HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

علف خوش‌شانسی در قلب

2016-08-08View Original

Thread Content

آخرین بار، این پست توسط dlutyj در تاریخ ۸-۸-۲۰۱۶ ساعت ۱۲:۴۵ ویرایش شد.
«گیاه خوش‌شانسی در قلب»
وقتی هوا داشت تاریک می‌شد، فویانگ جلوی فروشگاهش ایستاد؛ او دید که شولیانگ یک تراکتور برای برداشت علوفه را در فضای باز مقابل فروشگاه متوقف کرده است. آه، او می‌دانست که نوبت برداشت اولین محصول چمن‌های علوفه‌ای که شولیانگ کاشته بود، فرا رسیده است.   دیشب باد می‌وزید و روی گیاهان علف چمن شبنمی نبود. همراه با صدای ماشین‌های برداشت، بوی تازه و ترش این گیاهان، به همراه نسیم‌های ملایم، به آرامی در فضای اطراف پخش می‌شد. این بوی تازه، باعث شد که شولیانگ فوراً به یاد گیاهان علف چمنی بیفتد که تازه جوانه زده بودند؛ همچنین به یاد زنانی افتاد که سبدها و کیسه‌ها را در دست داشتند و یا خم شده یا نشسته بودند تا گیاهان علف چمن را بچینند. علف چمنی که همسرش، گوهوا، آن را پخته بود، واقعاً خوشمزه بود! با فکر کردن به این موضوع، بزاقی که در دهانش جمع شده بود را فروخورد؛ آه، وقت آن رسیده که به خانه برگردد و صبحانه بخورد.   شو لیانگ همیشه مشغول بود؛ باید به بیش از سیصد هکتار زمین خودش که پر از گیاهان علف‌های هرز بود، رسیدگی می‌کرد: لوله‌ها را نصب می‌کرد، اتصالات را تنظیم می‌کرد و مدام آن‌ها را بررسی و تعمیر می‌کرد. آنقدر مشغول بود که حتی فرصت نداشت به خانه برگردد و غذا بخورد. امسال نیز، در زمین‌های علف‌های هرز خودش، لوله‌های جدیدی نصب شد؛ به این ترتیب دیگر نیازی نبود نگران خرابی لوله‌های آبیاری باشیم، و همچنین نگران پاره شدن لوله‌ها در مزارع پنبه خانواده شوئه فنگ و غرق شدن نهال‌های پنبه نبودیم. با افزایش مداوم وسعت زمین‌هایی که خودش اجاره می‌کرد، سرمایه‌گذاری‌هایش نیز به طور مداوم بیشتر می‌شد. حتی فرمانده در جلسات عمومی گفت که شولیانگ دیدگاه بلندمدتی دارد و کشت علف‌های چمنی پتانسیل خوبی دارد و سودآوری آن بالاست. شولیانگ در آن لحظه کمی خجالت کشید؛ احساس کرد گوش‌هایش قرمز شده‌اند. وقتی به خانه برگشت، احساساتش را با همسرش، گوهوای، در میان گذاشت. گوهوای مدت زیادی خندید، اما در قلب شولیانگ، شادی حاکم بود.   در واقع، کشت علوفه نیز برای شولیانگ چیزی ناآشناست؛ قبلاً در یگان‌ها فقط در خشکی کشت می‌شد و محصول آن چندان خوب نبود. اما در مورد کشت پنبه، شولیانگ می‌تواند جزئیات زیادی را بگوید. اما اکنون که به کشت علوفه با سیستم آبیاری تحت فشار روی آورده‌اند، مدیریت آن بسیار دقیق‌تر و سخت‌گیرانه‌تر از قبل است. شولیانگ هر روز که به مزرعه می‌رود، نگران همسرش گوهوایی است که در بستر بیماری است. گوهوایی نیز در یگان، دختری زیبا بود و پسران زیادی به دنبالش بودند؛ اما او تنها شولیانگ را انتخاب کرد؛ شولیانگ مردی ساده، صادق و کم‌حرف بود. گوهوایی از فقر شولیانگ ناراحت نشد و پس از ازدواج، آن‌ها مشغول کشت پنبه شدند. گوهوایی مبتلا به بیماری روماتیسم شدیدی بود، اما باز هم همراه شولیانگ در مزرعه کار می‌کرد؛ در خانه نیز غذا درست می‌کرد و لباس‌ها را می‌شست. زندگی آن دو نفر روز به روز بهتر می‌شد.   گویهویی معمولاً بی‌تفاوت است، اما وقتی مشکلی در خانه پیش می‌آید، همیشه گویهویی تصمیم می‌گیرد. امسال که کاشت بهاره تازه تمام شده بود، صد هکتار مزرعه پنبه‌ی شولیانگ به دلیل باد شدید آسیب دید؛ نوارهای آبیاری در مزرعه با یکدیگر درهم پیچیده شده بودند و وضعیت مزرعه کاملاً ویران شده بود. شولیانگ با دیدن این وضعیت وحشتناک، به خانه برگشت و گریه کرد، اما گویهویی به او گفت: هر کاری لازم است انجام شود، چرا گریه می‌کنی؟ فقط کافی است کسی را استخدام کنیم. در دنیا مشکلی وجود ندارد که حل نشود؛ من هم گریه نکردم، تو هم مردی هستی، باید قوی‌تر از من باشی!   معاون گروهان، که دانشجو بود، به شو لیانگ گفت: وقتی که این گیاهان علفی سبز، گل‌های بنفش کمی داشته باشند، آن زمان است که باید محصول را برداشت کرد. گویه گل به شو لیانگ گفت: علف شبدر، که به آن علف خوش‌شانسی نیز می‌گویند، دارای معنایی در گل‌هایش نیز هست: خوشبختی و امید. علف شبدر که به نظر معمولی می‌رسد، با یاد کردن گل اسطوخودوس، انگار روح پیدا می‌کند.   شو لیانگ به تدریج فهمید که بهترین زمان برداشت، زمانی است که ۱۰ درصد از گل‌های علف شبدر بنفش رنگ شده باشند؛ زیرا در این زمان میزان پروتئین علف شبدر بالاترین حد خود را دارد. حداکثر نیز نباید بعد از دوره گلدهی انجام شود؛ در غیر این صورت، برگ‌ها به شدت می‌ریزند، رشته‌های ساقه سفت می‌شوند و کیفیت علف کاهش می‌یابد. بهترین ارتفاع برای باقی گذاشتن ساقه‌های پس از برداشت، حدود ۵ سانتی‌متر است. بیش از حد بودن، بر تولید تأثیر منفی می‌گذارد و رشد جوانه‌های تولید شده را نیز مختل می‌کند؛ در حالی که کم بودن آن، عملیات برداشت را دشوار می‌سازد. پس از برداشت، باید آن را در همان محل به مدت ۲ تا ۳ روز در معرض هوا قرار داد، سپس به موقع بسته‌بندی و نگهداری کرد؛ اگر خیلی خشک شود، باعث ریختن برگ‌ها می‌شود و کیفیت چمن را تحت تأثیر قرار می‌دهد ; رطوبت بیش از حد باعث کپک‌زدگی می‌شود و منجر به خسارات اقتصادی می‌گردد؛ بهترین میزان رطوبت برای نگهداری در قالب بسته‌ها، ۱۴ تا ۱۷ درصد است. علف شبدر توانایی بازسازی خود را دارد و می‌توان سالانه ۳ تا ۴ بار آن را برداشت کرد؛ اگر هوا مناسب باشد، می‌توان ۴ تا ۵ بار نیز برداشت کرد. همه این‌ها برای شو لیانگ بسیار جالب بود. او به دقت از آن مراقبت می‌کرد؛ گاهی بر روی زمین علف شبدر آب می‌پاشید و در کنار آن می‌ایستاد و با دیدن تکان خوردن علف‌ها در باد، به یاد می‌آورد که گویه گویی گفته بود که علف شبدر گیاه خوش‌شانسی است و نماد خوشبختی و امید است. او در دلش به خود می‌گفت: گویه گویی همان گیاه خوش‌شانسی در قلب من است؛ آیا او برای من خوشبختی و امید را به ارمغان نمی‌آورد؟   باد بعدازظهرهای اوایل تابستان، همراه با گرما و هیاهو، در میان مزارع یگان‌ها می‌وزید. در چنین لحظاتی، مردمی که جلوی فروشگاه‌های فویانگ ایستاده بودند، ناخودآگاه به یاد گرمای باد بهاری که بر درختان بید می‌وزید و خنکای باد پاییزی می‌افتادند. شولیانگ، که در کنار ماشین برداشت منتظر بود، افکار پراکنده‌اش را کنار گذاشت و به علف‌های کلموس نگاه کرد؛ بخارات ناشی از تبخیر، مانع دیدن او از این شد که بفهمد آیا ماشین برداشت در حال برگشت است یا خیر. او سرش را بالا برد و به ابرهای سفید و آرام در سمت شمال نگاه کرد؛ در قلبش امیدی وجود داشت. به نظر می‌رسید شولیانگ صدای آوازی را که ماشین برداشت و علف‌های کلموس می‌خواندند، نیز می‌شنید. نگاه شولیانگ روی این منظره سرسبز علف‌های کلموس متمرکز بود، اما افکارش مانند پرندگانی که بال داشتند، به سمت یگان‌های دوردست پرواز کردند؛ در خانه، گل‌های osmanthus در انتظار او بودند، در انتظار بازگشتش.   خورشید همچنان سوزان بود و برگ‌های پهن مزارع پنبه در کنار آن، با باد تکان می‌خوردند و می‌چرخیدند.   شین‌چای، سوار بر یک موتورسیکلت قدیمی که دود می‌کرد، از جهت گروهان به سمت آنجا می‌آمد؛ او برای شولیانگ و دستگاه برداشت محصول، آب می‌آورد. حرکت سریع موتورسیکلت، پرندگان لوک‌لوکی را که در میان گیاهان علف‌های خوشه‌دار در حال خوردن حشرات بودند، وحشت‌زده کرد. با وجود رنگ سبز گیاهان علف‌های خوشه‌دار، پرندگان لوک‌لوکی در بالا و پایین پرواز می‌کردند؛ این صحنه توجه شولیانگ را جلب کرد؛ حرکت و سکون، در میان این تپه‌های سبز علف‌های خوشه‌دار…

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.