HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

تفکر تنبل نیز نوعی خرد موفقیت‌آمیز است

2016-08-09View Original

Thread Content

یک گردشگر بریتانیایی، با کشتی مسافربری آمریکایی «میسیسیپی» به سفر رفت. کشتی مسافربری در رودخانه پرآب و تندوتیز میسیسیپی حرکت می‌کند و در طول مسیر مناظر بی‌نظیری دارد. مسافر انگلیسی، وقتی شنید که کاپیتان دهه‌هاست در این کشتی کار می‌کند، خودش شروع به صحبت با او کرد: «آقای کاپیتان، شما مدت‌هاست که در اینجا دریانوردی می‌کنید و تجربه فراوانی دارید؛ فکر می‌کنم شما از تمام نقاط کم‌عمق رودخانه کاملاً آگاه باشید، درست است؟» کاپیتان بارها و بارها در این رودخانه‌ای که به آن «رودخانه پیران» می‌گویند، دریانوردی کرده بود و البته تجربیات و درس‌های زیادی کسب کرده بود؛ اما پاسخ او مسافر انگلیسی را شگفت‌زده کرد. او گفت: «نه، آقا، من از مکان‌های کم‌عمق رودخانه کاملاً آگاه نیستم؛ اگر بخواهم تمام مکان‌های کم‌عمق را بشناسم، این کار صرفاً هدر دادن وقت خواهد بود.» ”مسافر بریتانیایی با گیجی پرسید: «چه می‌گویید؟ می‌گویید این کار اتلاف وقت است؟ اگر حتی ندانید کجاها آب کم عمق است، چطور می‌خواهید راهنمایی کنید؟» کاپیتان با قاطعیت خاصی پاسخ داد: «بله، فهمیدن اینکه کجاها آب کم عمق است، اتلاف وقت است.» چرا باید در میان آب‌های کم عمق جستجو کنم؟ فقط کافی است بدانم مناطق عمیق کجا هستند، نه؟» کاپیتان، وقتی دید که گردشگر انگلیسی هنوز متوجه نشده، ادامه داد: «سادگی، روند توسعه زندگی مدرن است؛ برای تسهیل عکاسی، دوربین‌های خودکار اختراع شدند؛ برای راحتی رانندگی، خودروها دارای گیربکس اتوماتیک شدند؛ همچنین ماشین‌های لباسشویی کاملاً خودکار، آرام‌پزها، کارت‌های اعتباری، اینترنت… تمام این‌ها باعث شده‌اند که زندگی مردم ساده‌تر و راحت‌تر شود.» هرچه ساده‌تر، کاربردی‌تر؛ هرچه ساده‌تر، بازدهی بالاتر. ”با شنیدن صحبت‌های این ناخدا، آیا فکر می‌کنید که او واقعاً از برخی از ما که کتاب‌های زیادی خوانده‌ایم یا حتی تمام عمرمان را صرف مطالعه کرده‌ایم، باهوش‌تر است؟ در سوی دیگر هوش ناخدا، نوعی الگوی تفکر منحصربه‌فرد پنهان شده است: تفکر تنبل! افراد زیادی، و شاید ناخداهای زیادی نیز، این کار را انجام می‌دهند: آن‌ها با استفاده از تجربیات، دانش و حافظه خود، با صبر و پشتکار، مکان‌هایی را که ممکن است در حین سفر به آن‌ها برخورد کنند، یادداشت می‌کنند تا از برخورد با آن‌ها جلوگیری کنند. فقط آن‌ها فکر نکرده بودند که تعداد مسیل‌های کم‌عمق در رودخانه بسیار زیاد است؛ به همین دلیل، به جای یادگیری موقعیت این مسیل‌ها، یادگیری موقعیت چند منطقه عمیق‌تر آسان‌تر و ساده‌تر است. آیا این دستاورد ذهنیت تنبلان نیست؟ شاید در فرهنگ لغت ذهنیت افراد عادی، ذهنیت تنبلان به معنای عدم تلاش و پیشرفت، استفاده از راه‌های فریبکارانه برای کارها، و در واقع رفتارهای بسیار بد باشد. در واقع، این کاملاً اشتباه است. نمونه‌های موفقیت‌آمیز کالاهای روزمره مدرنی که کاپیتان فهرست کرده، به ما نشان می‌دهد که ذهنیت تنبلی بزرگترین محرک موفقیت فردی در بشر و همچنین بزرگترین نیروی محرک پیشرفت جامعه انسانی است. در واقع، بسیاری از اختراعات و نوآوری‌های بشر از همین نوع تفکر سرچشمه گرفته‌اند. هزاران سال پیش، اجداد دورمان در غارهایی با شرایط نامناسب زندگی می‌کردند و هر بار که می‌خواستند آب بنوشند، مجبور بودند تا رودخانه‌ها و جویبارها بروند. چقدر خسته‌کننده است، آن‌ها به آرامی فکر می‌کنند و همیشه سعی می‌کنند آب نوش یک روز را یکجا به خانه ببرند. بدین ترتیب، سطل‌های سنگی و چوبی به ترتیب اختراع شدند. سال‌ها بعد، تنبل‌ها از آوردن آب هر روز نیز خسته شدند و به طور طبیعی به فکر ساخت لوله‌ها و حفر کانال‌ها افتادند تا آب را به نزدیک‌ترین مکان برسانند. سپس، تنبل‌ها دوباره خواستند که آب به طور خودکار وارد خانه‌هایشان شود، بنابراین چرخ آب را اختراع کردند. این اختراعات و نوآوری‌ها، برای یک فرد، آیا موفقیت بزرگی نیستند؟ امروز احتمالاً قرار است جایزه نوبل را دریافت کند! حتی اگر جایزه‌ای دریافت نکنید، راه‌اندازی یک شرکت خودتان نیز می‌تواند بازده اقتصادی بسیار خوبی به همراه داشته باشد. آیا انگیزه‌ی تمام این موفقیت‌ها، همان تلاش خیرخواهانه‌ی تنبل‌ها برای طی کردن مسافت کمتر نیست؟ در واقع، این امر به پیشرفت و تمدن بشر کمک کرده است. بیش از صد سال پیش، در انگلستان پسر جوانی به نام همفری پورت وجود داشت که مردم او را استخدام می‌کردند تا کنار یک موتور بخار بنشیند و هر بار که دسته کنترل فشار داده می‌شد، بخارهای اضافی را خارج کند. همفری که ذاتاً شوخ‌طبع بود، این کار را بسیار خسته‌کننده، پیچیده و مکانیکی یافت و تصمیم گرفت آن را تغییر دهد. پس از مدتی تحقیق، چند سیم و پیچ روی ماشین نصب کرد؛ به این ترتیب، شیرها می‌توانستند به صورت خودکار با استفاده از این اجزا باز و بسته شوند. بدین ترتیب، همفری نه تنها می‌تواند فرار کند و به راحتی بازی کند، بلکه توان موتور نیز دو برابر شده است. ببینید، این تنبل به آرامی اصل پیستون متحرک رفت و برگشت را کشف کرد؛ موفقیت برای او همان تنبلی بود. فرانک گیلبرتس، مهندس و کارشناس مدیریت برجسته آمریکایی، پژوهشگر رفتارهای انگیزشی انسان است. او اغلب کار کارگران برجسته در حرفه‌های مختلف را فیلمبرداری می‌کند تا تعیین کند یک کار حداقل با چند حرکت قابل انجام است. پس از تحقیق، او دریافت که به‌طور کامل و بدون استثنا، بهترین کارگران همگی تنبل بودند؛ زیرا در انجام کارها آنقدر تنبل بودند که حتی حاضر نبودند یک حرکت اضافی انجام دهند. در چین امروز، ما یون، رئیس هیئت مدیره علی‌بابا، می‌تواند یکی از برجسته‌ترین افراد در دنیای کسب‌وکار باشد؛ او بارها گفته است که اکثر افراد موفق، تنبل هستند. او به عنوان مثال گفت: «نگاه کنید به کسی در شرکتتان که هر روز زودترین ورودی و دیرترین خروجی را دارد و مثل یک فنر، مدام مشغول است؛ آیا حقوقش کمترین است؟ آن کسی که هر روز تنبل است و بی‌کار نشسته و فقط خیال‌پردازی می‌کند، آیا حقوقش بیشترین است؟ گفته می‌شود که او سهام زیادی در شرکت‌های مختلف نیز دارد!» البته، جک ما گفت: «تنبلی به معنای احمقانه بودن نیست؛ اگر می‌خواهید کار کمتری انجام دهید، باید روش‌هایی برای تنبلی پیدا کنید.» ”من متوجه شدم که روش تنبلی که جک ما در اینجا درباره‌اش صحبت کرده، نوعی تنبلی هوشمندانه و نشانه‌ای از خرد بزرگ است! اگر می‌خواهید در انجام کاری تنبل باشید، باید بهترین راه برای حل آن کار را پیدا کنید! از این منظر، افراد تنبل اغلب برای رهبری مناسب‌تر از افراد سخت‌کوش هستند؛ زیرا آن‌ها زمان زیادی برای تفکر دارند، و زمان کافی برای بازسازی نیروی جسمی و روحی خود و بهبود کیفیت کلی خود دارند. یک رهبر کارآمد باید تنبل باشد؛ هر کاری که می‌تواند توسط زیردستان توانمند انجام شود، خودش هرگز وارد آن نمی‌شود. آیا ژوگه‌لیانگ در آن زمان، به خاطر اینکه «خودش تمام کارها را انجام می‌داد»، نتوانست جز با تلاش بی‌وقفه تا پایان عمر، کاری انجام دهد؟ بنابراین، ماهیت رهبری این است که کارهای درست را انجام داد، نه اینکه کارها را به شیوه‌ی درست انجام دهد. به همین دلیل، آن افراد موفق، کسانی که دارای ویژگی‌های رهبری و استعدادهای رهبری هستند، اغلب دارای طرز فکر تنبلانه‌ای می‌باشند. آن‌ها در انجام کارهایی که دوست دارند و برایشان مهم هستند، بسیار ماهرند؛ در حالی که در مورد کارهای کوچک و غیرمهم، اگر می‌توانند تنبلی کنند، تنبلی می‌کنند؛ اگر می‌توانند آن کار را انجام ندهند، انجام نمی‌دهند؛ اگر می‌توانند آن را به تأخیر بیندازند، به تأخیر می‌اندازند. و اگر واقعاً لازم باشد آن کار را انجام دهند، سعی می‌کنند ساده‌ترین، کم‌تلاش‌ترین و راحت‌ترین روش را پیدا کنند. اگر مقدار زیادی از انرژی و زمان خود را صرف انجام کارهای روزمره‌تان با تلاش فراوان کنید، دیگر زمان کافی برای آشنایی با حوزه‌های دیگر نخواهید داشت؛ شاید اطلاعات و ایده‌هایی که تأثیر زیادی بر کاری که در حال انجام آن هستید دارند، در دسترس شما نباشد. در نتیجه، ایجاد اختراعات و نوآوری‌های جدید برای شما دشوار خواهد شد، و البته موفقیت نیز از شما فاصله خواهد گرفت. امروز که جهان تحت تأثیر بحران مالی قرار دارد و مورد تهدید و محدودیت قرار گرفته، شاخص موفقیت در ذهن مردم **کاهش یافته** و معنای واقعی موفقیت نیز **کوچک‌تر شده** است. امروزه، برای کسانی که به موفقیت آرزومندند، یافتن شغل در میان جمعیت روزافزون بیکاران و به دست آوردن یک موقعیت مناسب، یا حتی تأسیس یک کارگاه کوچک، نیز می‌تواند نوعی موفقیت کوچک محسوب شود؛ اما دستیابی به موفقیت بزرگ، دشوارتر است. در چنین شرایطی، ترویج طرز فکر تنبلانه می‌تواند یک امر ضروری باشد؛ زیرا در حالی که دیگران با تلاش و پشتکار مشغول کسب روزی هستند، کسانی که طرز فکر تنبلانه دارند، اغلب با استفاده از «تنبلی» خود، راهی منحصربه‌فرد پیدا کرده و در شرایط بی‌پناهی، مسیری به سوی موفقیت یافته‌اند. نویسنده تایوانی، لیو یونگ، در کتاب خود که به مردم راهنمایی‌هایی در زمینه روابط اجتماعی می‌دهد، برای جلوگیری از سوءتفاهم، چنین عنوانی برای کتاب انتخاب کرده است: «من به شما یاد نمی‌دهم که فریب دهید». فکر می‌کنم بهتر است که باعث نشوم دیگران به خاطر سوءتفاهم، فکر کنند که من از تلاش و پشتکار حمایت نمی‌کنم؛ بنابراین در پایان می‌خواهم بگویم: من شما را به تنبلی تشویق نمی‌کنم! (برگرفته از «جوانان شاندونگ»)
Reply #22016-08-09
اختراع تنبل، برای آزاد کردن انسان‌ها تا کارهای بیشتری انجام دهند، بوده است. اما در مکان‌هایی که جمعیت زیاد و کار کم است، جواب نمی‌دهد.
Reply #32016-08-09
اگر کارگر نباشی، تنبل هم نخواهی شد
Reply #42016-08-10
پول تنبل‌ها، بهترین پول است. گاهی اوقات، افزایش کارایی در کار، توسط مدیران تشویق نمی‌شود؛ زیرا با کمتر شدن تعداد کارکنان، مدیران احساس می‌کنند که افراد کمتری برای مدیریت دارند. درست مثل نرم‌افزارها، خرید نرم‌افزار نیاز به پرداخت پول دارد، اما نیروی کار هزینه‌ای در بر ندارد؛ به همین دلیل ترجیح می‌دهند افراد بیشتری استخدام کنند تا اینکه نرم‌افزار خریداری کنند.
Reply #52016-08-11
واقعاً همینطور است! چقدر تجربه زندگی داری!
Reply #62016-08-26
زیرا آن‌ها همیشه ساده‌ترین راه برای انجام کار را پیدا می‌کنند
Reply #72016-08-27
خیلی زیاد نوشته شده، نصفش را خواندم و دیگر تمایلی به ادامه‌اش نداشتم.

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.