Thread Content
برخی نظرات درباره شرکتهای دولتی، خصوصی و خارجی (دیروز در یک وبسایت دیدم؛ فکر کردم بسیار خوب بیان شده، میخواهم آنها را با شما در میان بگذارم، امیدوارم به شما کمک کند!) درباره زندگی، شرکتهای دولتی را انتخاب کنید ; در مورد کسب پول، انتخاب بین شرکتهای خارجی یا شرکتهای خصوصی بزرگ ; اگر به صدای خوب اهمیت میدهید، شرکتهای بینالمللی را انتخاب کنید ; درباره توسعه غیرکارآفرینانه، انتخاب شرکتهای خارجی ; درباره توسعه کارآفرینانه، انتخاب شرکتهای خصوصی بزرگ ; درباره لذتهای زندگی، یک شرکت دولتی خوب انتخاب کنید. بلافاصله پس از فارغالتحصیلی باید وارد یک شرکت دولتی شوم؛ بهتر است هرچه کمتر فکر کنم، هر کاری که به من گفته میشود را انجام دهم، در آنجا یاد بگیرم، ارزیابیهای لازم را انجام دهم، و در صورت امکان بتوانم مقامی داشته باشم و قدرت واقعی در اختیارم باشد. در شرکتهای دولتی کار کردن تا حد ممکن ادامه یافت؛ امکان ترفیع یا پیشرفت وجود نداشت (در اکثر موارد، صرفنظر از تواناییها، امکان پیشرفت وجود نداشت)، بنابراین مجبور بودند به بازار خصوصی بروند. وارد بازار کار شدم؛ میخواهم در یک شرکت خارجی کار کنم تا فناوریها و روشهای مدرن را یاد بگیرم. بهتر است که بتوانم به عنوان مدیر کار کنم؛ چون حقوقم بالاتر خواهد بود. میخواهم پول زیادی جمع کنم تا بتوانم صاحب کسبوکار خودم شوم. دیگر نمیشود؛ باید به بخش خصوصی بروید، خودتان را بیشتر تقویت کنید، هر چیزی را یاد بگیرید و خودتان را مانند الماس تقویت کنید. اگر واقعاً راه دیگری نبود، خودم صاحب کسبوکار شوم؛ یک بار تلاش کنم، یک بار خسته شوم، یک بار بمیرم و یک بار زنده بمانم. موفقیت یا شکست در همین تلاش است؛ اینگونه زندگیام هدر نخواهد رفت. هیچکدام ممکن نیست، یا همه ممکن است؛ چه موفق شویم و چه شکست بخوریم، فرقی نمیکند. برمیگردیم و در هر جایی کار میکنیم، یا در جایی برای پیری زندگی میکنیم. در این زندگی همه چیز را چشیدهام، دیگر چه میخواهم؟ ۱. پس از فارغالتحصیلی باید ابتدا وارد شرکتهای دولتی شوید – دانش و بزرگواری. دانشجویان تازهفارغالتحصیل که وارد شرکتهای خارجی میشوند، معمولاً جایگاه خوبی ندارند. شرکتهای خارجی مانند گلدانهای جداگانه هستند؛ شغلها و موقعیتهای کاری ثابت و مشخصی وجود دارد. محیط کار ممکن است خوب باشد و درآمد نیز مناسب، اما این سیستم دارای «سقف شیشهای» است؛ افراد میتوانند آنچه را در بالا میبینند، ببینند، اما نمیتوانند به آنجا برسند. شرکتهای خصوصی معمولاً به صرفهجویی توجه میکنند؛ اگر توانایی داری، خوب است، اما اگر توانایی نداری، اوضاع بد میشود. بنابراین، بهتر است دانشجویان تازهوارد ابتدا در شرکتهای دولتی کار کنند و بدون هیچ صدایی کارها را انجام دهند؛ معمولاً **پروژههای مهم توسط شرکتهای دولتی انجام میشود، و اگر بتوانند در آنها مشارکت کنند، میتوانند چیزهای بیشتری یاد بگیرند.** شرکتهای دولتی نیز مکان خوبی برای تقویت صبر و استقامت هستند. دو. شرکتهای خارجی – قوانین و نحوه تفکر: اگر بتوانید در شرکتهای دولتی کارهای مهمی انجام دهید، بهویژه در پروژههای کلیدی، آنگاه ورود به شرکتهای خارجی برای شما مزیتبخش خواهد بود. شرکتهای خارجی، مکانی برای یادگیری قوانین و روشهای انجام کار هستند؛ قوانین مدیریتی و روشهای کاری افراد خارجی، واقعاً شایسته یادگیری هستند. آنچه مهم است، تغییر در نحوه تفکر است؛ این موضوع برای پیشرفت در آینده بسیار مهم است. سه. شرکتهای خصوصی – فرصتها و رشد: شرکتهای خصوصی بسیار به کارایی توجه دارند؛ اگر شما مهارت، تفکر منطقی و روابط خوبی داشته باشید، وارد یک شرکت خصوصی شوید، فرصتهای زیادی در اختیارتان خواهد بود تا بتوانید خلاقیت شخصی خود را به بهترین شکل به کار ببرید (چیزی که در شرکتهای بینالمللی امکانپذیر نیست، زیرا آنها بیش از حد به قوانین پایبند هستند). چنین افرادی نیز مورد استقبال شرکتهای خصوصی قرار میگیرند؛ معمولاً اگر عملکرد خوبی داشته باشند، درآمدشان نیز پایین نخواهد بود. علاوه بر این، وقتی کسبوکارهای خصوصی به خوبی عمل میکنند، رشد سریعی خواهند داشت و در طول این فرآیند، فرصتهای زیادی برای یادگیری وجود خواهد داشت. چهار. کارآفرینی: اگر فردی جاهطلب هستید و با دنبال کردن مسیر فوق و تجمیع تجربیات، میتوانید خودتان کسبوکاری راهاندازی کنید. کار سخت و یادگیری در شرکتهای دولتی، قوانین، مدیریت و طرز فکر در شرکتهای خارجی، و استفاده از تواناییهای فردی در شرکتهای خصوصی؛ همگی در این مقطع مفید خواهند بود. تواناییها و شانس هر کس متفاوت است و زمان مورد نیاز نیز متفاوت است؛ اگر به هدف مورد نظر نرسیدهاید، عجله برای تغییر شغل نکنید. حتی اگر قصد تغییر شغل را دارید، باید این کار را در جهت رسیدن به هدف مورد نظر انجام دهید. رشد فردی نباید فقط متکی به چیزهای فعلی باشد؛ مانند درآمد، محیط و سختیها؛ زیرا در مقایسه با رشد فردی در آینده، همه اینها قابل نادیده گرفتن هستند. عجله نکنید؛ شما که مشتاق راهاندازی کسبوکار خود هستید، مواردی که کم دارید در طول رشد آینده آشکار خواهند شد. حتی اگر بتوانید به طور موقت کار را شروع کنید، نه میتوانید آن را گسترش دهید و نه میتوانید آن را پایدار نگه دارید. اگر در یک شرکت دولتی، خارجی یا خصوصی توانایی غلبه بر «سقف شیشهای» را دارید، ماندن و پیشرفت کردن هم مشکلی ندارد؛ چرا که راهاندازی کسبوکار خودمان بسیار دشوار است و ریسکهای آن نیز زیاد است. اگر برای دیگران کار کنید، میتوانید هر ماه حقوق ثابتی دریافت کنید؛ اما اگر خودتان کسبوکار راهاندازی کنید، باید هر ماه حقوق کارمندان خود را پرداخت کنید.
انگار هنوز هم همینطور است...
دوران در حال پیشرفت است؛ فاصله بین شرکتهای دولتی و خارجی، و همچنین بین شرکتهای خارجی و خصوصی، روز به روز کمتر میشود. متنی که شما نقل کردهاید، مربوط به ده سال پیش است
فکر میکنم حرف صاحب پست درست است؛ کسی که در شرکتهای دولتی کار میکند، این را به خوبی درک میکند
حرف خوبی است، منطقی هم به نظر میرسد
مسیر شغلی بر اساس برنامهریزی فردی است و ترتیب خاصی ندارد.
در هر جا زندگی کردن آسان نیست، مهم این است که به فرد بستگی دارد! !
هر شرکتی توسط انسانها اداره میشود؛ وقتی شما فرماندهی را در دست بگیرید، تفاوتی وجود نخواهد داشت.
شرکتهای دولتی تغییرات عظیمی را تجربه کردهاند؛ افرادی که در طی ۵ سال پس از فارغالتحصیلی هستند، ممکن است مجبور به کار در شیفتهای مختلف باشند.
شرکتهای دولتی تغییرات عظیمی را تجربه کردهاند؛ افرادی که در طی ۵ سال پس از فارغالتحصیلی هستند، ممکن است مجبور به کار در شیفتهای مختلف باشند.
عالی، خیلی دقیق گفتید. تحسین میکنم!
حرفش منطقی است; برای اکثر مردم، برنامه شغلی خاصی وجود ندارد و نمیدانند چگونه برنامهریزی کنند ; اکثر مردم فقط برای کسب پول و تأمین معاش خانوادهشان این کار را میکنند
شرکتهای دولتی وسیلهای برای رسیدن به موقعیتهای خاص نیستند
شرکتهای دولتی؛ شرکتهای دولتی با اندازههای مختلف، متفاوت هستند. شرکتهای دولتی نیز به شرکتهای مرکزی و شرکتهای دولتی محلی تقسیم میشوند؛ در سطح محلی نیز مناطق بزرگ و کوچک وجود دارد. شرکتهای خصوصی؛ هم شرکتهای خصوصی بزرگ وجود دارد و هم شرکتهای کوچک، که مکانیسمهای عملکردی آنها تفاوتهای قابل توجهی دارد. شرکتهای خارجی نیز همینطور، بزرگ و کوچک دارند و تفاوتهای زیادی بین آنها وجود دارد. علاوه بر این، حتی در میان شرکتهای خارجی نیز، کشورهای اروپایی و آمریکایی با کشورهای ژاپن و کره، همچنین هنگکنگ و تایوان، تفاوتهایی دارند. در کل، مناسب بودن مهمترین چیز است.
آنچه میگویید همگی موارد معمولی هستند، اما با توجه به مبهم بودن و تلفیق روندهای توسعه، سطح مدیریت شرکتهای دولتی بزرگ یا خصوصی دیگر از شرکتهای خارجی عقبتر نیست، و بسیاری از این واحدها حتی چندین قدم جلوتر از شرکتهای خارجی قرار گرفتهاند. اما مهم این است که شما حق انتخاب داشته باشید؛ کسانی که مهارت واقعی دارند، میتوانند هر کاری که میخواهند انجام دهند، و بر اساس روند مشخص شده در متن حرکت نمیکنند. کسانی که مهارت واقعی ندارند، هیچ جایی را نمیخواهند. . . :'(:'(:'(:'(:'(:'(:'(:'(:'(:'( گفتنش خیلی غمانگیزه، سریع یاد میگیرم*!
خوبه، کمی منطقیه! ! ! ! ! ! ! ! ! !