۱۰۸ روش انگیزهبخشی به کارکنان | مطالعه ضروری برای مدیران ایمنی
Thread Content
۱.jpg ۱. الگوسازی و انگیزهبخشی: تعیین یک معیار رفتاری برای کارکنان. در هر سازمانی، مدیران آینهای برای زیردستان هستند. میتوان گفت که با نگاه کردن به اینکه مدیران این سازمان چگونه با کار خود رفتار میکنند، میتوان نگرش کاری تمام اعضای سازمان را درک کرد. “سطح ناهموار است؛ نمیتوان سایهای صاف از آن به دست آورد. ”برای اینکه کارمندان با اشتیاق کار کنند، مدیران باید ابتدا الگویی ارائه دهند. ۱. رهبر، الگوی کارکنان است.۲. قبل از اینکه دیگران را انگیزهدهی کنید، ابتدا خودتان باید انگیزه داشته باشید.
۳. برای اینکه زیردستانتان کارآمد باشند، خودتان نباید بیکفایت باشید.
۴. تصویری هوشمند و توانا از خودتان بسازید.
۵. پیشگام باشید و در صف اول حضور داشته باشید.
۶. با شور و اشتیاق خود، شور و اشتیاق کارکنان را برانگیزید.
۷. آنچه شما نمیتوانید انجام دهید، من انجام میدهم.
۸. دستهایتان را «کثیف» کنید؛ این کار میتواند هر کارمندی را انگیزهدهی کند.
۹. در میان کارکنان، الگوهایی ایجاد کنید.
۲. انگیزهبخشی بر اساس اهداف: این کار اشتیاق کارکنان را برای پیشرفت مداوم برمیانگیزد. اعمال انسان همگی توسط انگیزهها برانگیخته میشوند و به سوی اهداف مشخصی هدایت میگردند. این انگیزه، محرکی برای رفتار و نیروی درونی برای اقدام است؛ که تأثیر بسیار قویی در تحریک فعالیتهای انسان دارد. مدیران با تعیین اهداف مناسب، میتوانند به طور مؤثر رفتار کارکنان را برانگیزند، هدایت کنند و انگیزهبخشی نمایند و باعث افزایش فعالیت آنها شوند. ۱۰. کارکنان را نسبت به آینده شرکت مطمئن کنید.
۱۱. تمام کارکنان را با اهداف مشترک هدایت کنید.
۱۲. از اصل «پرشی که امکانپذیر باشد» پیروی کنید.
۱۳. هنگام تعیین اهداف، آنها را مشخص و واضح کنید.
۱۴. مراحل اجرای اهداف را برنامهریزی کنید.
۱۵. بین اهداف بلندمدت و وظایف کوتاهمدت تعادل برقرار کنید.
۱۶. اهداف فردی را به اهداف جمعی تبدیل کنید.
۱۷. زیردستان را در فرآیند تعیین اهداف مشارکت دهید.
۱۸. از وقوع پدیده «جایگزینی اهداف» جلوگیری کنید.
۳. تفویض اختیار و انگیزهبخشی: افرادی که مسئولیتهای سنگینی بر عهده دارند، انگیزه بیشتری دارند. تفویض اختیار مؤثر، یک مهارت مدیریتی مهم است. هرچقدر هم که رهبری توانا باشد، امکان ندارد بتواند تمام کارها را بر عهده بگیرد؛ چنین کاری تنها منجر به کاهش کارایی مدیریت و رشد آهستهتر زیردستان میشود. از طریق اعطای اختیارات، مدیران میتوانند تواناییهای کاری خود و زیردستانشان را ارتقا دهند و همچنین میتوانند انگیزه و حس مالکیت زیردستان را به طور چشمگیری تقویت کنند. ۱۹. نباید به «مدیر خانه» در شرکت تبدیل شد.
۲۰. قدرتی که در دست باشد، تنها چیزی بیجان است.
۲۱. از «احساس جایگاه» برای تحریک انگیزه کارکنان استفاده کنید.
۲۲. «وظایف مهم» میتوانند انگیزه کاری را بیشتر برانگیزند.
۲۳. آمادگی کامل، پیششرط واگذاری اختیارات بهینه است.
۲۴. در انتخاب افرادی که اختیارات به آنها واگذار میشود، دقت کنید.
۲۵. زمان مناسب برای واگذاری اختیارات و روش مناسب آن را مشخص کنید.
۲۶. تعادل و برابری بین قدرت و مسئولیت را تضمین کنید.
۲۷. واگذاری اختیارات مؤثر را با کنترل منطقی ترکیب کنید.
۴. احترام و تشویق؛ اعطای کرامت به افراد بسیار مؤثرتر از دادن پول به آنهاست. احترام، یکی از انسانیترین و مؤثرترین روشهای تشویق است. تحریک کارکنان با احترام و ارزش قائل شدن برای آنها، تأثیری بسیار پایدارتر و مؤثرتر از تشویقات مادی دارد. میتوان گفت که احترام، ابزاری مؤثر برای انگیزهدادن کارکنان است؛ هزینه آن بسیار کم بوده و نتایج حاصل از آن بسیار خوب است، به طوری که سایر روشهای انگیزهدادن قادر به رقابت با آن نیستند. ۲۸. احترام، انگیزهای مؤثر و بیهزینه است.
۲۹. کسی که احترام را میداند، میتواند «حکیم و بزرگوار» شود.
۳۰. نسبت به افراد با استعداد و توانمند، باید احترام بیشتری نشان داد.
۳۱. هنگام سرزنش زیردستان، باید کمی احترام برای آنها قائل شد.
۳۲. به همه افراد، حتی آنهایی که جایگاه پایینی دارند، احترام بگذارید.
۳۳. میتوان دستورات را با لحن التماسآمیز صادر کرد.
۳۴. هرچه جایگاه فرد بالاتر باشد، باید کمتر مغرور و خودخواه باشد.
۳۵. نه سرزنش کنید و نه سؤال کنید.
۳۶. همیشه نباید رفتار رسمی و متکبرانه داشت.
۳۷. احترام به شخصیت افراد، در واقع حفظ خلاقیت آنهاست.
۳۸. به علایق و سرگرمیهای شخصی زیردستان نیز احترام بگذارید.
۵. ارتباطات، ابزاری برای انگیزهدهی است؛ انگیزه زیردستان از طریق گفتگو ایجاد میشود. داشتن روابط خوب بین مدیران و زیردستان، نقش مهمی در برانگیختن انگیزه آنها و تشویق آنها به کار فعال برای شرکت دارد. و پیششرط برقراری چنین رابطه خوبی بین مافوق و زیردست، که مهمترین نکته نیز هست، ارتباط مؤثر است. میتوان گفت که ارتباط برای مدیران، همانند آب برای ماهی و هوا برای پرندگان است. ۳۹. ارتباط، راهکاری مؤثر برای تحریک انگیزه کارکنان است.
۳۰. ارتباط منجر به درک متقابل میشود و درک متقابل نیز به همکاری منجر میگردد.
۴۱. ایجاد سیستم ارتباطات داخلی مناسب.
۴۲. رفع موانع ارتباطی و تضمین اشتراکگذاری اطلاعات.
۴۳. توانایی یافتن «نقاط ورود» مناسب برای ارتباط.
۴۴. هفت مرحله برای برقراری ارتباط مؤثر با کارکنان.
۴۵. هنگام صحبت با زیردستان، لازم است ابتدا فضای مناسبی ایجاد شود.
۴۶. نکته کلیدی در ارتباط، صحبت کردن نیست، بلکه گوش دادن است.
۴۷. برخورد صحیح و مدیریت مناسب شکایات.
۴۸. تشویق کارکنان به برقراری ارتباط کامل با یکدیگر.
۶. ایجاد اعتماد: روشی مؤثر برای الهام دادن به دیگران برای انجام اقدامات مورد نظر. بین رهبر و کارکنان باید صمیمیت و وفاداری وجود داشته باشد. در چه زمینهای به او اعتماد دارید؛ در واقع همان زمینهای است که در آن جهت و مسیر اقدامات ارادهاش را ترسیم کردهاید. بنابراین، اعتماد نیز به راهی مهم برای تحریک و ترغیب اراده و رفتار دیگران تبدیل شده است. و مدیریت نه همین است که اراده و رفتار دیگران را تحریک و هدایت کند؟ ۴۹. اعتماد، موتور محرک انگیزه است.
۵۰. استفاده از افراد بدون تردید، روش اساسی مدیریت آنهاست.
۵۱. به افراد کلیدی در کار، باید اعتماد کامل کرد.
۵۲. به جوانان اعتماد کنید تا بتوانند دنیای جدیدی خلق کنند.
۵۳. راه فرار افراد تحت سرپرستی را با شک و تردید مسدود کنید.
۵۴. ۱۴ روش برای ابراز اعتماد به زیردستان.
۵۵. حتی میتوان بدون تردید، نمایشی از اعتماد نیز ایجاد کرد.
۵۶. هم باید اعتماد کرد و هم اعتمادبهنفس آنها را تقویت نمود.
۷. بخشش و تشویق؛ سخاوت قلبی باعث میشود دیگران با اشتیاق خدمت کنند. بخشش، هنر مدیریت است و روشی مؤثر برای انگیزهبخشی به کارکنان نیز میباشد. ویژگی بخشندگی مدیران نه تنها باعث میشود کارکنان احساس صمیمیت، گرما و دوستی کرده و احساس امنیت کنند، بلکه میتواند به کلیدی برای برانگیختن انگیزه آنها تبدیل شود؛ این ویژگی کارکنان را به خوداندیشی، خودانضباطی و خوداتکایی ترغیب کرده و آنها را وادار میکند تا با قلبی سرشار از احساسات، با میل و رغبت برای شرکت تلاش کنند. ۵۷. بخشندگی و سخاوت، پیششرط رهبری است.
۵۸. بردباری، روش مهمی برای انگیزهدهی است.
۵۹. بخشیدن به دیگران، در واقع راه را برای خودتان هموار میکند.
۶۰. به زیردستانی که اشتباه کردهاند، فرصت اصلاح دهید.
۶۱. بخشیدن به کسانی که حق را نادیده گرفتهاند، به شما کمک میکند تا زیردستانتان را تحت کنترل داشته باشید.
۶۲. در برابر بیادبیهای زیردستان، میتوانید وانمود کنید که چیزی نفهمیدهاید.
۶۳. با مهربانی با کسانی که متفاوت هستند رفتار کنید؛ این کار باعث جلب قلب آنها میشود.
۶۴. اجازه دادن به شکست، در واقع تشویق به نوآوری است.
۶۵. باید بتوانید نقاط ضعف دیگران را بپذیرید و از نقاط قوتشان استفاده کنید.
۶۶. جرأت بخشیدن به کسانی که برتر هستند، نشانه هوش و بصیرت شماست.
۸. تحسین و تشویق، روشی بیهزینه اما بسیار مؤثر برای انگیزهدهی است. همه انسانها تمایل دارند «فرد مهمی» باشند و مشتاق دریافت تحسین و تأیید دیگران هستند. تحسین، نیروی محرکهای بسیار مؤثر و شگفتانگیز است؛ این نیرو میتواند به انسان قدرت مثبتی بدهد و اشتیاق او را نسبت به چیزها به شدت افزایش دهد. با تشویق کارکنان، مدیران میتوانند در ازای تلاش خود، پاداشی بسیار بیشتر به دست آورند. ۶۷. الهامبخشی که بیشترین تأثیر را دارد، تحسین است.
۶۸. حتی اگر تحسینها واقعی نباشند، باز هم میتوانند فرد را شکل دهند.
۶۹. باید با نگاهی ستایشآمیز، نقاط قوت زیردستان خود را پیدا کرد.
۷۰. تنها با قدردانی میتوان در چیزهای کوچک نیز زیبایی را کشف کرد.
۷۱. باید از پیشداوریها دوری کرد تا تحسینها عادلانه و منصفانه باشد.
۷۲. تحسینهای مناسب، تأثیر مثبتی خواهند داشت.
۷۳. هنگام تحسین زیردستان در مقابل دیگران، باید به روش صحیح عمل کرد.
۷۴. باید در تحسین کارمندان جدید و قدیمی تفاوت قائل شد.
۹. الهامبخشی از طریق احساسات: باعث میشود زیردستان با انگیزه بیشتری تلاش کنند. موفقیت یک رهبر به این بستگی ندارد که آیا کسی برایش تلاش میکند یا نه، بلکه به این بستگی دارد که آیا کسانی هستند که با میل و رغبت برایش تلاش کنند. بدانید که آنچه باعث میشود انسان جان خود را فدای دیگری کند، پول و مقام نیست، بلکه عشق است. یک حرکت مهربانانه، چند کلمه احساساتی، و چند قطره اشک غمگین، هزاران برابر از مناصب و ثروتهای بالا تأثیرگذارترند. ۷۵. احساسات مانند آب نرم هستند، اما میتوانند هر چیزی را در هم بشکنند.
۷۶. وقتی «قلب» را فتح کنید، میتوانید «بدن» را نیز کنترل کنید.
۷۷. شما باید «مهربان» باشید تا دیگران نیز «مهربان» باشند.
۷۸. «لطف و محبت» را نیز میتوان ایجاد کرد.
۷۹. وقتی از زیردستان خود حمایت کنید، آنها وفادارتر خواهند بود.
۸۰. فرصتهای کمک کردن به دیگران را نباید از دست داد.
۸۱. از حمایت از زیردستانی که شایسته هستند، لذت ببرید.
۸۲. کمی محبت نشان دهید و به جزئیات کوچک توجه کنید.
۸۳. محبت خود را به خانههای زیردستانتان نیز برسانید.
۱۰. رقابت، انگیزهای است که باعث افزایش پویایی سازمان میشود. همه انسانها تمایل به رقابت دارند. ایجاد یک مکانیزم رقابتی سالم درون سازمان، راهنمایی و انگیزهبخشی مثبت، سالم و رو به پیشرفتی است. مدیران با برپا کردن یک مسابقه، کارمندان را وادار به رقابت میکنند؛ این کار میتواند انگیزه، ابتکار، خلاقیت و تمایل به پیشتازی و برتری کارکنان را به طور کامل برانگیخته کرده و نشاط سازمانی را بهبود بخشد. ۸۴. رقابت میتواند روحیه کارکنان را به سرعت و به شکل مؤثری تقویت کند.
۸۵. گاهی اوقات میتوان در محیط کار شرطبندی کرد.
۸۶. کارکنان را همواره در حالت رقابت نگه دارید.
۸۷. سه نکته کلیدی برای ایجاد سیستم رقابتی.
۸۸. پویایی و خلاقیت، نتیجه رقابت است.
۸۹. با استفاده از افراد «شبیه به ماهی»، احساس بحران را ایجاد کنید.
۹۰. از «بحران» برای فعال کردن پتانسیل تیم استفاده کنید.
۹۱. رقابت سالم را تشویق کنید و از رقابت مخرب جلوگیری کنید.
۱۱. انگیزش فرهنگی: با استفاده از فرهنگ سازمانی، کارکنان خوبی پرورش دهید. فرهنگ سازمانی، نیروی محرکه توسعه شرکت است. این مفهوم، هدفها و رفتارهای توسعه سازمان را هدایت میکند؛ به طور مؤثری باعث افزایش بهرهوری تولید در سازمان میشود و همچنین نقش قویی در اتحاد اعضای سازمان دارد. فرهنگ سازمانی خوب میتواند وضعیت روحی کارکنان را بهبود بخشد و کارکنان برجستهتری با احساس غرور و افتخار پرورش دهد. ۹۲. فرهنگ سازمانی دارای جهتگیری انگیزشی مشخصی است.
۹۳. فرهنگ سازمانی، نوعی انگیزش بلندمدت و عمیق است.
۹۴. فرهنگ سازمانی همچنین نوعی مزیت برای کارکنان محسوب میشود.
۹۵. با استفاده از فرهنگ سازمانی مناسب، میتوان قدرت رزمی سازمان را افزایش داد.
۹۶. با استفاده از ارزشهای سازمانی، میتوان تمام کارکنان را با سازمان هماهنگ کرد.
۹۷. ویژگیهایی که یک فرهنگ سازمانی انگیزشی باید داشته باشد.
۹۸. رهبری قوی، فرهنگ قوی را پرورش میدهد.
۹۹. با ایجاد محیط مناسب، میتوان فرهنگ سازمانی را نمایان کرد.
۱۲. تنبیه به عنوان روشی معکوس برای انگیزش؛ روشی که اجتنابناپذیر است. نقش تنبیه تنها آموزش دادن فرد مورد نظر نیست؛ بلکه مهمتر از آن، این است که دیگران از آن درس بگیرند و تحت فشار مناسب خارجی، حس اجتناب در آنها شکل گیرد. تنبیه هرچند نوعی انگیزه منفی است، اما اجتنابناپذیر میباشد. زیرا، «ملایمت» نمیتواند تمام مشکلات را حل کند. ۱۰۰. بدون قوانین، هیچ نظم و ترتیبی برقرار نمیشود.
۱۰۱. ملایمت و سازگاری در همه اوقات مناسب نیست.
۱۰۲. تنبیه در زمان مناسب، نشاندهنده اصول و مواضع است.
۱۰۳. باید از اصل «تنبیه بدون تبعیض علیه خویشاوندان» پیروی کرد.
۱۰۴. در برابر افراد شرور، باید تمامی آنها را از بین برد.
۱۰۵. هنگام اعمال تنبیه، نباید دامنه آن بیش از حد گسترده شود.
۱۰۶. تنبیه باید در زمان مناسب و به شیوه مناسب انجام شود.
۱۰۷. ترکیب تنبیه با روشهای ملایم، تأثیر تشویقی بیشتری دارد.
۱۰۸. کمتر تنبیه کنید و بیشتر تشویق کنید