Thread Content
نارضایتیهای درونی خود را بیان کنید! چهل سال شاهد وضعیت عجیب شرکتهای دولتی بودن، تجربه و مشاهدات یک کارمند باسابقه و بازنشسته از شرکتهای دولتی است که توجه گستردهای را به خود جلب کرده است. شاید در ذهنت مشکلات زیادی وجود داشته باشد، کارت خوب پیش نرفته باشد و با مشکلات متعدد شرکتها آشنا شده باشی. نارضایتی و خشم خود را بیان کنید؛ شاخص ناراحتی بالاست، همگی بیایید تسلی دهیم! این پست برای پاسخ به نارضایتی شماست، یا اینکه در این فروم مشکلاتی در شرکتهای دولتی، خصوصی و خارجی مشاهده کردهام. همگی میتوانند در این پست پاسخ دهند. تسلی در ثروت بسیار وجود دارد!
اول من شروع میکنم: امنیت کاملاً به ارزیابی بستگی دارد. فایل ارسال شد، خودتان ببینید! از طریق ارزیابیها، شما را برای یادگیری تشویق کنید. اگر نشد، پول کسر میشود. فکر میکنم آموزش ایمنی باید به طور مداوم انجام شود. و روشها باید نوآورانه باشند. روشهای مختلفی وجود دارد، چرا فقط به ارزیابی تکیه کردهایم؟ مسابقات دانش، ارسال در وبسایتهای عمومی ویچت، تماشای فیلمهای مرتبط با موضوع. آموزش از طریق سرگرمی، راهی برای دستیابی به نتایج بهتر با تلاش کمتر است. ارزیابی، به معنای جریمه مالی و همراه با مقاومت است! یادگیری نتیجهای ندارد.
مشکل عجیب شرکتهای دولتی، تعداد زیاد کارگران موقت است؛ تقریباً همگی آنها بر اساس قراردادهای موقت استخدام میشوند و این امر منجر به دریافت دستمزد نابرابر برای کارهای یکسان میشود. برای ارتقا و افزایش حقوق، لازم است هدیه داد
آخرین بار این پست توسط zxb1990 در تاریخ ۲۰۱۶-۸-۲۲ ساعت ۱۱:۵۴ ویرایش شد. پس از فارغالتحصیلی، نزدیک به ۲۰ سال در شرکتهای دولتی کار کردم؛ در آنجا انواع شکایات، نارضایتیها و بیعدالتیها را دیدم. همیشه فکر میکردم که فرار کردن بهترین راه حل است؛ اما با کسب تجربه و بهبود مهارتها، و کار کردن به طور متواضعانه، سرانجام توانستم درجه درآمد خوبی داشته باشم. اما متوجه شدم که به جز پول، در سایر موارد شرایط آنجا بهتر از شرکتهای دولتی نیست. بنابراین، هر جا انتخاب وجود داشته باشد، مزایا و معایبی نیز خواهد بود؛ عدالت مطلقی وجود ندارد، تنها راه این است که خودمان ذهنیت خوبی داشته باشیم
کار یکسان، دستمزد متفاوت؛ این امر باعث بروز تنش میشود. کارگر موقت همان کارگر فیزیکی است!
در شرکتهای دولتی، تفکر «به همین روش ادامه دادن» در میان کارمندان و مدیران بسیار مشهود است؛ فقدان انگیزه و شور برای نوآوری و درک وظیفه به عنوان خانه خود نیز وجود دارد...
شرکتهای دولتی پناهگاهی هستند و به ندرت افراد عقبمانده را از بین میبرند. غذای یکسان برای همه، خوردنش آسان است اما خوشمزه نیست. از گرسنگی نمیمیرم، از سیری هم پر نمیشوم
معلمان باتجربهای که به سن چهل سالگی میرسند، شروع به زندگی از حقوق بازنشستگی میکنند؛ از تجربهشان سوءاستفاده میکنند، با دریافت حقوق بالا کار نمیکنند و همچنین دسیسه میکنند و جوانان را آزار میدهند
امروزه همیشه برای هر سیاستی، راهکاری وجود دارد. برخی از چیزهای خوب، وقتی به کارخانههای میدانی میرسند، تغییر ماهیت میدهند؛ همچنین برخی سیاستها نیز برای کارخانههای میدانی مناسب نیستند و توسط رهبران ناآگاه به صورت تصادفی ایجاد شدهاند، تنها برای جلب توجه. هه، به نظرم رهبران بخشهای تولید فناورانه حداقل باید تجربه کار در کارخانههای خط مقدم را داشته باشند؛ نباید افرادی که فقط در حد نظریهپردازی هستند، روی مناصب مهم قرار بگیرند. همچنین پدیدهای اجتماعی وجود دارد که به آن «دادن هدیه برای به دست آوردن مقام» گفته میشود؛ در این حالت، حتی اگر تواناییهای فرد بسیار بالا باشد، این مزیت را ندارد که بتواند از تواناییهای چاپلوسی و دادن هدیه استفاده کند. از شرکتهای بزرگ گرفته تا کارخانههای کوچک، هر جا که انسان باشد، درگیری وجود دارد؛ درگیریها منجر به اتلاف انرژی میشوند و درگیریهای درونی میتواند به افراد بیگناه آسیب برساند. . . . . .
استفاده از سن برای برتری نشان دادن، کار خوبی نیست. تا زمانی که بیش از حد نشود، اینکه جوانان کار بیشتری انجام دهند مشکلی ندارد. فقط کافی است که آنها بخواهند به ما یاد دهند. . اگر توانایی پنهان کردن چیزها را داری و در عین حال کار نمیکنی، دیگر قابل توجیه نیست
با ویژگیهای چینی! مدیریت همیشه نیاز به افراد دارد! شرکتهای خارجی همگی خارجی نیستند. تا زمانی که سیستم کامل باشد و اجرای آن به اندازه کافی شفاف باشد. مسیر نظارت باز است، چرا نگران عملکرد خوب شرکتها باشیم؟ کمبود سیستمها را میتوان به تدریج بهبود بخشید! اگر دیگران خوب عمل میکنند، میتوان از آنها الهام گرفت. تمام اقدامات به صورت مخفیانه انجام میشود، حتی نتایج رأیگیری هم فوراً اعلام نمیشود؛ چطور میتوان مردم را متقاعد کرد؟
صاحبان کسبوکارهای خصوصی، بر تولید تأکید دارند. حمایت کافی برای نگهداری و تعمیر تجهیزات، بهروزرسانی آنها و مدیریت تجهیزات وجود ندارد. فکر میکنم بخش مدیریت تجهیزات فقط برای خرج کردن پول وجود دارد؛ هر وقت صحبت از آن میشود، سردرد به وجود میآید.
چیز خاصی برای گفتن نیست؛ من تجربه کار در شرکتهای دولتی و خصوصی را دارم، در واقع هر جا که کار کنیم فرقی نمیکند، تفاوتی بین شرکتهای دولتی و خصوصی وجود ندارد. خلاصه و اشتراکگذاری: در زندگی کار کنید، نه اینکه در کار زندگی کنید. در زندگی و کار قطعاً تعارضات روابط انسانی وجود دارد؛ هرچند زندگی و کار با یکدیگر درهم تنیدهاند، اما این تعارضات باید جداگانه در نظر گرفته شوند. در محیط کار، به خاطر اختلافات دیدگاه، یکدیگر رقیب هستیم، اما در زندگی میتوانیم دوست باشیم؛ اینگونه احساس خستگی نخواهیم کرد.
روجیامو، یکی بخرید، سپس یک نان سفید دیگر بخرید، نصف گوشت را جدا کنید، در این صورت دو تا خواهید داشت. در آن سالها همینطور گذشت
فقط با تجهیزات پیشرفته میتوان با حداکثر توان، پول درآورد!
در آن زمان که در سیستم بودم، حجم کاری که انجام میدادم، نسبت به مهندسان باتجربه، یک برابر یا چند برابر بیشتر بود و این امر اغلب رخ میداد
فکر میکنم کپی و چسباندن اینگونه توسط شما چندان خوب نیست
آیا شما اهل تیانجین هستید؟