Thread Content
سلام همگی، من قبلاً در کارخانهها کار میکردم؛ معمولاً لولههای تخلیه در محوطه کارخانهها روی زمین قرار دارند و این لولهها بر اساس فشار بالا و پایین، به ترتیب به سمت مخازن تقسیمبندی شدهاند. اخیراً با یک پروژه ایستگاه گاز طبیعی روبرو شدم؛ مالک پیشنهاد کرد که لولههای تخلیه در زیر زمین قرار گیرند. دلیل این کار این بود که گازهای اصلی، گازهای خشک هستند و تنها بخشی از آنها حاوی آب است؛ سرعت تخلیه گاز نیز بالاست، بنابراین وجود نقاط پایین در زیر زمین مشکلی ایجاد نمیکند. اما فکر میکنم بهتر است از روش قبلی استفاده کنیم. همگی نظرات خود را بدهید. لطفاً نظراتتان را ارائه دهید.
آخرین بار، این پست توسط ancientjin در تاریخ ۲۰۱۶-۷-۲۵ ساعت ۲۰:۵۶ ویرایش شد. همچنین، لولهها در زیر زمین قرار دارند و تعمیر آنها دشوار است؛ حتی اگر اقدامات مناسبی برای محافظت در برابر خوردگی انجام شود، باز هم احتمال خرابی آنها زیاد است. طراحی سطحی شامل استفاده از قابهای لوله و عایقبندی است که هزینه آن کمی بالاتر میشود. @chm5277 @colinzh @ماهیهای دریای بیابان @ckwcba @waaabc @jackzwt @boyirensheng @Sammy_Wang @دو نفر که به صدای دریا گوش میدهند @امپراتور منچستر یونایتد @boyirensheng
آره، واقعاً دوست خوب بود! موافق نظر شما هستم؛ لولهکشی در زیر زمین تنظیم آن سختتر است و استانداردها نیز اجازه آن را نمیدهند. حتی مقدار کمی هم مهم است، چون با تجمع کمکم، مقدار زیادی به دست میآید
لولهها باید خالی شوند؛ فرسودگی لولهها نسبتاً زیاد است. علاوه بر این، گازهای قابل اشتعال از این لولهها عبور میکنند؛ پس بهتر است از سیستمهای حمل و نقل مخصوص استفاده کرد تا ایمنی بیشتری حاصل شود
تا به حال ندیدهام که آن را روی زمین نصب کنند؛ بر اساس الزامات فعلی مربوط به ایمنی و محیط زیست، باید روی قاب لولهکشی نصب شود تا بتوان آن را تحت نظارت داشت
معمولاً در ایستگاهها خالیسازی سرد زیادی انجام میشود و پس از کار گذاشتن در زیر زمین، خروجی نهایی خالیسازی باید تا ارتفاع مشخصی بالاتر از سطح زمین هدایت شود.
LNG، واقعاً نمیدانم~ الان در منطقه پتروشیمی نسخه LNG وجود دارد. . .
آخرین بار، این پست توسط ancientjin در تاریخ ۲۶-۷-۲۰۱۶ ساعت ۰۸:۱۶ ویرایش شد. من تمام استانداردهای مربوطه را بررسی کردم، اما هیچ استانداردی وجود ندارد که صراحتاً ممنوعیت کاربرد آن در زیر زمین را مشخص کند. استاندارد میگوید که تا حد امکان شیب باید به سمت سیستم فانوس باشد؛ در صورت وجود نقاط پایینی اجتنابناپذیر، باید تقسیمکننده اضافه شود. همچنین برخی از صاحبان میگویند که حتی در صورت وجود مقدار کمی مایع درون آن، با سرعت بالای تخلیه، میتوان آن را پاک کرد. فقط فکر میکنم طراحی نباید به این سادگی انجام شود؛ باید تا حد امکان ایمن و منطقی باشد. تحلیل HAZ این موارد را بررسی نمیکند؛ عمدتاً به چیدمانها و فرآیندها میپردازد. من همیشه توصیه میکنم، اما احساس میکنم کاری از دستم برنمیآید چون صاحبخانه به حرفهایم گوش نمیدهد.
من برخی مقالات را بررسی کردهام که میگویند در موارد مشابه، پس از قرار دادن در زیر زمین، تنها ۹ سال طول کشید تا از نظر ضدخوردگی آسیب ببینند. مشکل بزرگ دیگر نیز مسئله تجمع آب است؛ اگر همه فرض کنند که وجود این نقطه پایین در زیر زمین تأثیر چندانی ندارد. اما آنها باز هم مخزن جداسازی مایعات را اضافه کردند؛ در حالی که خودشان فکر میکردند مقدار مایع بسیار کم است، پس چرا باید مخزنی برای مایعات اضافه کنند؟ این کار کمی متناقض بود.
خب، دیدم که در ایستگاه واقعاً نوعی تخلیه جداگانه وجود دارد و همچنین نوعی حرکت با شعله. هر دو لوله حاوی گاز طبیعی مرطوب هستند؛ سرعت تخلیه در ابتدا مناسب است، اما در پایان فرآیند تخلیه، سرعت کاهش مییابد و مایع در داخل لولهها باقی میماند. شاید کارخانهام مقدار زیادی از این را تولید کرده باشد؛ باید با آن به شکل متفاوتی برخورد کرد
خب، بله، این خطوط ایستگاه گاز طبیعی هستند.
معمولاً در ایستگاهها فرآیند خشکسازی انجام میشود، درست است؟
بله، ایستگاهها عمل خشکسازی معمولی را انجام میدهند. اما عمق خشک شدن کافی است؟ لولههای ورودی برای تخلیه، شامل نوعهای قبل از تصفیه آب و بعد از آن هستند؛ اینکه آیا در این لولهها مایعات انباشته میشود یا خیر، قابل شبیهسازی نیست. اگر خشکسازی عمیق انجام شود، احتمالاً ممکن است.
نظر شخصی: ۱) اگر فرسایش عمدتاً درونی باشد، تفاوت چندانی بین لولههای هوایی و زیرزمینی وجود ندارد؛ میتوان در لولههای گاز زیرزمینی مخزنی برای ذخیره آب متراکم قرار داد و به طور دورهای آن را خالی کرد. ۲) اگر فرسایش خارجی باشد، معمولاً برای لولههای گاز زیرزمینی از روش ۳PE برای مقاومت در برابر خوردگی استفاده میشود که تا ۳۰ سال مشکلی ایجاد نمیکند؛ اما لولههای هوایی نیاز به نگهداری و تعمیرات بیشتری دارند. به نظر من، استفاده از لولههای زیرزمینی نیز گزینه خوبی است؛ زیرا فاصله لولههای تخلیه گاز در پالایشگاهها و ایستگاههای گاز اغلب از تجهیزات و ساختمانها فاصله زیادی دارد، و معمولاً بین برجهای تخلیه گاز و تجهیزات/ساختمانها، مسیرهای اطفای حریق ایجاد میشود؛ بنابراین استفاده از لولههای زیرزمینی راحتتر است. اگر نیازی به عبور نیست، کابلکشی مستقیم گزینه خوبی است
آره، حرفش خیلی منطقی است. در واقع، مشکلات خوردگی همگی جزئی هستند؛ مسئله اصلی این است که از تخلیه مقدار کمی مایع درون آن میترسند، زیرا تجمع مایع در نقاط پایینی میتواند بر کارایی تخلیه تأثیر بگذارد. در واقع، در بسیاری از لولهکشیهای زیرزمینی، سوراخهای شیر برای تخلیه کامل آب وجود ندارد؛ این کار چندان منطقی نیست. شاید فقط تا به حال مشکلی پیش نیامده باشد.
اول: این پروژه مربوط به صنعت گاز طبیعی است، نه یک پروژه عادی در زمینه پتروشیمی یا صنعتی. باید الزامات صنعت گاز طبیعی را در نظر گرفت. در حال حاضر، صنعت گاز طبیعی شامل ایستگاههای انتقال طولانیمسافت است؛ شرکت پتروچاین نیز لولههای خود را در زیر زمین قرار میدهد، از جمله لولههای تخلیه. اگرچه آنها میدانند که دمای لولههای تخلیه هنگام تخلیه کاهش مییابد، اما سالهاست که این لولهها در زیر زمین قرار داده شدهاند و هیچ حادثه بزرگی رخ نداده است؛ بنابراین در حال حاضر این صنعت از روش قرار دادن لولهها در زیر زمین استفاده میکند.
دوم: استانداردهای صنعت پتروشیمی مقرر میکند که لولههای تخلیه باید در فضای هوایی قرار گیرند و نه در زیر زمین.
سوم: ابتدا باید ببینید که شما چه نوع شرکتی دارید؛ اگر شرکت شما یک شرکت شیمیایی است و تنها گاز طبیعی را وارد کرده و یک ایستگاه تنظیم فشار دارد (یا ایستگاه ورودی شرکت)، اما این ایستگاه در داخل محوطه شرکت قرار دارد، در این صورت باید از الزامات صنعت پتروشیمی پیروی کرده و لولهها را در فضای هوایی قرار دهید. اما اگر شما فقط یک ایستگاه انتقال طولانیمسافت دارید، میتوانید از روش قرار دادن لولهها در زیر زمین استفاده کنید.
حتی پس از عبور از EAG نیز، LNG نباید در زیر زمین دفن شود؛ پارامترهای طراحی EAG به گونهای است که دمای آن ۵ تا ۱۰ درجه کمتر از دمای محیط باشد. با در نظر گرفتن بدترین شرایط، دمای متوسط ماهانه در زمستان (طبق مقررات TSGD0001) باید حدود منفی ۲۰ درجه در نظر گرفته شود و در چنین شرایطی، دفن مستقیم آن مجاز نیست. اینکه شما مشکلی در خروج گاز ندارید، به این دلیل است که خروج گاز را به صورت دستی انجام میدهید و میزان و زمان خروج گاز را کنترل میکنید؛ اما در هنگام خروج گاز در اثر حادثه، احتمال بروز مشکلات ناشی از تنش وجود دارد. لولههای خروج گاز معمولاً برای تخلیه آب استفاده میشوند (نصب مخزن برای ذخیره آب بیفایده است، زیرا بخش زیادی از آن آب باران است؛ البته آب مرطوب شده توسط هوا نیز وجود دارد، اما مقدار آن کم است)؛ در بالای این لولهها نباید تجهیزاتی برای مانع شدن از خروج گاز وجود داشته باشد (امروزه کلاههای خودکار برای جلوگیری از باران وجود دارد)؛ در غیر این صورت، در هنگام خروج گاز در مقادیر زیاد، نیروی معکوس زیادی ایجاد خواهد شد. اینکه آب باران از بالای لولهها خارج میشود، قطعاً نشاندهنده این است که طرح مربوطه از منطقه جنوب غربی الهام گرفته شده است؛ طراحی اولیه آنها این بود که لولهها را مستقیماً از زیر زمین به نقاط بالاتری روی سطح زمین منتقل کنند تا گاز از آنجا خارج شود؛ به نظر من، چنین طراحیای اشتباه است. در واقع، در هیچیک از پایگاههای وزارت صنایع شیمیایی چنین کاری انجام نشده است. من فرداً ترجیح میدهم که در طراحی صنعت گاز، از روشهای طراحی موجود در مؤسسات طراحی صنایع شیمیایی الهام گرفته شود.
نویسنده درست میگوید. باز کردن مستقیم از داخل لوله خمیده به سمت بالا واقعاً صحیح نیست. در واقع، در بسیاری از ایستگاههای گاز طبیعی، لولههای تخلیه پس از خروج از سطح زمین به لوله اصلی تخلیه متصل میشوند؛ در بخش پایینی لوله تخلیه، بخشی با طولی حداقل برابر با حداکثر میزان بارش در آن منطقه وجود دارد و در نقطه پایینی، شیر تخلیه آب نصب شده است. پس از بارش، کافی است آب موجود در لوله به صورت دستی تخلیه شود؛ نیازی به نصب درپوش محافظ در بخش بالایی لوله نیست. البته موارد فوق تنها در شرایطی که گازهای خارجشونده نسبتاً تمیز هستند، صادق است؛ در شرایط پیچیده، لازم است اقدامات تصفیهای بیشتری انجام شود
طبق استانداردهای فانوس، باید مخزن جداسازی مایعات تعبیه شود؛ قرار دادن آن در زیر زمین قطعاً مناسب نیست