Thread Content
در حال حاضر، در حال انجام امور مربوط به استرداد هزینههای ارتباطی یک ماه قبل از استعفا هستم. بخش مالی شرکت پاسخ داد: «طبق درخواست مدیران، لازم است فهرست هزینههای تماس در ماه آخر را تهیه کنید؛ هزینههای مربوط به تماسهای مربوط به فعالیتهای تجاری شرکت را به وضوح مشخص کنید و نوشته شود که این تماسها مربوط به کدام فعالیت تجاری خاص هستند. سپس، مجموع کل را محاسبه کرده و طبق قوانین پرداخت هزینههای شرکت، هزینهها را جبران کنید.» ” درخواست استرداد هزینههای این رهبر، یعنی آقای رنوی، منطقی نیست؛ دلایل آن به شرح زیر است: ۱. در سیستم استرداد هزینههای مخابراتی کارکنان شرکت، چنین الزامی وجود ندارد. شرکت هیچ کارمندی ندارد؛ حتی هزینههای تلفن کارمندانی که استعفا دادهاند نیز تنها بر اساس چنین الزاماتی پرداخت میشود. علاوه بر این، در چند سالی که کار میکنم، هنگام استرداد هزینه تلفن ماهانه، هرگز با چنین درخواستی مواجه نشدهام. ۲. برای تقریباً تمام شرکتها، بازپرداخت هزینههای مکالمه صرفاً برای هزینههای کاری نیست؛ بلکه نوعی پاداش برای این است که کارمندان ۲۴ ساعته و هفت روز هفته تلفن خود را روشن نگه دارند تا بتوانند در هر زمان به کار پاسخ دهند. هرگز نشنیدهام که شرکتی برای استرداد هزینههای ارتباطی چنین شرطی داشته باشد. ۳. هزینههای ارتباطی من در آخرین ماه کاریام، همچنان بر اساس ترکیب هزینههای ارتباطی چند ماه اول سال ۲۰۱۶ محاسبه شده است: شامل هزینه ماهانه بسته خدمات XX یوان، هزینه تماسهای رومینگ و دادههای همراه در سفرهای کاری (برای جستجوی اطلاعات فنی و دریافت ایمیلهای شرکت در طول سفرها و مسیر رفت و برگشت به محل کار) به مبلغ XX یوان، و هزینه پیامکها به مبلغ XX یوان؛ که مجموعاً ۲۴۶ یوان میشود و از سقف مجاز تعیینشده توسط شرکت یعنی XX یوان، فراتر نرفته است. همچنین هیچ موردی وجود ندارد که با سیستم فعلی پرداخت هزینههای تلفن شرکت سازگار نباشد. ۴. هنگام استعفای من، آقای/خانم XX مسئول ثبت هزینههای تلفن و آقای/خانم XX مدیر منابع انسانی به من به وضوح اطلاع دادند که طبق سیستم فعلی شرکت برای بازپرداخت هزینهها، این هزینهها قابل بازپرداخت هستند. ۵. اگر سیستم جدیدی برای بازپرداخت هزینهها اتخاذ شود؛ مثلاً اینکه هزینههای ماهانه یا هزینههای مربوط به دادههای تلفن همراه قابل بازپرداخت نباشند، باید از قبل اطلاعرسانی شود. نمیتوانم درک کنم که چرا این مدیر ناگهان چنین درخواستی دارد؛ از نظر هر فرد عادی، چنین درخواستی برای کارکنان دشوار است و قطعاً به شهرت شرکت مادر آسیب میزند. من ساعت یک بامداد، ساعت ۷ صبح، روزهای شنبه و غیره کنفرانسهای تلفنی کاری برگزار میکنم؛ شبانهروز کار میکنم. علاوه بر این، نتایج کارم را معمولاً بیمنت بدون هیچ چشمداشتی در سرورهای شرکت به اشتراک میگذارم. چنین دشواریهایی تنها میتواند کارمندان را ناامید و خشمگین کند. دیگر نیازی به همکاری نیست. ۱. بیشتر هزینهها ماهانه هستند؛ حتی اگر یک تماس هم برقرار نشود، این هزینهها پرداخت خواهند شد. او موافقت نکرد که هزینه اجاره ماهانه را پرداخت کند؛ این کار در تضاد با سیستم پرداخت هزینههای تلفن شرکت است. ۲. هزینه دیتای موبایل حذف شده و در محاسبه بازپرداخت لحاظ نمیشود، اما این هم برای کار است؛ آیا لحاظ نکردن آن منطقی است؟ ۳. من از وایفای پولی خانه برای کار در شرکت استفاده میکنم و هرگز به آن اهمیتی ندادهام. به نظر میرسد مدیرعامل شرکت نیز چنین اموری را تحمل میکند؛ در این صورت، راه حل تنها مراجعه به داوری کار است.
از آنجایی که تصمیم به رفتن گرفتهاید، نگران هزینه کم تلفن هم نباشید؛ همه باید تأثیر خوبی از شما ببرند
این پست تکراری با پست زیر است؛ فکر نمیکنم لازم باشد دو بار منتشر شود. هرچند محتوای آن کمی متفاوت است، اما میتوانید آن را ویرایش کنید~~ تجربیات سختی در محیط کار http://bbs.hcbbs.com/thread-1600902-1-1.html (منبع: انجمن شیمیایی هایچوان)
انسان برای حفظ غرورش میجنگد؛ به نظر میرسد که نه تنها نویسنده پست، بلکه همه باید به این مبلغ کم هزینه تلفن اهمیتی ندهند. آنچه نویسنده را عصبانی کرده، نگرش این شرکت است؛ اینکه با یک کارمند قدیمی چنین بدرفتاری میکنند و اصلاً رحمی نشان نمیدهند. پس چرا باید برای او هم رحمی در نظر گرفته شود؟
این به نگرش هر فرد در برخورد با دیگران بستگی دارد؛ برخی افراد بسیار قاطع هستند و در هر موضوعی باید بر حقانیت خود استدلال کنند. بعضی افراد فکر میکنند که مهم نیست؛ تا زمانی که منافع اصلیشان در خطر نباشد، متضرر شدن هم مشکلی نیست. یعنی دارند ذهنیت «رضایت از آنچه هست، باعث خوشبختی است» را دارند! اما از نظر شخصی من، وقتی با چنین موضوعی روبرو میشوم، فقط در خلوت با همکاران سابقم در شرکت شکایت میکنم؛ اگر هم فایدهای نداشت، کمی ناسزا میگویم و بعد به زندگی خودم ادامه میدهم. من کمی تنبلم و دوست ندارم اینطور سرگردان شوم؛ علاوه بر این، این مقدار پول چیز خاصی هم نیست، برای خرید یک وعده غذای خوب کافی نیست
من هم فکر میکنم این مقدار پول ارزش توجه ندارد؛ چون در آن شرکت چیز کلیدی و مهمی در اختیار ندارم، پس سروکله بستن به این مسائل ضرورتی ندارد. مدارکی که تحویل داده شده، کامل نیستند؛ یا بخشی از آنها دارای اشتباه یا نقص هستند؛ یا توضیحات کافی داده نشده است. در هر صورت، آنها حتماً برای کمک به شما خواهند آمد~~~ هههه
کاملاً طبیعیه؛ بعد از استعفا، شرکت قبلی انواع و اقسام مشکلات و سختیها را ایجاد میکند، اما نکته مهم اینه که آیا وقت کافی برای مقابله با این مشکلات رو دارید یا نه. اگر چنین چیزی وجود داشت، از شما حمایت میکنم تا با این شرکت درگیر شوید ; اگر نه، با آرامش به کار بعدی خود بپردازید؛ انتقام گرفتن در زمان مناسب اشکالی ندارد، وقتی فرصت پیش آمد دوباره به آن رسیدگی کنید.
دلیلش را در خودت بجو! بقیه همه بهانهاند!
رفتن به داوری کار برای چنین موضوع کوچکی واقعاً به صرفه نیست. شاید کمی بخل از طرف رئیس باشد. من بیست سال است که کار میکنم و تقریباً هر روز با ناراحتیها و سختیهایی شبیه به آنچه نویسنده پست تجربه کرده، روبرو میشوم. درست مثل نویسنده پست، من احتمالاً خیلی وقت پیش عصبانی شده و میمردم. هه، الان خیلی خوبه. :خخخ
حتماً محیط اجتماعی شما خیلی کوچک است؛ همه اینطور شدهاند. دایره آشناییها روز به روز کوچکتر میشود. توصیه میکنم هرچه زودتر آنجا را ترک کنید؛ وگرنه مسائل کوچکتر نیز میتوانند منجر به اختلافات بزرگتری شوند.
آزادانه باشید، سرتان را برگردانید و بروید. «آرام میروم، همانطور که آرام آمده بودم.»”
این پول کم اهمیته؛ این روزها بدون پول و نفوذ، حتی با داشتن منطق هم نمیشود سیر شد. بیش از یک سال است که شرکت ما تعطیل شده، اما غرامت کارکنان هنوز پرداخت نشده است. قبلاً سعی کردم با مدیریت شرکت صحبت کنم، اما بیفایده بود؛ نیمهشب هم افرادی را دعوت کردم تا چای بنوشیم و این موضوع هم به همین جا ختم شد. آمین… به نظر میرسد دوباره عصبانی شدهام؛ باید آرام باشم
باید کمی سرما به شما بپاشم؛ فکر کنید چند سال است که کار میکنید (خودتان گفتید). وقتی استعفا دهید، آنها حتی برای این مبلغ ناچیز هم از شما سختگیری خواهند کرد. قابل تصور است که شما هیچ نقشی در کارهای اصلی شرکت ندارید؛ منابع مشتریان کلیدی و منابع کاری خارجی را هم در اختیار ندارید. حدس میزنم پس از رفتن شما، هیچیک از فعالیتهای عادی شرکت تحت تأثیر قرار نخواهد گرفت. حتی اگر کمترین مقدار هم باشد، هیچ کارفرمایی به خاطر این موضوع با شما مشکل نخواهد کرد. برعکس، حالا که از آنجا رفتهاید، چرا باید برای پول اندکی که میدانید به دست خواهید آورد، خودتان را ناراحت کنید! ارزشی ندارد
کمی ملایمتر باشید؛ همه استعفا دادهاند، پس چرا باید برای مبلغ ناچیزی از هزینه تلفن دردسر به خود بدهیم؟ اگر عصبانی هستید و میخواهید انتقام بگیرید، یک موضوع بزرگتر پیدا کنید؛ مثلاً نقض قوانین کار توسط شرکت را پیگیری کنید. دعواهای کوچک فقط خستهکننده و طاقتفرسا هستند و هیچ سودی هم ندارند. رهبرهایی از این دست را هرچه زودتر باید کنار گذاشت؛ اگر بیشتر بمانند، خودتان هم فاسد میشوید.
من هم فکر میکنم که از آنجایی که تصمیم به رفتن گرفتهاید، نباید بر سر مبلغ اندکی هزینه تلفن نگران باشید. همه باید تأثیر خوبی از شما ببرند؛ بهتر است تمرکزتان را روی شغل بعدی بگذارید. این پول کم، تأثیر چندانی بر زندگیتان نخواهد داشت؛ اما شغل بعدی تأثیر بسیار زیادی بر زندگیتان خواهد داشت. پس حالا که رفتهاید، لازم نیست درباره این مسائل بیاهمیت نگران باشید؛ چون فقط باعث ایجاد استرس و نگرانی میشود!
پول خرج کردن برای یادگیری، کار خوبی است! زمان، پول است؛ اگر وقتت را صرف شکایت علیه آنها کنی، شاید ثروتمند شوی. با توجه به وضعیت این شرکت، احتمالاً آینده چندان روشنی نخواهد داشت :)
نباید طبق حرفهای بالا، تسلیم شد یا بیتفاوت رفت؛ نمیتوان به شرکت این عادت بد را داد. یک کارمند در آخرین ماه کاری خود با تمام وجود برای شرکت تلاش میکند؛ یک شرکت نباید چنین رفتار خودخواهانهای داشته باشد. این موضوع نشان میدهد که آن شرکت باعث ناامیدی کارمندانش شده و به نظر میرسد که تعطیلی آن نیز نزدیک است. بهتر است نام آن شرکت فاش شود.
فکر میکنید داوری کارگری واقعاً اینقدر مؤثر است؟ امروزه بسیاری از شرکتها حقوق و بیمه کارمندان را پرداخت نمیکنند. ۔ مراجعه به داوری هم فایدهای ندارد؛ چه برسد به آن مبلغ کم هزینه تماست، احتمالاً هیچکس به حرفت توجهی نخواهد کرد. ۔ ۔ ۔ ۔