Thread Content
این پست را آخرین بار کاربر 68589544 در تاریخ ۲۵/۷/۲۰۱۶ ساعت ۱۲:۴۲ ویرایش کرد. 1.jpg اول: مسئله درک و فهم؛ اندیشه پیشنیاز عمل است؛ هیچ عمل عقبماندهای وجود ندارد، فقط اندیشههای عقبمانده هستند. اینکه تا چه حد اهمیت کارهای ایمنی درک شود، برای یک سازمان چقدر ترسناک است؛ مدیران ایمنی، مسئولان و مجریان اصلی ایمنی تولید در شرکتها هستند و اهمیت دادن آنها به کارهای ایمنی بسیار حیاتی میباشد. مدیران ایمنی تنها در صورتی میتوانند اطمینان حاصل کنند که سازمانشان از هرگونه حادثه در امان باقی میماند و منافع ایمنی را که با پول قابل خریدن نیست، کسب میکند که جایگاه کار ایمنی و خود را به درستی تعیین کرده، کار ایمنی را به عنوان امری حیاتی برای بقای شرکت و اولویت اصلی در انجام مسئولیتهای مدیریتی بدانند و اصل «پنج همزمانی» را در ایمنی و کار روزمره به کار ببندند. دوم، مرحله بازرسی ایمنی است. در مدیریت ایمنی تولید، شرکتها اغلب با انواع بازرسیهای مختلف از سوی اقشار گوناگون مواجه میشوند. اگر مدیران ایمنی به درستی با این موضوع برخورد نکنند، قطعاً مشکلاتی در شرکت کشف خواهد شد؛ در موارد خفیف، نیاز به اصلاح و بازبینی وجود دارد و در موارد شدیدتر، شرکت مجازات خواهد شد. این امر باعث از دست رفتن آبروی فرد میشود و مسئولان شرکت نیز متضرر خواهند شد؛ حتی ممکن است خود آنها قربانی بازرسی شده و اخراج یا استعفا دهند. به عنوان مدیر ایمنی شرکت، باید آگاه بود که مسئولیت سنگینی بر عهده داریم؛ لذا باید به هر بازرسی با جدیت نگریست. در قبال نواقص و خطرات شناساییشده، هرگز نباید بیتفاوت بود؛ زیرا تا زمانی که این خطرات رفع نشوند، احتمال وقوع حوادث ایمنی در محیط کار وجود دارد که منجر به جراحت یا مرگ افراد و خسارت به اموال گردد. در چنین شرایطی، مسئولیتپذیری قانونی نیز الزامی است و پشیمانی تا آخر عمر را در پی خواهد داشت. بنابراین، تنها با توجه ویژه در زمان بازرسیها، رعایت قوانین در شرایط عادی، مدیریت بر اساس استانداردها و حفظ خطوط قرمز، میتوان در بازرسیهای ایمنی آرامش خود را حفظ کرد و واقعاً به عنوان نگهبان ایمنی سازمان عمل کرد. سوم، مرحله آموزش ایمنی است. در فرآیند مدیریت ایمنی در شرکتها، آموزش و تربیت در زمینه ایمنی یک بخش مهم محسوب میشود؛ ابتدا، کارکنان مسئول ایمنی باید آموزش دیده و با داشتن گواهینامه، وارد محل کار شوند ; دوماً، کارکنان ویژه شرکتها باید آموزش دیده و با داشتن گواهینامه مشغول به کار شوند ; یک بار دیگر، کارکنان شرکتها باید آموزش سالانه را بگذرانند. به طور کلی، مدیران امنیت باید همواره ذهنی هوشیار داشته باشند، به طور جدی در دورههای آموزشی مختلف شرکت کنند، با قوانین و مقررات مربوط به ایمنی تولید آشنا شوند و آنها را به موقع در سازمان خود ترویج دهند؛ نه تنها خودشان باید آموزش ببینند، بلکه باید بتوانند دیگران را نیز آموزش دهند. میتوان متقاعد کرد که مدیریت شرکت پیشگام در رعایت مقررات ایمنی و اجرای الگویی از دستورالعملهای عملیاتی باشد. پیشگامی در اجرای مدیریت استانداردسازی؛ تلاش برای مشارکت همه کارکنان شرکت در آموزشهای هشداردهنده ایمنی، به منظور اطمینان از آگاهی همگان نسبت به ایمنی در تولید. چهارم، مرحله ارزیابی است. شرکتها جنبههای مختلف را ارزیابی میکنند؛ مدیران ایمنی باید هنگام تدوین سیستم ارزیابی در شرکت، با استدلال منطقی و مطابق با قوانین، شاخصهای ارزیابی را به شیوهای علمی تعیین کنند تا بخشهای مدیریتی و گروههای کاری هم بتوانند از طریق این ارزیابی اهمیت ایمنی تولید را درک کنند و هم پس از رعایت مقررات ایمنی، پاداش شایسته خود را دریافت نمایند. بنابراین، در مدیریت روزمره باید نسبت به خود سختگیر و نسبت به دیگران مهربان باشیم؛ اما در مورد مسائل مربوط به اصول ایمنی کار، قوانین متفاوتی حاکم است. مسئولیت ایمنی کار بسیار مهم است؛ اگر فرد نتواند از آزمونهای مربوطه عبور کند، قطعاً حوادث جدی رخ خواهد داد. در نظارتهای روزمره بر ایمنی، اغلب مواجه میشویم که کارخانهها یا گروههای کاری دارای مشکلات ایمنی هستند؛ آنها با انواع دلایل توضیح میدهند، و معمولاً میگویند: «لطفاً به من احترام بگذارید» یا «این بار را نادیده بگیرید؛ من فوراً اشتباهاتم را اصلاح خواهم کرد، لطفاً مجازات یا گزارشی صادر نکنید». اما پس از این بار، نه تنها فرد اشتباهاتش را اصلاح نخواهد کرد، بلکه حتی بدتر هم خواهد شد؛ در این صورت، مدیریت او دشوارتر خواهد شد. در زمان ارزیابی، نمیتوان احترام را نادیده گرفت، اما باید در چارچوب قوانین و مقررات، احترام لازم را اعطا کرد. پنجم، روابط انسانی است. در محیط کار، مدیران ایمنی نیز مانند سایر افراد بخشها، دارای روابط انسانی هستند؛ اما این روابط باید در چارچوب منطقی باشد و نباید به قیمت فدا کردن اصول و وفاداری به حزب صورت گیرد. برخی از مدیران ایمنی در سازمانها، تحت تأثیر «روابط شخصی» عمل میکنند؛ اصول را رعایت نمیکنند. هنگامی که مدیران بالادستی دستوری صادر میکنند، نمیدانند چه کاری انجام دهند؛ با کمی منافع مالی، پروندهها را به سرعت بسته میکنند. حتی تعداد بسیار کمی از آنها از این فرصت برای کسب منافع شخصی استفاده کرده و تحت عنوان روابط شخصی، اقدامات فسادآمیز انجام میدهند. این امر باعث تخریب جدی فرهنگ ایمنی، از کنترل خارج شدن مدیریت ایمنی و وقوع مکرر حوادث میشود! پس اولین مورد، «مسئله احساسات و روابط انسانی» است. ششم، مسئله مجازاتهای ایمنی است. روابط خویشاوندی، دوستی و عشق چیزهایی هستند که هیچکس نمیتواند از آنها بینیاز باشد؛ در فرآیند اجرای قوانین ایمنی اغلب با این روابط مواجه میشویم. هنگامی که در بازرسیهای ایمنی کارگاهها و گروههای کاری مشکلی کشف شود و نیاز به اعمال مجازات باشد، فشارهایی از جانب افراد مختلف وارد میشود؛ این فشارها مانند «خنجرهای نرم» هستند که مقابله با آنها دشوار است. تنها با استوار بودن در باورها، تقویت آموزش خودکنترلی، افزایش آگاهی از خودانضباطی، مقاومت قاطع در برابر انواع وسوسهها، متقاعد کردن و آموزش افراد نزدیک و دوستان، و مقابله با «بمبهای احساسی خویشاوندی» است که میتوان امنیت، عدالت و بیطرفی را تضمین کرد و اقتدار ایمنی را برقرار ساخت. هفتم: مسئله آموزش و اطلاعرسانی است. هر حادثهای جنبههایی دارد که قابل پیشگیری و کنترل هستند؛ چگونه میتوان توانایی پیشگیری از حوادث یا فجایع را افزایش داد؟ چگونه آگاهی از خودمراقبتی را افزایش دهیم؟ چگونه از گسترش حوادث جلوگیری کنیم و غیره؛ برای حل این مشکلات، باید ابتدا آموزش و ترویج را آغاز کرد. در حوزههای مختلف، مقررات و قوانین ایمنی در شرکتها متفاوت بوده و هر کدام بر جنبهای خاص تمرکز دارند؛ اما هدفشان تنها یکی است: تضمین امنیت. بنابراین، راهنمایی و آموزش از طریق روشها و کانالهای مختلف بسیار مهم است. مدیران امنیتی باید هر راهی را به کار ببرند تا مردم عادی از قوانین ایمنی آگاه شوند، به آنها پایبند باشند، دانش لازم در زمینه ایمنی را کسب کنند و مهارتهای عملیاتی ایمنی را فرا بگیرند؛ تا کار ایمن، سفر ایمن و نظارت بر ایمنی به یک رفتار ذهنی همگان تبدیل شود. هشتم: مرحله اجرای مسئولیتها؛ در تولید ایمن، همه مسئول هستند. تقسیم وظایف در مشاغل مختلف، مسئولیتهای ایمنی متفاوتی را به همراه دارد. به عنوان مدیر امنیت، مسئولیتهای غیرقابل سلبی در زمینه اجرای سیاستها و مقررات امنیتی، ایجاد ساختارهای امنیتی، تأمین تدابیر امنیتی و هماهنگی سازمانهای مرتبط با امنیت بر عهده دارد ; مسئولیت ایمنی، در اجرای صحیح آن نهفته است؛ چگونه میتوان مهندسان و کارکنان شاغل در مشاغل مختلف را وادار کرد تا به اصول و استانداردها پایبند باشند، طبق دستورالعملهای ایمنی عمل کنند، فعالیتهای خود را به شیوهای علمی و منظم انجام دهند و از وقوع «سه تخلف» جلوگیری کنند. تنها با محقق کردن مسئولیتها در هر جایگاه و بر عهده هر فرد، به گونهای که دستورات اجرا شود و ممنوعیتها رعایت گردد، هر کس وظیفه خود را انجام دهد، مسئولیتش را بپذیرد و با یکدیگر هماهنگ عمل کند، میتوان تا حد امکان خطرات را از بین برد و از وقوع حوادث جلوگیری نمود. نهم: بخش نظارت و مدیریت. تحت تأثیر منافع شخصی، برخی از مدیران ایمنی به مسائل ایمنی بیتوجهی میکنند؛ انجام کارهای صوری نشانه ناآگاهی از قوانین ایمنی است ; برای جلوگیری از وقوع تخلفات، نقض مقررات و اعمال غیرقانونی ناشی از اقدامات بیملاحظه و خودسرانه برخی افراد، تقویت نظارت و مدیریت داخلی ایمنی در شرکتها اقدامی مهم برای اجرای صحیح قوانین و مقررات ایمنی است؛ وقوع مکرر حوادث ایمنی نیز ارتباط تنگاتنگی با کمبود نظارت ایمنی دارد ; مدیران امنیتی سازمانها باید نظام نظارت و بازرسی را در داخل سازمان تکمیل کرده، سیستمهای مدیریتی را بهبود بخشند و مدیریت مبتنی بر قوانین را محقق سازند ; همچنین، مدیران ایمنی باید اجرای قوانین ایمنی در داخل سازمان را تقویت کرده، هزینههای نقضکنندگان مقررات، قوانین و ضوابط را افزایش دهند تا بازدارندگی مؤثری در برابر افراد مرتکب «سه نقض» ایجاد شود. منبع: روزنامه ایمنی تولید چین
افراد امنیتی هم باید از موانع عبور کنند :لول