Thread Content
صاحب پست امسال ۲۹ ساله است؛ ۶ سال از فارغالتحصیلیاش میگذرد. رشتهاش شیمی صنایع جنگلی است و بیشتر روی بخش فرآیندها تمرکز دارد. بلافاصله پس از فارغالتحصیلی، بیش از دو سال در یک شرکت ژاپنی کار کرد؛ اما بعداً به دلیل مشکلات مدیریتی، آن شرکت تعطیل شد. سپس به شرکت فعلی خود منتقل شد (شرکتی که تحت کنترل یک شرکت عرضهشده در بازار سهام است و در حال تأسیس است). در آن زمان، شرکت تازه شروع به فعالیت کرده بود و من خوششانس بودم که در تمام مراحل، از جمله طراحی فرآیندها، طراحی تجهیزات، ساختوساز، نصب تجهیزات و تنظیمات تولید، مشارکت داشتم و دانش زیادی کسب کردم. در ابتدا، به دلیل عجله برای شروع تولید، کارگران بدون دریافت آموزش لازم وارد محل کار شدند؛ همچنین بسیاری از دستورالعملهای فرآیندی نیز با واقعیت همخوانی نداشت. بنابراین من مجبور شدم خودم افراد مربوطه را آموزش دهم؛ سختیهای این کار را نیازی به توضیح نیست… وقتی فرآیندها کمکم به حالت استاندارد رسید، تمرکز کاری من به مدیریت تجهیزات منتقل شد. به دلیل کمبود تجربه، بسیاری از اسناد مربوط به تجهیزات هنگام رسیدن آنها گم شده بود؛ همچنین به دلیل عدم ارتباط مناسب با تولیدکنندگان تجهیزات، فرآیند ثبت اطلاعات مربوط به آنها نیز زمان زیادی را در بر گرفت… اکنون تولید تقریباً به حالت عادی بازگشته است؛ من همزمان مسئولیت مدیریت تجهیزات و فرآیندها را بر عهده دارم. اما قبلاً من صرفاً دستورات مدیران را اجرا میکردم؛ اکنون ساختار سازمانی شرکت تغییر کرده و بخش تجهیزات تأسیس شده است. من نیز مستقیماً از بخش فنی به بخش تجهیزات منتقل شدم؛ اعضای این بخش شامل ۴ نفر تعمیرکار، ۲ کارگر باتجربه، یک مهندس الکترونیک با سطح بالا (همگی در آستانه بازنشستگی هستند)، و یک دانشجو مانند من هستند؛ اما او در زمینه الکتریک است. الان کمی گیج شدهام؛ باید در زمینه فرآیندها پیشرفت کنم یا در زمینه تجهیزات؟ ؟
صاحب پروژه تنها میتواند با توجه به نیازهای جامعه رشد کرده و خود را با آن سازگار سازد تا همگان سود ببرند.
مشخص است که وظیفهاش این است؛ با تشکیل بخش تجهیزات، میتوان به مقام مدیران ارشد رسید. چه چیزی میتواند ناامیدکننده باشد؟
آره، با رئیس صحبت کردم، منظورش همین بود: lol