورت کامل از دیگران کپی شدهاند، و حتی نام شرکت نیز تغییر نداده شده و به عجله منتشر شدهاند. چنین برنامههایی برای شرکت هیچ کاربرد عملی ندارند. بنابراین، هنگام تدوین برنامههای اضطراری، باید با واقعیتها همخوانی داشت؛ در تمام بخشها، عناصر و رویههای این برنامهها، قابلیت اجرا وجود داشته باشد تا برنامهها کاربردی و مؤثر باشند و بتوانند به درستی فعالیتهای نجات در هنگام حوادث را هدایت کنند. باید وظایف و مسئولیتهای هر بخش و گروه از افراد مشخص شود؛ رویههای کاری در زمان حوادث اضطراری مشخص گردد؛ اقدامات لازم برای نجات مشخص شود؛ همچنین مشخص گردد که در زمان وقوع حادثه، فرماندهان عملیات نجات چگونه باید فرماندهی کنند و چگونه میتوانند به سرعت نیروهای مختلف را هماهنگ کنند ; چگونه بخشهای مختلف وظایف خود را انجام دهند تا در کوتاهترین زمان ممکن، بهترین نتایج نجات را به دست آورند ; نجاتگران چگونه به سرعت کمک میکنند و چگونه از تجهیزات مختلف استفاده میکنند ; چگونگی کمک به خود یا یکدیگر توسط کارکنان، و نحوه فرار صحیح، باعث میشود طرح اضطراری دارای قابلیت عملیاتی بالایی باشد. سوم، ترکیب مؤثر بین برنامههای پیشبینیشده و تمرینات. یکی از اهداف مهم تمرینات، آزمایش برنامههای مقابله با بحران است؛ این امر مستلزم آن است که برنامههای مقابله با بحران و تمرینات، هر کدام در مسیر خود پیش نروند و باعث ایجاد جدایی بین آنها نشوند. بلکه تمرینات باید مطابق با الزامات برنامههای مقابله با بحران انجام شوند؛ در طول تمرینات، مشکلات موجود در برنامههای مقابله با بحران شناسایی شده و سپس آن برنامهها بهبود یافته تا کاربردیتر و قابل اجرایتر شوند. چهارم، برنامههای اضطراری باید بهموقع بهروزرسانی شوند. پس از پایان تمرین، نمیتوان فکر کرد که همه چیز مرتب شده است؛ باید مشکلاتی که در طول تمرین رخ دادهاند به موقع خلاصه شوند، و در صورت وجود تفاوت بین برنامههای پیشبینیشده و واقعیتهای تمرین، باید به سرعت اصلاحات لازم انجام شود تا برنامههای مقابله با بحران بهبود یابند.
از آنجایی که یک برنامه پیشبینیشده است، باید تمرینات عملی نیز وجود داشته باشد تا صحت آن برنامه مشخص شود.
در تمرینات، مشکلات شناسایی شده و سپس برطرف میگردند. مشکل اینجاست که تمرینات فعلی بیشتر شبیه به نمایش هستند تا واقعاً تمرین؛ عنصر نمایشی در آنها زیاد است، یا اینکه به آنها اهمیت داده نمیشود، و در نتیجه به اهداف مورد نظر دست نمییابند.
باید به طور مداوم تمرین کرد و در طول تمرینات، نقاط ضعف را شناسایی تا بتوان آنها را اصلاح کرد
برنامههای مقابله با بحران باید متناسب با شرایط واقعی بهروزرسانی و تغییر کنند؛ رویکردهای خیلی سفت و سخت بیفایده هستند~~~