Thread Content
لوله گاز کلری با قطر DN80، فشار تقریبی ۰.۸ MPa و دبی حدود ۱۱۰ متر مکعب در ساعت؛ اصولاً کلر خشک است، اما نگران ورود رطوبت هستیم، بنابراین قصد داریم یک دستگاه اندازهگیری دبی مقاوم در برابر خوردگی تهیه کنیم. شماها از چه روشی برای اندازهگیری استفاده میکنید؟ از کار رفته؟ همچنین، کسی که تولیدکنندگان مناسب متر جریان نوع هدف را میشناسد، پیشنهاد دهد؛ باید تولیدکنندگانی باشند که واقعاً کار خوبی انجام میدهند.
اگر کسی تجربه دارد میتواند دربارهاش صحبت کند؛ موضوع اصلی، دبی گاز کلر در خروجی کاونترکلرایزر است.
آخرین بار این پست توسط lc19911210 در تاریخ ۲۰۱۶-۸-۲ ساعت ۰۹:۱۰ ویرایش شد. برای تعادل، از مواد هاسلوئل و فیلم PTFE استفاده میشود؛ برای انتخاب مواد مناسب، میتوان از هاسلوئل استفاده کرد یا از بدنه دستگاه اندازهگیری جریان به همراه سه والو، که همگی از PTFE ساخته شدهاند، استفاده کرد. برای فیلم دستگاه ارسال سیگنال نیز از هاسلوئل استفاده میشود؛ همچنین باید به احتمال وجود رطوبت توجه کرد، زیرا ممکن است اسید هیدروکلریک و اسید هیپوکلریتیک وجود داشته باشد
ما تولیدکنندهی سنجهای جریان ماسهای گازی حرارتی هستیم؛ گاز کلر نیز یکی از مواد معمولی برای استفاده در این سنجها محسوب میشود. نمیدانیم آیا فرآیند تولید شما مشخص شده است یا خیر؛ در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر، میتوانید پیام خصوصی برایم بفرستید. شرکت ما همچنین سنجهای جریانی نوع هدفی را نیز تولید میکند؛ مزایای زیادی دارند، اما باید به محدودهی جریان کم توجه کرد، زیرا سنجهای جریانی نوع هدفی ممکن است در این محدودهها عملکرد خوبی نداشته باشند
ما یک پروژه انجام دادیم که برای اندازهگیری گاز کلر از جریانسنج جرمی استفاده شد
شرکت ما، سیستمهای ولوسیتی نوع C را تولید میکند؛ این سیستمها در بسیاری از پروژهها مورد استفاده قرار گرفتهاند و عملکرد بسیار خوبی داشتهاند. در صورت نیاز، میتوانم قرارداد، گزارش کاربر و جدول انتخاب محصول را در اختیار شما قرار دهم؛ اگر علاقهمند هستید، میتوانیم در این باره بحث کنیم
آخرین بار، این پست توسط وانگ تیانزه در تاریخ ۲۰۱۶-۸-۱۲ ساعت ۲۰:۱۷ ویرایش شد. استفاده از متر جریان روتوری توصیه میشود؛ اندازه آن باید DN50 باشد. مشتریانی اخیراً چند دستگاه از این نوع خریداری کردهاند و عملکرد آنها مناسب است. خوردگی وجود دارد، نوع هدفی؛ دقت متوسط است
آیا روتور نیاز به پوشش PTFE دارد؟ یا مستقیماً از فولاد ضدزنگ استفاده کنیم؟
به نظر شخصی من، دقت اندازهگیری متر جریان هدفی کافی نیست؛ پس چرا از متر جریان روتوری استفاده نمیشود؟
در نهایت، گاز کلر است؟ هنوز گاز کلر مرطوب؟ لولههای موجود در محل، از فولاد کربنی هستند؟
شرایط کاری مربوط به فلومترهای هدفی، شاید نقطه قوت آنها نباشد؛ برند توصیهشده، برند آمریکایی «وییه» است. قیمت این برند نسبتاً بالاست. وضعیت فلومترهای هدفی اینگونه است که مدلهای ارزان، کیفیت بسیار پایینی دارند؛ در حالی که مدلهای با کیفیت بالا، قیمت بسیار گزافی دارند. علاوه بر این، در جریانهای دوفازی تقریباً هیچ شاخصی وجود ندارد که بتوان آن را به خوبی اندازهگیری کرد؛ اگر واقعاً قصد مقایسه دقیقی دارید، من شمارنده جریان جرمی را توصیه میکنم.
کلر خشک، لولههای موجود در محل از فولاد کربنی با مشخصات ماده ۲۰ هستند#
جریان دوفازی نیست؛ اگر در خروجی کاتالیزور وضعیت غیرطبیعیای وجود نداشته باشد، تمام ماده اندازهگیریشده کلر است. علاوه بر این، در صورت بروز وضعیت غیرعادی، دیگر نیازی به توجه به دقت شمارنده جریان نیست
یا ۲۰# است یا ۱۶Mn، در هر صورت فولاد کربنی استاندارد است
من در پروژه تگزاس از روش اندازهگیری حرارتی استفاده کردهام؛ بدنه دستگاه از جنس فولاد ضدزنگ بوده و سطح آن با فلوئورید تتراالومینیوم پوشانده شده است. همچنین از سنسورهای سرامیکی استفاده شده که عملکرد اندازهگیری نسبتاً خوبی دارد.
اگر از روش پاشش استفاده شود، ضخامت لایه معمولاً چقدر است؟ من با این نوع در تماس نبودهام؛ مدلهای امرسون دارای پوشش آلیاژ HC هستند
از آنجایی که گاز کلر ویژگی خورندگی دارد (بهویژه در حالت مرطوب)، یافتن روشی با هزینه پایین برای اندازهگیری، چالش بزرگی برای این صنعت محسوب میشود. برخی از شرایط کاری از نظر تئوری شامل گاز کلر خشک هستند، اما در واقعیت، با دور شدن از حالت ایدهآل، ممکن است تغییرات غیرمنتظرهای رخ دهد. به همین دلیل، برای احتیاط، توصیه میشود که معیار انتخاب فلومتر، مقاومت در برابر خوردگی باشد. با توجه به انواع مختلف سنجهای جریان موجود در بازار، برای اندازهگیری گاز کلر، استفاده از سنج جریان جرمی گازی حرارتی گزینهای مناسب و ایمن است. جریانسنج جرمی حرارتی دارای ویژگیهای منحصربهفردی است، از جمله: نسبت دامنه بالا و خوانش جریان جرمی بدون نیاز به جبران دما و فشار، همچنین عمر طولانی و پایداری خوب در بلندمدت. البته هنگام انتخاب برندهای سنجکننده جریان جرمی گازی حرارتی، باید اطلاعات بیشتری کسب کرد؛ زیرا اکثر برندها در اندازهگیری جریان گاز کلر عملکرد چندان خوبی ندارند. دلیل اصلی این موضوع، انتخاب مواد مناسب و فقدان تجربه کافی برای اندازهگیری طولانیمدت جریان گاز کلر است. در اینجا، برای صاحب پست یک برند توصیه میشود——SIERRA (سیارا)؛ این برند دستگاه اندازهگیری جریان گاز کلر را با استفاده از ماده پلیوینیل فلوورید (PVDF) نوع Kynar® طراحی کرده است. این ماده در دماهای اتاقی و بالا، دارای ویژگیهای عالی مقاومت در برابر خوردگی و واکنشهای شیمیایی است. PVDF دارای ویژگیهای پایداری، مقاومت، مقاومت در برابر سایش و ضدآتش است. سنسور ۷۶۰S از یک پروب ۶ اینچی از جنس آلیاژ هاردی C و یک کارتریج NPT از جنس آلیاژ هاردی به قطر ۱ اینچ برای نصب روی بدنه جریانسنج Kynar® PVDF استفاده میکند. آلیاژ هاردی-سی دارای مقاومت بالایی در برابر خوردگی نقطهای و خوردگی شکافی است و به طور گسترده در محیطهای خورنده مورد استفاده قرار میگیرد. نسبت دامنه بالا (۱۰۰:۱) و امکان اندازهگیری جریان جرمی بدون نیاز به جبران تأثیرات دما و فشار، همراه با فناوری سنسورهای با تکرارپذیری و پایداری بالا در دستگاههای سیال، راهحلی با دقت بالا و هزینه کم برای اندازهگیری گاز کلر فراهم میکند. نویسنده میتواند به طور تمرکزی درباره این برند اطلاعات کسب کرده و به آن توجه نماید.
علاوه بر این، مشخصات جریانی که صاحب پست ارائه داده، مشخص نیست که مربوط به شرایط استاندارد هستند یا شرایط عملیاتی. اگر مقدار، دبی حجمی در شرایط کاری باشد، آنگاه سرعت جریان در همان شرایط ۶.۰۸ متر بر ثانیه خواهد بود. این مقدار برای اکثر برندهای مربوط به اندازهگیری جریان، کمی نامناسب است و عملکرد خوبی نخواهد داشت. علاوه بر این، این مقدار حداکثر سرعت جریان است؛ اگر فقط چند ده متر مکعب باشد، سرعت جریان حتی کمتر خواهد بود و ووجیه اصلاً قادر به اندازهگیری آن نخواهد بود. اگر مقداری که صاحب پست ارائه داده، میزان جریان حجمی در شرایط استاندارد باشد، آنگاه سرعت جریان حجمی در شرایط استاندارد ۶.۰۸ متر بر ثانیه خواهد بود؛ در حالی که مقدار سرعت جریان در شرایط واقعی، ۰.۷۱ متر بر ثانیه است. این مقدار برای اکثر دستگاههای اندازهگیری جریان قابل اندازهگیری نیست، اما دستگاههای اندازهگیری جریان جرمی نوع حرارتی میتوانند تغییرات جریان را به خوبی نشان دهند. بنابراین، کسی که موضوع را مطرح میکند باید از جنبههای مختلف به آن فکر کند.