Thread Content
آخرین بار این پست توسط qq375170364 در تاریخ ۳-۸-۲۰۱۶ ساعت ۱۵:۱۱ ویرایش شد. در اوایل سال گذشته، پس از ۷ سال کار در یک موسسه طراحی، استعفا دادم؛ هرچند کمی ناراحت بودم، اما به دلیل شرایط زندگی، تصمیم گرفتم به یک شرکت مربوط به حفاظت از محیط زیست بپیوندم. اکنون یک سال و نیم است که در این صنعت فعالیت میکنم؛ در این مدت، رویدادهای زیادی را تجربه کردهام. این شرکت چندان بزرگ نیست، اما کوچک هم نیست؛ در هر صورت، تعداد کارکنان آن چند صد نفر است; شرکت نیز دارای بخشهای متعددی است مانند طراحی، تحقیق و توسعه، خرید و ساخت؛ بخشها نسبتاً کامل هستند. شاید دلیلش این باشد که مدیران چندان با طراحی آشنا نیستند یا علاقه چندانی به آن ندارند. در هر صورت، کارهای طراحی از الگوهای ثابتی پیروی میکنند و هر کسی میتواند آنها را انجام دهد؛ بنابراین به بخش طراحی توجه چندانی نمیشود. از نظر تعداد افراد، بخش طراحی با بیش از ۱۰ نفر، در میان کل کارکنان شرکت، تعداد نسبتاً کمی محسوب میشود. . . تحقیق و توسعه به معنای نوآوری و فناوری است و بیشترین اهمیت را در شرکتها دارد ; کسانی که در زمینه مهندسی کار میکنند، در محل کار شرایط سختی دارند؛ در معرض باد و آفتاب قرار میگیرند و مسئول راهنمایی تیمهای اجرایی برای نصب و تنظیم تجهیزات هستند. رهبر با توجه به این زحمات، رفتارش هم نسبتاً خوب بود، اما طراحی چطور؟ . تمام روز در دفتر، با استفاده از سیستم تهویه مطبوع کار میکنم؛ آنچه طراحی میکنم نیز همیشه به خواستهها نمیرسد و مدام از سوی بخشهای مختلف و مدیران مورد انتقاد قرار میگیرم. رهبر گفت: فقط ۲۰۰ لوله است، مگر نه؟ یک هفته تا ده روز به تو میدهم و تو میگویی نمیتوانی تمامش کنی؟ فقط کافی است ورودیهای دستگاه را به هم وصل کنیم و مواد را بشماریم، مگر نه؟ میتوانم بگویم اگر توانایی داری، خودت نقاشی کن. فرد مسئول تحقیق و توسعه گفت: گزارش آزمایشهای کوچک را به شما دادم؛ تمام دادهها در آن وجود دارد. فقط کافی است طبق طراحی عمل کنید، مگر نه؟ میتوانم بگویم که پیادهسازی فنی این گزارش بسیار دشوار است. افراد بخش بازاریابی گفتند: سه روز به شما داده شده، فقط باید یک طرح و قیمتگذاری تهیه کنید، مگر نه؟ هنوز تمام نشده؟ اینقدر طول کشیده؟ میتوانم بگویم که شما سه روز برای طراحی اولیه بیایید؟ افراد بخش مهندسی گفتند: آیا شما میتوانید مواد آماری را به موقع طراحی کنید؟ هر بار یا زیاد است یا کم. . میتوانم بگویم که شما طبق نقشههای من کار انجام دادید؟ میتوانم بگویم که شما نمیتوانید تصویر را درک کنید. . حتی با رعایت دستورالعملها، باید به مقدار اضافی و ذخیره نیز توجه کرد. . کسی که مسئول مدیریت پروژه است میگوید: شما در طراحیهایتان هرگز طبق برنامه زمانی کار را تمام نکردهاید؛ چطور میتوانم درباره نحوه مدیریت شما صحبت کنم؟ سالهاست که هیچ قانون مشخصی وجود ندارد؛ نقشههایی که افراد ترسیم میکنند، همگی متفاوت هستند و هیچ استانداردی وجود ندارد ; آیا درباره امضای قرارداد از ما پرسیدند؟ . بدون اجازه، زمانی را با صاحبخانه تعیین کنید. . صرفنظر از حجم کار واقعی. . . در موسسه طراحی، با گروهی از فارغالتحصیلان کارشناسی ارشد طراحی میکردم؛ اما در شرکت فعلی، تحت راهنمایی گروهی از فارغالتحصیلان تازه کارشناسی ارشد، مشغول طراحی هستم. . . این وضعیت فعلی تمام طراحان شرکت ماست؛ همگی حدود ۱۰ سال است که کار میکنند. . توسط تعداد زیادی از بچههای بخشهای دیگر، به این سو و آن سو هدایت میشدم. . آیا توسعه مهم است یا پروژهسازی در مراحل بعدی مهم است؟ . ما به وضوح به سمت گزینه اول متمایلیم. . به نظر من، راه رفتن با دو پا همیشه سریعتر از راه رفتن با یک پاست. . .
یک جمله کلاسیک و منطقی: زندگی مانند تجاوز است؛ از آنجایی که نمیتوان مقاومت کرد، بهتر است از آن لذت ببریم
درست میگویید، همهجا یکسان است؛ شغل کاملی وجود ندارد. هرچند نقاط ضعف زیادی دارد، اما مزایایی هم دارد. جوانان زیادی هستند و فضا نسبتاً پویاست؛ مثل موسسات طراحی که فضای خیلی خستهکنندهای دارند. .
به نظر من، راه رفتن با دو پا همیشه سریعتر از راه رفتن با یک پاست. . . لزوماً اینطور نیست؛ یک نفر با دو پا راه میرود، یک الاغ هم چهار پا دارد؛ در مجموع، شش پا میشود. آیا وقتی تمام پاها روی زمین باشند، سریعتر حرکت میکنیم؟ ؛پ
لعنتی. . . . آره، اینطور نیست که هرچه پاهای بیشتری باشد بهتر باشد. . . . مارمولک با این همه پا، واقعاً سریع راه نمیرود. . . :خخخ
مارمولک در واقع خیلی سریع است و اغلب ناگهان متوقف میشود. . . آن سپرایت سال ۸۲ تو، کمی به من بده تا بنوشم. در واقع، نگرش به خود فرد بستگی دارد؛ تا زمانی که حقوق مناسب باشد، به سایر چیزها اهمیتی ندارد. در این روزگار، هر کسی که چیزی نرم میبیند، میخواهد روی آن پا بگذارد؛ بهویژه بعد از اینکه رهبران چنین کاری میکنند، حتی آنهایی که تحسینکننده هستند نیز دلشان میخواهد روی نقطه ضعف شما فشار بیاورند. هیچکس نمیخواهد بگوید که اشتباه مال خودش است، و هیچکس هم تمایلی ندارد بگوید «من این را نمیدانم»؛ همه سعی میکنند خودشان را قوی جلوه دهند. هدفشان چیست؟ رهبر، من تواناییهای زیادی دارم؛ میتوانید به من اعتماد کنید. من میتوانم حقوق بالاتری دریافت کنم و به مقامات بالاتری رسید. . .
سال ۱۴ نیز زمانی بود که از یک موسسه طراحی به یک شرکت محیطزیستی رفتم. شرکتهای پروژههای محیطزیستی به طراحی توجهی نمیکردند و روشهای کاری آنها نیز استاندارد نبود؛ دلیل اصلی این امر این بود که اکثر مدیران از رشته طراحی نبودند و جایگاه خرید و ساختوساز بالاتر از جایگاه طراحی بود. بنابراین من فقط یک سال آنجا ماندم، شغلی مناسب پیدا کردم و بدون تردید آنجا را ترک کردم
واقعاً همینطور است. . . بعضی چیزها را بهتر نگوییم. . تماشای اینکه همه به اشتباه ادامه میدهند. پروژه به شکل وحشتناکی انجام شده است. . گفتم دیگر. . اینکه رهبر تصمیم بگیرد یا نه، موضوع دیگری است؛ اما بسیاری افراد به شما برچسبهایی مانند «فردی با شخصیت خاص» یا «کسی که دوست دارد خودش را نشان دهد» میزنند. . . بهتر است به طور جدی به کار خود بپردازیم؛ هرچه بیشتر در امور مدیریتی دخالت کنیم، اوضاع پیچیدهتر میشود. .
مسئول اسنادی که خودتان روی آنها امضا میکنید باشید، و در مورد بقیه، به حد کفایت بسنده کنید.
ما تا چه حد رهبری کردهایم؟ کسی ریشه سوم یک عدد را نمیشناسد، نمیتواند مقدار سوم آن را محاسبه کند؛ برای فشردن دو فایل در کنار هم هم باید از شما کمک بخواهند؛ کسی قوانین و استانداردها را خودش مرور و تفسیر نمیکند؛ وقتی شما تفسیرتان را ارائه میدهید، او بدون توجه به آن، طبق نظر خودش پاسخ میدهد. واقعاً احساس میکنیم مثل یک دانشمند که با یک سرباز روبرو شده است; ترسناکترین جملهای که شنیدم این بود: «من میخواهم او را عذاب دهم، آنها را تا مرگ عذاب دهم؛ احساس میکنم او منحرف و فراتر از حد انسانی است.»
هیچ جا آسان نیست، برای زندگی
وضعیت صنعت محیطزیست چطور است؟ صنعت طراحی شیمیایی در این چند سال تقریباً به پایان رسیده، کار چندانی برای انجام دادن وجود ندارد.
نویسنده، واقعاً دقیقاً به ذهنم رسیدید. . . ما هنوز یک شرکت زیستمحیطی نیستیم؛ ما در زمینه تحقیق و توسعه فعالیت میکنیم. آنها فکر میکنند طراحی چیزی جز کشیدن چند نقشه نیست و کاری بسیار ساده است. . . . چیزی که در نهایت تولید میشود، هم توسط کسی بررسی نمیشود. . . واقعاً حرفی برای گفتن نیست. . . .
این حرفهایت چرا شبیه یک شرکت زیستمحیطی در شاوشینگ است؟
دو سال در یک مؤسسه طراحی کار کردم؛ شرایط خوبی نبود. سپس به یک اداره مربوط به حفاظت از محیط زیست رفتم و پنج ماه آنجا کار کردم. حالا دوباره در یک مؤسسه طراحی کار میکنم؛ هرچند حقوقم معمولی است، اما کار کردن در آنجا راحت است. فکر کنم به این الگو عادت کردهام
طراحیای که این همه مشکل داشته باشد. میگویی، آن بخش مشکلات کمتری دارد.
یا سازگار شوید، یا بروید؛ افزایش هوش عاطفی بسیار مهم است! مشکلی نیست، بیشتر با رئیس صحبت کنید!
درسته، طراحی کاریه که هر کسی میتونه دربارهاش نظر بده، اما رهبران طراحی همیشه ایدههای خیلی زیادی دارن. یک چیز مدام شما را مجبور به تغییر میکند، که خیلی آزاردهنده است؛ گاهی در طول روز حتی نمیدانید چه کاری انجام دادهاید، فقط مشغول تغییر طرحها هستید
وقتی شروع به کار کردم، در بخش طراحی بودم، اما متوجه شدم که خلق و خویم بسیار تند است و به کوچکترین دلیلی محصولات را ارسال میکنم؛ بنابراین به طور قاطع از بخش طراحی خارج شدم!