Thread Content
رئیس کارگران را از دریافت دستمزدشان محروم میکند؛ این کار واقعاً بیانسانی است. علاوه بر این، او این کار را با این بهانه توجیه میکند که کسانی که استعفا میدهند، به او وفادار نیستند. امروزه همه برای زندگی به پول نیاز دارند؛ رئیس حتی پس از یک سال تأخیر در پرداخت دستمزد، همچنان حق دارد. . .
فقط میخواهم بدانم این یک سال را چطور گذراندهای
شرکت کنترل میکرد، گاهی میشد حقوق را قرض گرفت و با صرفهجویی زندگی کرد. حالا اگر دوباره با عدم پرداخت حقوق مواجه شدم، فوراً شغل جدیدی پیدا میکنم، بدون توجه به هیچ چیز، لعنتی
برای این موضوع میتوانید به دادگاه داوری کار مراجعه کنید؛ نه تنها حقوق خود را پس میگیرید، بلکه میتوانید غرامت اخراج نیز دریافت کنید! اگر داوری کاری مؤثر نبود، میتوان مستقیماً شکایت کرد.
کاملاً درست گفتید. حالا خیلیها معنای اصلی حزب را فراموش کردهاند؛P
این رئیس خوب نیست؛ رئیس قبلیام، در سختترین شرایط هم حتی موتورسیکلت و ساعت خودش را فروخت، اما هرگز دیر پرداخت حقوق کارکنان را نکرد؛ اخلاق او خیلی خوب بود. حالا این شرکت سالانه چند صد میلیون درآمد دارد؛ فکر میکنم این همه موفقیت نتیجه اخلاق خوبی باشد که در گذشته به دست آمده بود
به گفته ژاپنیها، در ژاپن اگر دستمزد کارگران سه ماه به تأخیر بیفتد، شرکت مجبور به تعطیلی میشود. بنابراین پیشنهاد میکنم که اگر شرکت سه ماه دستمزد را پرداخت نکرده باشد، ۱. فوراً به دادگاه کار مراجعه کرده و دستمزد خود را دریافت کنید ; ۲. بدون تردید، به دنبال شغل جدید بگردید.
هه، اخیراً در کارخانههای کشتیسازی برخی شرکتها حقوق کارکنان را پرداخت نمیکنند. و علاوه بر آن، آن را با نام «دفاع غیرمنطقی از حقوق» مینامند.
نمیتوان دستمزد کارگران را به تأخیر انداخت؛ هرچند مشکلات مالی صاحبان کسبوکار را درک میکنیم، اما اکنون کارگران خانوادههایی دارند که باید از آنها مراقبت کنند. تأخیر چند روز یا نیم ماه مشکلی ندارد، اما تأخیر یک سال واقعاً بیش از حد است. کارمندان تلاش میکنند و رئیس پاداش میدهد؛ هیچکس به دیگری بدی نمیکند. هر دو طرف باید یکدیگر را درک کنند و تا حد امکان مسائل را از دیدگاه طرف مقابل بررسی کنند؛ در این صورت همه چیز قابل حل خواهد بود. نگرانی اول، رئیس بیوجدانی است که عمداً دستمزد را به تأخیر میاندازد. دوم، ترس از کارمندان بیوجدان است؛ کسانی که هیچ کاری انجام نمیدهند اما حقوق بالایی میخواهند و به قوانین و انضباط بیتوجهند.
لعنتی! این رئیس واقعاً افتضاح است! دستمزد یک سال معوق است! رفیق، امسال را چطور گذراندی؟
نویسنده معنای واژه «مردم عادی» را به خوبی توضیح داده است
چارهای نیست، جز اینکه استعفا دهم. عدم پرداخت دستمزد بر حال و هوای کاری تأثیر میگذارد.
حالا طلبکار، رئیس موقعیت است؛ فعلاً نگران پیروزی در دادگاه نباشیم، حتی اگر هم برنده شدیم، اگر طرف مقابل از اجرای قوانین فعلی سر باز زند، به نظر میرسد کاری از دستمان برنمیآید. علاوه بر این، تو از کجا انرژی و زمانی برای انجام این کار پیدا میکنی؟ در خانه هم چند نفر هستند که منتظر غذا هستند
در صورت عدم اجرا، دادگاه اجرای اجباری را اعمال خواهد کرد؛ در صورتی که راه دیگری وجود نداشت، میتوان به رسانهها مراجعه کرد. دیگر مثل گذشته نیست، بسیاری از افراد بیوفا دیگر نمیتوانند فرار کنند. مهمترین نکته، نگهداری صحیح شواهد مربوط به رابطه کاری بین شما و کارفرما است.
درباره وضعیت واقعی صحبت میشود. خیلی واقعبینانه.
نمیدانم در کدام شهر است، در جاهای زیادی، هر بار که شکایت میشود، قطعاً پیگیری میشود
شرکتهای شمالی، من هم بعد از فارغالتحصیلی با چنین شرکتهایی روبرو شدم؛ در نهایت حقوقی که بدهکار بودند هم تخفیف داده میشد