Thread Content
با دانستن حداکثر و جریان عادی جریانسنج، چگونه میتوان محدوده اندازهگیری آن را تعیین کرد؟ مثلاً، حداکثر دبی ۹۰۰ و دبی عادی ۷۵۰ است؛ آیا محدوده اندازهگیری میتواند ۱۵۰۰ باشد؟ گاهی اوقات، وقتی فقط ترافیک عادی وجود دارد، چطور میتوان آن را تشخیص داد؟ از استادان بزرگ خواهش میکنم
برای این موضوع قاعده ثابتی وجود ندارد؛ هر کسی دیدگاه متفاوتی دارد. به طور کلی، محدوده مناسب برابر با ۱.۱ تا ۱.۵ برابر حداکثر جریان است. اما اگر فقط شرایط عملیاتی در نظر گرفته شود، حداقل باید مقداری معادل ۲ برابر شرایط عملیاتی انتخاب شود. این یک مسئله سلیقهای است؛ قاعده خاصی وجود ندارد و باید بر اساس حس و شهود تصمیم گرفت. در کل، کافی است که کمی بیشتر از حداکثر جریان را پوشش دهد
آنچه در بالا گفته شد درست است؛ احتمالاً چند اندازه مناسب به دست میآید. اندازه بزرگتر باعث کاهش افت فشار میشود، بنابراین معمولاً اندازه بزرگتر را انتخاب میکنند. باید با الزامات فرآیند هماهنگ شود.
این موضوع همچنین به جریانسنجی که انتخاب میکنید بستگی دارد. اگر جریانسنج انتخابی شما دارای محدوده اندازهگیری کوچکی باشد، مثلاً نوع صفحه سوراخدار، توصیه میشود مقدار جریان را کمی کمتر تنظیم کنید؛ به طوری که معمولاً از ۱۲۰٪ فراتر نرود. اما اگر جریانسنجی با محدوده اندازهگیری گستردهتر انتخاب کنید، مثلاً نوع وورتکس، میتوانید محدوده جریان را تا ۱۵۰٪ افزایش دهید.
از راهنماییهای شما سپاسگزارم؛ اما یک نکته را کاملاً متوجه نشدهام، و آن هم «شرایط عملیاتی» است. ۔ در واقع این مفهوم چیست؟
با راهنمایی استاد شیه، امم، آیا این بدان معناست که بر اساس دادههای محاسبهشده من، دو نوع قطر لوله وجود دارد؛ یکی ۲۵ و دیگری ۵۰؛ هر دو شرایط لازم را برآورده میکنند. در این صورت، اگر قطر لوله ۲۵ باشد، بهتر است من همان مدل ۲۵ را انتخاب کنم؟; اگر قطر لوله ۵۰ باشد، پس باید ۵۰ را انتخاب کرد؟
راهنماییهای استاد شیه؛ یعنی در حداقل، مقدار آن باید بزرگتر از حداکثر جریان باشد. اما اینکه چقدر بزرگتر، باید بر اساس تجربه و موارد مشابه خودمان تشخیص دهیم. فقط کافی است که خیلی زیاد نباشد، درسته؟
معمولاً از قطری استفاده میشود که کوچکتر از قطر لوله باشد؛ امکان ندارد بزرگتر از قطر لوله باشد. اگر قطر کمتر از قطر لوله باشد، گزینههای زیادی وجود دارد، اما بهتر است از قطر بزرگتری استفاده شود. به عنوان مثال، اگر قطر لوله DN50 باشد، بر اساس شرایط فرآیند و محاسبات، مشخص میشود که قطرهای DN25 و DN40 هر دو مناسب هستند؛ در این صورت بهتر است از قطر DN40 استفاده شود
آیا یک متر جریان الکترومغناطیسی است؟ معمولاً محدوده اندازهگیری را ۱٫۳ تا ۱٫۵ برابر حداکثر دبی انتخاب میکنند. اگر نرمافزار محاسباتی تخصصی در دسترس باشد، بهتر است قطر لوله جریانسنج بر اساس محاسبات انجام شده با آن نرمافزار انتخاب شود؛ در غیر این صورت، هرگونه تغییر در آن تأثیر زیادی بر دقت خواهد داشت
شرایط عملیاتی، محدوده دبی در شرایط کاربردی معمول (که معمولاً همان شرایط طراحی است) میباشد
خودم فکرش را کردم؛ کافی است که بتواند بیشترین حجم ترافیک را پوشش دهد.
آیا نمیتواند بزرگتر از قطر لوله باشد؟ اگر نتیجه محاسبه بزرگتر از قطر لوله شود، یعنی محاسبه اشتباه بوده؟
نه، الان دارم جریانسنج روتاری را محاسبه میکنم. ممنون از شما، استاد~
من به هر حال سه سال در زمینه طراحی ابزارهای اندازهگیری کار کردهام و هرگز با قطری بزرگتر از قطر لوله مواجه نشدهام؛ حداکثر قطر آنها برابر با قطر لوله است. اگر قطر چیزی بزرگتر از قطر لوله باشد، یا ممکن است اشتباهی در محاسبات رخ داده باشد، یا واقعاً چنین وضعیتی وجود دارد؛ در این صورت به اتصالات با قطر متفاوت نیاز خواهید داشت. به نظرم حالت دوم امکانپذیر نیست؛ معمولاً برای اندازهگیری با جریانسنج، شرط این است که مایع به طور کامل لوله را پر کند. اگر قطر دستگاه اندازهگیری بزرگتر از قطر لوله باشد، ممکن است مایع به طور کامل لوله را پر نکند و دقت اندازهگیری به شدت کاهش یابد
میشود لطفاً کمک کنید محاسبات را انجام دهم؟ من هر طور که حساب میکنم، نتیجه یکسانی به دست میآید. رسانه، حداکثر دبی: ۷۶۰۹، مقدار عادی: ۶۳۴۱ (کیلوگرم بر ساعت)، چگالی: ۸۲۱٫۲۰۹ کیلوگرم بر متر مکعب
با دانستن پارامترهایی مانند دبی حداکثر، دبی معمول، دبی حداقل، مایع/گاز و دقت، این پارامترها را به تولیدکننده جریانسنج اطلاع دهید؛ تولیدکننده بهترین محدوده اندازهگیری را برای شما مشخص خواهد کرد...
دادههایی که ارائه دادی واقعاً عجیب هستند؛ V=Q/(3.14X3600XRXR). من از فلومتری با قطر DN50 استفاده میکنم؛ با محاسبه جریان طبیعی، سرعت جریان حدود ۸۰۰ متر بر ثانیه به دست آمد. آیا مسخره میکنی؟
شما خودتان میتوانید محاسبات لازم را انجام دهید؛ این آمار و ارقام واقعاً درست هستند. ۔ ۔ ۔
۔ ۔ ۔ ۔ اما واقعاً اینطور نوشته شده است. ۔