Thread Content
مثل میگوید: «آب و آتش با هم سازگار نیستند.» ”به نظر میرسد برای انگلیسی، جورج ویلیام منبی، تفسیر دیگری وجود دارد. در جوانی، او کاپیتان کشتی بود و آبهای فراوانی در سراسر جهان دیده بود ; در سالمندی، او آتشنشانی را اختراع کرد و ایدههایی مانند تأسیس گروههای آتشنشانی را مطرح نمود. اما متأسفانه، هیچکس در زمان حیاتش اینها را به رسمیت نشناخت. تا پس از مرگش، زمانی که نسلهای بعدی به یاد کمکهای بزرگ او در زمینه آتشنشانی افتادند، بود که به یاد او افتادند — «کاپیتان منبی»، فردی «شایسته یادآوری». وقتی صحبت از آتشنشانهای اختراع شده توسط منبی میشود، باید از یک آتشسوزی بزرگ که در سال ۱۸۳۴ در لندن، انگلستان رخ داد، شروع کرد. شب ۱۶ اکتبر همان سال، آتشسوزی بیسابقهای در کاخ وستمینستر، محل قرارگیری پارلمان لندن، رخ داد؛ این کاخ باشکوه و قدیمی که از سال ۱۵۴۷ محل تشکیل پارلمان بود، تقریباً کاملاً سوخت. یک ساختمان که زمانی درخشان بود، به ویرانه تبدیل شد و خسارات اقتصادی آن قابل ارزیابی نیست. کاپیتان مامبی، ۷۰ ساله، شاهد وقوع آتشسوزی ساختمان پارلمان لندن بود. او صحنهای پر از هرج و مرج دید که هیچکس نمیتوانست در برابر آن کاری انجام دهد. در همان زمان، او متوجه شد که پمپهای آب قدیمی و ابتدایی بسیار دور از منبع آب قرار دارند و امکان نزدیکتر کردن آنها وجود ندارد؛ زیرا در آن زمان سطح آب پایین بود، لولههای پمپها خیلی کوتاه بودند و ورودی آب به سطح رودخانه نمیرسید؛ این امر حتی باعث میشد که بسیاری از قایقهای آتشنشانی نتوانند فوراً مورد استفاده قرار گیرند. پس از یک شب آتشسوزی، هنوز نتوانستند آن را به طور مؤثر کنترل کنند. تعداد زیادی حادثه منجر به کشته و مجروح شدن رخ داد؛ آتشنشانان زیر آوارهای دیوارهای فرو ریخته مدفون شدند و کسانی که برای تماشا به محل آمده بودند نیز لگدمال شده و کشته شدند. در محل آتشسوزی، علاوه بر آتشنشانان، داوطلبانی که برای خاموش کردن آتش کمک میکردند، شهروندانی که برای تماشا آمده بودند و اعضای ***، سه گروه از نیروهای سوارهنظام نیز حضور داشتند. اما، با نگاهی به کل صحنه، فقدان فرماندهی یکپارچه وجود داشت؛ هر آتشنشان بر اساس دیدگاه خودش عمل میکرد و هیچ فرماندهی متمرکز و بالاتری وجود نداشت که انضباط لازم را تضمین کند. معمولاً، در صحنههای حادثه آتشسوزی، همکاری کامل و جدی لازم است، اما در واقع، همه چیز در هرج و مرج است. وقتی مامبی از صحنه فرار کرد و به آن آتش بیرحمانه نگاه کرد، ناخودآگاه پر از احساسات شد؛ اگر پیشنهادات او در زمینه مقابله با آتشسوزی زودتر پذیرفته میشد، احتمالاً خسارات به حداقل میرسید. اولین کسی که آتشنشانی را اختراع کرد، کاپیتان منبی بود؛ فردی دارای بینش و تجربه عملی در دریانوردی. او مدتها پیش از وقوع آن آتشسوزی بزرگ، پیشبینی کرده بود که چنین سازماندهی ناکارآمد و تجهیزات قدیمی و سنگینی، در صورت وقوع آتشسوزی، منجر به فاجعههای ویرانگری خواهد شد. بر اساس نتایج تحقیقات او، خاموش کردن آتش باید به سرعت و در زمان مناسب انجام شود و هدف این است که آتش از همان ابتدا خاموش گردد تا گسترش آن مهار شود؛ این بهترین روش ممکن است. یعنی، «آتش کوچک راحت خاموش میشود، آتش بزرگ خاموش کردنش دشوار است.» ; «آتش کوچک را نجات ندهید، حتماً فاجعهای بزرگ رخ خواهد داد.» برای کنترل مؤثر و بهموقع آتشسوزیهای تازه رخ داده، او یک اطفایگر قابل حمل که با هوای فشرده کنترل میشود، را مطالعه و اختراع کرد؛ این اطفایگر هم سبک است و هم قابل حمل، بنابراین در هر جایی که آتشسوزی رخ دهد، میتواند مورد استفاده قرار گیرد. مخزن آن یک استوانه مسی است که طول آن دو فوت، قطر آن هشت اینچ و ظرفیت آن چهار گالن (۱۸.۱۸۴ لیتر) میباشد. تمام ویژگیها و مشخصات آن کاملاً مشابه اطفایحریقهایی است که امروزه مورد استفاده قرار میگیرند؛ این بزرگترین دستاورد کاپیتان منبی بود و همچنین اولین اختراع او نیز محسوب میشود. توصیههای منطقی مربوط به ایمنی در برابر آتش، نادیده گرفته شدند. در لندن و سراسر اروپا در قرن نوزدهم، ساختمانهای چوبی با سنتهای قدیمی فراوان بودند؛ بنابراین مقابله با آتش بسیار مهم بود. در صورت عدم خاموش کردن سریع آتش، این آتش میتوانست به ساختمانهای دیگر نیز سرایت کند و خسارات سنگینی به بار آورد. کاپیتان منبی نه تنها آتشنشانی ساخت، بلکه پیشنهادات معقول بسیاری برای رفع نواقص سازمانی آتشنشانی ارائه داد؛ مثلاً تأکید کرد که باید یک سازمان رسمی تشکیل شود، یا یک نهاد آتشنشانی سازمانیافته ایجاد گردد. اما، سالهاست که پیشنهادات او مانند فریادی در بیابان باقی مانده و هیچ پاسخی دریافت نکرده است. اختراعات نجات دریایی، جان بیشماری انسان را نجات دادهاند. امروزه، هنگام مرور تاریخ آتشنشانی، میتوان متوجه شد که پیشنهادات مامبی همگی عملی بودهاند؛ چه اکیپمنتهای آتشنشانی امروزی و چه قوانین و مقررات، همگی ریشه در راهکارهایی دارند که مامبی در گذشته ارائه کرده بود. اما، این پیشنهادات منطقی توسط برخی از افراد قدرتمند در مقامات مربوطه در لندن آن زمان نادیده گرفته شد. مامبی تمام وقت و تمام تلاش خود را وقف این کار بزرگ برای نجات جان و اموال بشر کرد؛ کاری که برخی آن را درک میکردند، اما هیچکس آن را عملی نکرد. او یک پژوهشگر حرفهای نبود، اما با استفاده از تجربههای دریانوردی خود و همچنین با توجه به فجایعی که در مناطق ساحلی به دلیل طوفانها، مههای غلیظ و جریانهای دریایی رخ میداد و منجر به برخورد کشتیها یا برخورد آنها با صخرهها و مرگ ملوانان میشد، دستگاهی اختراع کرد که با استفاده از توپها، طنابهایی را به کشتیهای در معرض خطر پرتاب میکرد؛ این اقدام باعث نجات جان هزاران ملوان در سراسر جهان شد. این دستگاه که در نقاط مختلف ساحلی نصب میشد، «دستگاه منبی» نام گرفت. برای ایمنی در حین دریانوردی، مامبی یک قایق نجات غرقنشدنی و یک دستگاه نجات شکل شلواری طراحی و ساخت؛ که این اختراعات به نوبه خود به لنجها و جلیقههای نجات پنوماتیکی امروزی تبدیل شدهاند. برای تضمین ایمنی حرکت کشتیها، منبی اولین کسی در جهان بود که پیشنهاد استفاده از سیگنالهای نوری از طریق فانوسهای دریایی را مطرح کرد. علاوه بر این، او مسئول تأسیس انجمن حفاظت از جانها در هنگام سوانح کشتیها بود و ریاست آن را بر عهده داشت؛ بعدها، این سازمان به انجمن سلطنتی ملی نجات تبدیل شد. در سالمندی، منبی دوباره استعداد خود در اختراعات را برای کارهای ضدآتشسوزی به کار برد تا جان و اموال مردم را نجات دهد و در این زمینه موفقیتهایی کسب کرد. بهویژه شایان ذکر است که در همان شبی که ساختمان کنگره سوزانده شد، او مشغول آزمایش لباسهای ضدآتش بود.
وقتی به آتشنشانی دستی که با هوای فشرده کار میکند فکر میکنم، اولین چیزی که به ذهنم میرسد شستشوی چشم است؛ آیا شستشوی چشم متحرک هم بر اساس همین اصل نیست؟ علاوه بر این، توسعه اطفایکنندههای متحرک نیز وابسته به شیمی است؛ یادم میآید که در دوران دبیرستان هنگام درس شیمی، معلم خودش اصل کارکرد اطفایکنندههای کفساز را نشان داد.