Thread Content
من یک اپراتور هستم؛ بعداً به دلیل یک فرصت، به بخش برنامهریزی تولید منتقل شدم. از همکارانم نظر خواستم؛ برخی گفتند که در بخش برنامهریزی، امکان پیشرفت کم است و بهتر است در کارگاه کار کرد، چون آنجا فضای بیشتری برای پیشرفت وجود دارد. میخواهم بپرسم که مزایا و معایب شغل اپراتورها و برنامهریزان تولید چیست و کدام شغل بهتر است؟ ممنون
تقریباً یکسان است؛ امروزه در کارخانههای دولتی نیز دانشجویان و فارغالتحصیلان دکترای زیادی وجود دارند. بدون گذشت ۳ تا ۵ سال، همچنان نمیتوان پیشرفت کرد (و گاهی حتی زمان بیشتری لازم است)؛ تعداد افراد زیاد است اما جای کافی نیست! این هم بستگی به این دارد که آیا رئیس کارگاه شما به شما امیدوار باشد یا نه. فضای توسعه برای مدیریت عملیات کمی محدودتر است، اما همه چیز به فرصتها و شانس شما بستگی دارد...
چه کارگاه و چه برنامهریزی، هر دو جزو مدیریت سطح پایه هستند؛ این مسیر، راه اجتنابناپذیر برای پیشرفت افراد عادی است; اگر در کارگاه با تلاش و پشتکار کار کنید، میتوانید طی چند سال یک دستگاه را به طور کامل یاد بگیرید؛ این امر هم برای تغییر شغل و هم برای پیشرفت بسیار مفید است ; کار در بخش برنامهریزی و کنترل تولید بر مدیریت تولید تمرکز دارد؛ با گذشت زمان، فرد با تمام جنبههای کارخانه آشنا میشود. اگر فرد احساس کند که تواناییهای شخصی بالایی دارد، توصیه میشود که این شغل را انتخاب کند.
مورد به مورد بررسی میشود؛ قطعاً واحد ما هماهنگی لازم را انجام خواهد داد
کار برنامهریزی دارای دید کلانتری است، در حالی که کار در کارگاه به فناوریهای محلی گرایش دارد. بستگی به برنامهریزی خودتان برای آینده دارد.
کار کردن در شرکتهای شیمیایی، صرفنظر از مدرک تحصیلی. بهتر است از کار در جایگاه اپراتور شروع کرد؛ چون این کار نزدیکتر به واقعیت است. همچنین، اگر برنامهتان در آینده این باشد که کار فنی انجام دهید، مسیر متخصصی را در پیش بگیرید، یا در کارخانه کار کنید. اگر قصد دارید در آینده در سمتهای مدیریتی فعالیت کنید، میتوانید گزینه برنامهریزی را انتخاب کنید؛ اما توصیه میشود پس از چند سال کار در بخش برنامهریزی، بهتر باشد دوباره به کارخانه برگردید و در زمینه مدیریت فعالیت کنید.
هماهنگی کاری سطحی و بیدقت است؛ اگر روزی شغلتان را از دست دادید و بخواهید شغل دیگری پیدا کنید، متوجه خواهید شد که هیچ مهارتی ندارید!
خب، البته که باید سازماندهی خوبی داشته باشد؛ آگاه، بینش وسیع، در تصمیمگیری قاطع و توانایی قضاوت مستقل را نیز داشته باشد. صبر کنید. روال شغلی در بخش برنامهریزی این است: برنامهریز ---- سرپرست برنامهریزی ---- رئیس کارگاه ---- معاون تولید ---- مدیر کارخانه.
فارغ از اینکه در چه جایگاهی هستید، یادگیری را جدی بگیرید!
تقریباً همینطور است؛ کار اصلی در واقع مربوط به خود فرد است. برنامهریزی عمدتاً به معنای مدیریت تولید است. در جای ما، مدیران برنامهریزی مگر اینکه به سطح مدیریتی برسند، معمولاً به کارخانه میروند؛ اما در آنجا در سطح معاون هستند. البته هر شرکتی قوانین خاص خودش را دارد و در نهایت همه چیز به خود فرد بستگی دارد. با این حال، مدیران برنامهریزی نیازی به کار شیفتی یا شیفت شب ندارند و میتوانند استراحت کنند.
اغلب چنین سوالاتی را میبینیم که اصلاً غیرقابل پاسخ هستند. هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند؛ باید بر اساس تخصص، آرزوها، رهبری اتاق کنترل و غیره، همچنین جایگاه و تاریخچه توسعه اتاق کنترل سازمانتان، تعادل کلی را حفظ کرد. درست مثل اینکه از شما میپرسم، بهتر است با یک زن ثروتمند ازدواج کنید یا با یک زن زیبا؛ همین سؤال است.
وضعیت شرکت و برنامه توسعه شخصی را بررسی کنید. بهخوبی در نظر گرفتن، مقایسه و تطبیق، سنجش مزایا و معایب، و اتخاذ تصمیم.
خود سؤال نویسنده کمی مشکل دارد، ههه. منظور از «تفاوت بین اپراتور و برنامهریز چیست؟» چیست؟ در شرکتها، همه از جایگاه اپراتور شروع میکنند؛ یعنی از انجام سادهترین کارها. مدیریت کارگاه و مدیریت برنامهریزی هر دو جزو حوزه مدیریت هستند، اما تمرکزشان کمی متفاوت است. شرکت مانند یک خانواده بزرگ است و کارگاه نیز مانند یک خانواده کوچک؛ یک خانواده بزرگ از چندین خانواده کوچک تشکیل شده است. سازماندهنده وظیفه هماهنگ کردن روابط و حل تعارضات میان این خانوادههای کوچک را بر عهده دارد تا آن خانواده بزرگ بتواند در صلح و آرامش زندگی کرده و به اهداف مشترک خود دست یابد
تفاوتی که من منظورم هست، به مزایا و معایبی اشاره دارد که در کارهای آینده وجود خواهد داشت