HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

شانس و تلاش – درباره‌ی نحوه‌ی گذراندن زندگی من در دوران کنکور

2016-08-09View Original

Thread Content

ماه سپتامبر هر سال، زمان برگزاری آزمون‌های کنکور است. ماه سپتامبر امسال به زودی فرا می‌رسد؛ در اینجا امیدوارم بتوانم روش‌ها و تجربیات خود را از فرآیند آمادگی برای آزمون‌ها با شما در میان بگذارم و امیدوارم که کمکی به داوطلبان فعلی نیز شود. من در سال ۲۰۱۳ آزمون رشته شیمی صنعتی را گذراندم. در آن زمان، بعد از امتحان تخصصی شیمی، به همسرم زنگ زدم و گفتم: عزیزم، مطمئناً قبول نخواهم شد؛ سال دیگر دوباره امتحان بدهیم. اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم که موفق شوم؛ در نهایت، با نمره‌ای خوب پاس شدم. این‌ها مقدمات بودند؛ حالا بیایید آن‌ها را به خوبی خلاصه کنیم و به طور ساده درباره مسیر تحصیلی من صحبت کنیم. ابتدا درباره آزمون پایه شیمی صحبت کنیم؛ در این آزمون مشکل خاصی وجود ندارد، فقط نکات دانشی زیادی وجود دارد، درست است؟ محاسبات پیشرفته، جبر خطی، فیزیک پیشرفته، چهار شاخه شیمی، اصول شیمی صنعتی و غیره. چه کار کنم با این همه نکته آموزشی؟ راستش من همیشه کمی کندفهم بوده‌ام؛ گاهی حتی تاریخ تولد همسرم را هم به خاطر نمی‌آورم. همسرم گاهی مسخره‌ام می‌کند و می‌گوید: «این فرد چطور توانسته وارد دوره کارشناسی ارشد شود؟ حتماً کپی کرده است.» کمی از موضوع منحرف شدیم. از احمق بودن نترس، من اول پرواز می‌کنم. در آن زمان تصمیم گرفته بودم که در آزمون حسابداری معتبر شرکت کنم، بنابراین یک سال زودتر شروع به آماده‌شدن کردم. مگر برای امتحان نیاز به این همه دانش نیست؟ پس من روش احمقانه‌تری را انتخاب کردم: تمام این کتاب‌ها را آماده کردم و همه‌شان را یک بار خواندم. چون رشته دانشگاهی من فرآیندهای شیمیایی بود، در دوران دانشگاه تمام این کتاب‌ها را مطالعه کرده بودم. علاوه بر این، یک نکته بسیار خوب این است که در دوران دانشگاه نسبتاً کندفهم بودم؛ وارد تحصیلات تکمیلی شدم و ریاضیات پیشرفته، جبر خطی، اصول شیمی صنعتی و فیزیک شیمی را همگی خودم یاد گرفتم و مرور کردم؛ بنابراین این دروس را به راحتی می‌توانستم حل کنم. اگرچه قرار بود کار را حل کنند، اما اینکه مدت زمان طولانی نگاه نکرده‌اند، خودش هم مشکل‌ساز است. در ادامه، نکاتی درباره‌ی یادگیری ذکر می‌شود که به سه بخش تقسیم شده‌اند: اول، کجا یاد بگیریم؛ دوم، چه کتاب‌هایی را مطالعه کنیم؛ سوم، چگونه یاد بگیریم. ۱. مسئله‌ی اینکه کجا یاد بگیریم*. در واقع، اغلب، اینکه کجا یاد بگیریم یک مسئله مهم است؛ تنها زمانی می‌توانید این چیزها را در ذهن خود ثبت کنید که بتوانید آرامش داشته باشید. روش من کمی خاص است؛ دوست دارم برای مطالعه به مک‌دونالد یا کنتاکی بروم. در دوران مدرسه، اشعار * را حفظ می‌کردم؛ می‌گفتند که او به طور ویژه تمرین کرده بود تا در مکان‌های پرسروصدا بتواند کتاب بخواند. من دوست دارم در مک‌دونالد یا کنتاکی کتاب بخوانم، عمدتاً به خاطر فضای آنجا. اگرچه صدای انسان‌ها بلند است، اما حرف‌های آن‌ها خیلی نامفهوم و پر سر و صداست؛ اصلاً نیازی نیست به آن توجه کنید، چون همه‌اش صداهای مزاحم هستند. علاوه بر این، من وقتی برای مطالعه به اینجا می‌آیم، هرگز لپ‌تاپ یا چیزهای مشابهی را همراه خودم نمی‌آورم؛ دلیل رفتنم به این دو مکان برای مطالعه، فرار از همسر، همکاران، لپ‌تاپ و غیره است. در هر صورت، روزانه حداقل دو ساعت برای مطالعه وجود دارد. تقریباً همیشگی است. دو نکته وجود دارد که باید به آن‌ها توجه کرد؛ صرف‌نظر از اینکه در کجا کتاب می‌خوانید، اول اینکه باید بتوانید ذهن خود را آرام کنید تا بتوانید کتاب بخوانید، و دوم اینکه سعی کنید از مزاحمت‌های محیطی دور بمانید. بهتر است گوشی، کامپیوتر و چیزهای مشابه را همراه نداشته باشید؛ همچنین بهتر است با فرد آشنا همراه نروید (چون صحبت خواهید کرد و گفتگو خواهید داشت و غیره). در اینجا دو ماجرای کوتاه را بگوییم. آن موقع هم پول زیادی نداشتم؛ برای مطالعه به کنتاکی می‌رفتم، تقریباً هیچ چیزی نمی‌خریدم. فقط جایی دورافتاده پیدا می‌کردم، فنجان (که در آن آب جوش بود؛ تا این حد خسیس بودم، ای، من دوست ندارم چیزهای شیرین بنوشم)، کتاب‌ها، گوشی تلفن (حداکثر هر ۲۰ دقیقه یک بار نگاه می‌کردم؛ مراقب باشید بی‌دلیل به گوشی نگاه نکنید) و کاغذهای یادداشت را بیرون می‌آوردم و سپس شروع به مطالعه می‌کردم. چند بار اتفاق افتاد که یک یا دو پرسنل همیشه به من نگاه می‌کردند؛ این نگاه‌ها باعث شد احساس ناخوشایندی داشته باشم. فکر کردم شاید آن‌ها فکر کنند که من کسی هستم که اصلاً چیزی نمی‌خرد و فقط روزها را صرف مطالعه می‌کند. بعداً، چند بار خودشان نزد من آمدند و پرسیدند که آیا شوهرم می‌خواهد کمی آب جوش اضافه شود یا نه؛ آنگاه بود که فهمیدم که مورد بی‌محبتی قرار نگرفته‌ام، بلکه آن‌ها فکر می‌کردند که من واقعاً فوق‌العاده‌ام و می‌توانم در اینجا با آرامش کتاب بخوانم. این را چه می‌نامند؟ می‌گویند خدا به انسان کمک نمی‌کند، انسان باید به خودش کمک کند. درست است؟ واقعه‌ی دیگر این بود که حدود ساعت ۸، برای مطالعه به کنتاکی که جلوی خانه بودم رفتم؛ ناگهان صدای بلندی شنیدم. فکر کردم شاید یک لودر در حال عبور باشد. وقتی بقیه پایین رفتند، یادم آمد که شاید زلزله رخ داده باشد (چون من تجربه‌ی زلزله نداشتم). وقتی من پایین رفتم، بقیه دیگر بالا آمده بودند. واقعاً زلزله بود. اما، چندان بزرگ نیست؛ فراموش کردم چند سطح است. به شماره همسرم زنگ زدم، ارتباط برقرار نشد؛ نگاهی به محله‌مان انداختم، هیچ اتفاقی نبود، پس دوباره به کنتاکی رفتم تا کتاب بخوانم. بعد از آن، همسرم مدت زیادی سرزنشم کرد؛ حتی در زمان زلزله هم تماسی نگرفت و برای دیدنم نیامد. آه. دوباره منحرف شدیم. دوم، مسئله انتخاب کتاب‌ها. عمدتاً بر اساس وضعیت آزمون‌های سال مربوطه تصمیم گرفته می‌شود. می‌توانید در هایچوان یا سایر انجمن‌های شیمی نگاهی بیندازید تا ببینید کدام مباحث بیشتر مطرح شده‌اند، و سپس کتاب‌های مربوط به آن‌ها را مطالعه کنید. من هنوز تمام مطالب آن سال را به یاد دارم؛ در کل، ریاضیات پیشرفته، فیزیک شیمی، اصول شیمی صنعتی و غیره. در آن زمان، کتاب‌های ریاضیات پیشرفته‌ای که استفاده می‌شد، نسخه چهارم دانشگاه ججیانگ بود؛ کتاب‌هایی به رنگ سبز، در قطع ۱۶. کتاب‌های مربوط به اصول شیمی صنعتی نیز تألیف چای چنگ‌جینگ از دانشگاه تیانجین بود؛ هنگام آزمون‌های ورودی دکترا، حتی به تیانجین رفتم تا سخنرانی‌های او را گوش دهم، و غیره. برخی از این کتاب‌ها را هنوز نگه داشته‌ام؛ کتاب‌هایی که نگه نداشته‌ام، می‌توان در اینترنت پیدا کرد. علاوه بر این، باید به‌ویژه توجه کرد که تمرینات بعد از کلاس را حتماً باید انجام داد، حتماً، حتماً؛ چیزهای مهم را سه بار تکرار می‌کنیم. چرا؟ فکر کنید، این کتاب‌های تخصصی از میان چندین دانشگاه، بهترین‌ها انتخاب شده‌اند. سؤالات پس از درس برای تثبیت نکات دانشی موجود در کتاب هستند؛ همچنین سؤالات بعدی نیز توسط مؤلفان کتاب بررسی شده‌اند. در طول این سال‌ها، با محاسبات، بازبینی‌ها و خلاصه‌سازی‌های دانش‌آموزان، این سؤالات تکمیل شده‌اند. این سؤالات، بهترین‌های بهترین‌ها هستند. جنگنده‌های موجود در این سؤالات؛ اگر بتوانید این سؤالات را درک کنید، حل سایر سؤالات نیز قطعاً آسان خواهد بود. در آن زمان، پاسخ تمام سؤالات تکلیفی درس‌های مثل حساب دقیق، جبر خطی، فیزیک شیمی و اصول شیمی صنعتی را پیدا کردم و همه‌شان را حل کردم (واقعاً همه‌شان را حل کردم)؛ سؤالات تقویتی را نیازی نبود حل کنم، باید تمام سؤالات عادی را حل می‌کردم، و اگر هنوز متوجه نشده بودم، دو بار آن‌ها را حل می‌کردم. تا زمانی که واقعاً متوجه نشدی. البته، سؤالات واقعی را نیز باید یک بار حل کرد. در مورد این موضوع، وقتی حرفه‌ای شدیم، دوباره به طور مفصل توضیح خواهیم داد. سوم، مسئله‌ی اینکه چگونه یاد بگیریم*. می‌توان درباره این موضوع به خوبی صحبت کرد. بسیاری می‌گویند، با خواندن این همه کتاب، چطور می‌شود آن‌ها را به خاطر سپرد؟ در واقع، یاد داشتن یا نداشتن آن خیلی ساده است. یعنی کتاب بخوانید. نگاهی به پاسخ‌ها بیندازید؛ اگر پاسخ‌ها خیلی کم باشد، احتمالاً کمک چندانی به همه نخواهد کرد، پس نمی‌نویسم. اگر پاسخ‌ها زیاد باشد، ادامه می‌دهم.
Reply #22016-08-09
ممنون از پست خوبتان، سریع بنویسید، منتظر مطالب بعدی هستم.
Reply #32016-08-12
سوم، مسئله‌ی اینکه چگونه یاد بگیریم*. می‌توان درباره این موضوع به خوبی صحبت کرد. بسیاری می‌گویند، با خواندن این همه کتاب، چطور می‌شود آن‌ها را به خاطر سپرد؟ در واقع، یاد داشتن یا نداشتن آن خیلی ساده است. یعنی کتاب بخوانید. شما باید بدانید که بسیاری از آزمون‌های چینی شامل سؤالات حافظه‌ای هستند؛ یعنی این آزمون‌ها به سراغ خلاقیت شما نمی‌روند، بلکه به حافظه‌تان آزمون می‌دهند. بنابراین، وقتی مطلبی را می‌خوانید، کافی است آن را درک کنید تا سپس آن را به خاطر بسپارید. بسیاری وقتی می‌بینند این همه کتاب وجود دارد، فکر می‌کنند چطور می‌توان آن‌ها را به خاطر سپرد. در واقع روشی برای این کار وجود دارد؛ وقتی فرصت دارید، می‌توانید منحنی حافظه آسپنگر (نمی‌دانم درست یادم است یا نه) را ببینید، بعد از دیدن آن متوجه خواهید شد. در مورد روش خاص من، پس از خواندن کتاب امروز، تقریباً در روز بعد یا روز سوم بلافاصله آن را مرور می‌کنم؛ اگر خواندن این بخش از کتاب ۱ ساعت طول بکشد، مرور آن حالا حداکثر فقط ۳۰ دقیقه زمان می‌برد (چون احتمال فراموشی به این سرعت وجود ندارد)، و به این ترتیب می‌توان حدود ۸۰ درصد از محتوا را به خاطر سپرد. یک هفته بعد، ۱۵ دقیقه وقت بگذارید تا دوباره تمرین کنید؛ یک ماه بعد نیز، ۱۰ دقیقه وقت بگذارید تا دوباره تمرین کنید. در نهایت، خواهید فهمید که پس از خواندن یک کتاب، بخش‌های زیادی از مطالب قبلی را چندین بار تکرار کرده‌اید؛ دیگر نیازی به تکرار آن‌ها نیست و اثربخشی آن بسیار خوب است. این روش بازسازی من است؛ وقتی که به افراد خاص می‌رسد، احتمالاً برای هر کسی متفاوت باشد. اما بر اساس این درخواست، زمان و محتوای بازنگری خود را تنظیم کنید. در زمان امتحان، اگر فاصله زیادی باجا هست، می‌توانید یک روز قبل برای بررسی محل، جایی که قرار است اقامت کنید و موارد مشابه، به آنجا سر بزنید. در زمان امتحان، فقط کافی است عملکرد طبیعی خود را داشته باشید. تصمیم با انسان است، اما موفقیت به خداوند بستگی دارد. موفق خواهد شد یا نه، فقط خدا می‌داند.
Reply #42016-08-13
چه کسی نگاه کند چه نکند، باید به نوشتن ادامه داد. موارد فوق درباره‌ی روش‌های یادگیری و نکات مهم هنگام تمرینات پایه‌ای است. حالا درباره آزمون‌های تخصصی صحبت کنیم. همان‌طور که همگی می‌دانند، در آزمون‌های تخصصی، روز اول در واقع سخت نیست؛ فقط شامل مفاهیم و دانش‌های مربوطه است. این مفاهیم، در واقع مربوط به حوزه تخصصی مورد نظر هستند. اگر چند سال در طراحی شیمیایی کار کرده‌اید، این مباحث نباید چندان دشوار باشند. اگر تا به حال این کار را انجام نداده‌اید، حتماً مبانی شیمی صنعتی و فیزیک شیمی را خوب مطالعه کنید؛ روش آن مانند آزمون‌های پایه است. علاوه بر آن، سؤالات واقعی نیز مهم هستند.

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.