Thread Content
در روزهای اخیر، یک خبر اجتماعی با طنز تلخ مشابه، همگان را شگفتزده کرد؛ رانندهای در چانگشا به دلیل مسئلهای کوچک با مسافرش درگیر شد، و راهحل نهایی شرکت خدمات رانندگی آنلاین این بود که از طریق تنظیمات پشت صحنه، در این پلتفرم اجاره خودرو، آنها دیگر هرگز با یکدیگر ملاقات نخواهند کرد. “هرگز مطابقت ندارد»! چه نگرشی مصمم است. برای شرکتهای خدمات رانندگی آنلاین، چنین تصمیمی ممکن است اقدامی ناچارانه برای جلوگیری از بروز درگیریهای مجدد یا یک انتخاب «هوشمندانه» باشد، اما از دید ما، این تصمیم حاکی از فضایی غمانگیز است. علت ایجاد اختلاف چندان پیچیده نیست: رفتار نامناسب مسافر، بیمهری راننده، ارائه نظرات منفی توسط مسافر از روی عصبانیت، و واکنشهای متقابل طرفین که هیچکدام تسلیم نمیشدند، باعث شد اوضاع به حدی بدتر شود که قابل کنترل نباشد. چنین وضعیتی چیز نادری نیست. سال گذشته، موردی وجود داشت که یک راننده زن در چنگدو به دلیل «خشم رانندگی»، بارها به خودروهای دیگر ضربه زد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت ; چند وقت پیش، در ایستگاه قطارهای پرسرعت شیانگتان، فردی به دلیل تف کردن در مکانهای عمومی، توسط دیگران به داخل سکو هل داده شد و در معرض خطر جدی قرار گرفت؛ این نیز یک مثال دیگر از رفتارهای افراطی است. در این موارد، ذهنیت بورژوایی که میگوید «هر دیدار در این دنیا، مانند دیدار دوباره پس از جدایی طولانی است»، نادیده گرفته شده؛ ضربالمثل قدیمی «صد سال تلاش لازم است تا بتوان با هم در یک قایق سفر کرد» فراموش شده، و رفتار نجیبانهی «چرا نباید به او فضا داد؟» کاملاً از بین رفته است. ناخودآگاه میخواهیم بپرسیم: در واقع چه اتفاقی افتاده است؟ هر کسی احساسات «منفی» دارد و گوشههای تاریک روانی در خود دارد؛ برای اینکه بتوانیم احساسات خود را مدیریت کنیم، سایههای روانی را از بین ببریم و با ذهنی شاد و سالم به زندگی و دیگران نگاه کنیم، واقعاً باید تلاش زیادی کنیم. ما واقعاً میخواهیم بگوییم که زندگی میدان نبرد نیست و نیازی به رقابت نیست. بین انسانها، هرچه درک بیشتری وجود داشته باشد، سوءتفاهمات کمتری رخ میدهد ; بین قلبها، هرچه درک و بخشش بیشتر باشد، اختلافات کمتر خواهد بود. صبر، ترسویی نیست، بلکه بخشش است ; عقبنشینی نشانهی بیتوانی نیست، بلکه نشانهی بزرگواری است. به گفتهها، هر دو پس از آن واقعاً پشیمان شدند و احساس کردند که در دمای بالا بیش از حد تندعملی کردهاند. در واقع، اگر در شبی آرام به قلب خود نگاه کنیم، اگر ما با چنین وضعیتی روبرو میشدیم، احتمالاً همگی فکر میکردیم: چرا؟ زنده بودن خودش یک خوششانسی است، و ملاقات با کسی نیز سرنوشت است؛ چرا باید به خاطر یک مسئله کوچک، دشمنان همیشگی شویم؟ این چه فایدهای برای خودم دارد؟ پس، آیا الگوی «هرگز تطبیق نیافتن» که بر اساس شرایط افراطی طراحی شده است، میتواند بر اساس این وضعیت تنظیم شود؟ “«هرگز هماهنگ نخواهد شد»، در حالی که به نظر میرسد مشکل را برای همیشه حل کرده است، اما در واقع تنها پشیمانی ابدی را به جای میگذارد. ما صمیمانه امیدواریم که چنین رنجهایی، در نور انسانیت مهربان، فروکش کنند ; چنین پشیمانیهایی میتوانند با تلاش مشترک جامعه جبران شوند. از جنگ و درگیری، صلح و دوستی پدید آورد؛ از کینه و دشمنی، شوخی و گفتگو. این یک آرزوی بیش از حد نیست، بلکه راه درستی است و قابل دستیابی است.
بله، وقتی دلتان میخواهد عصبانی شوید، اول یک بطری آب یخی بنوشید تا آرام شوید.
سپس کمربند شل میشود، یک حباب بزرگ ادرار؟
درست است، این روش بیشترین تأثیر را در کاهش خشم دارد.
البته، اما در هر شرایطی، باید با آرامش با مسائل برخورد کرد. تکانه، شیطان است!