Thread Content
همکار A: این چطور انجام میشود، لطفاً کمکم کنید. همکار B: این کار باید چطور انجام شود؟ . . . . همکار الف: رهبر باید در مورد این موضوع چه کار کند؟ . . . . رهبر: این کار به این شکل قابل قبول نیست، واضح است که اشتباهی وجود دارد. همکار A: بله، همکار B گفت که باید اینطور عمل کرد. در مواجهه با چنین همکاری، ما باید چه کار کنیم؟
هه، یک بار کافی است؛ دفعه بعد نیازی نیست به او توجه کنیم. این موضوع نشاندهنده ویژگیهای شخصیتی اوست: بیقدردانی، فقدان مسئولیت، و پاداش دادن به کسانی که به او لطف کردهاند. چنین افرادی را باید با احترام اما از فاصله دور نگه داشت.
معمولاً مستقیماً میگویم که وقت ندارم، به جز استادان یا رؤسایی که از من مسنتر هستند؛ در مواقعی که افراد زیادی حضور دارند، توضیح مختصری میدهم. صحبت کردن بیش از حد صریح برای همه خوب نیست
اگر عمدی باشد، با آن فرد رابطه برقرار نمیکنم.....
معمولاً وقتی افتخار پیش میآید، جلو میروند؛ وقتی مشکل پیش میآید، آن را به دیگران میسپارند! اگر رهبرتان شما را تحسین کند، قطعاً نخواهید گفت که شما او را راهنمایی کردهاید. این واقعاً یک آدم بد است!
چنین افرادی در همه جا دیده میشوند و عجیب نیست~
رهایی از درست و غلط، در عدم بحث است؛ رهایی از نگرانیها، در تحمل توهینهاست
دیگر به او توجه نکنید، مبادا دوباره به شما آسیب برساند. اما وقتی مشکلات فنی پیش میآید و دیگران از شما سؤال میکنند، باید پاسخهایتان دقیق باشد؛ در غیر این صورت، انتشار آنها برای شما مضر خواهد بود.
رهبر: تو خودت توانایی قضاوت نداری؟ او از تو میخواد که مدفوع بخوری، تو هم میخوری؟ او از تو خواست که حقوقت را به او بدهی، و تو هم دادی؟ همکار B: من فقط پیشنهاد میدهم، برای اطلاعات عمومی؛ برای مسائل خاص، باید تحلیل جداگانهای انجام شود.
خب، بهتر است از آن دوری کنیم. اگر دیگران به شما کمک کنند، صرفنظر از نتیجه، باید از آنها تشکر کنید؛ وقتی خودتان را به عنوان سپر استفاده میکنید و مسئولیتهای خود را درک نمیکنید، نمیتوانید به موفقیت بزرگ دست یابید
رهبر، همکار B را به طور مخفیانه در خاطر نگه داشت؛ همکار A نیز به تدریج از دیدرس ناپدید شد! مدت زیادی نگذشت که همکار بی. . . . . و همکار آند. . . . .
یکی از آنها، استفاده از همان روشی است که دیگران علیه ما به کار بردهاند; نمونههایی را که در آنها مشاهده شد که ویژگیهای منفی فرد بر رهبری تأثیر گذاشته، یادداشت کنید؛ در لحظات حساس، این یادداشتها میتوانند ضربهی قاطعی باشند!
فقط این بار، دیگر باری نخواهد بود. اگر همکار در سطح یکسان باشد، میتوان نظراتش را گوش داد، اما تصمیمگیری درباره پذیرفتن آنها بستگی به قضاوت خودتان دارد
چنین افراد زیادی وجود دارند، اطرافمان پر از آنهاست! چرا باید این کار را انجام داد؟ میتوان مستقیماً آن را انجام داد، نه؟
اگر عمداً چیز اشتباهی به او گفتی، تقصیر توست; در غیر این صورت، تقصیر همه از سرش است؛ او نمیداند که برای انجام کار باید مسئولیت پذیر باشد!
چنین افراد زیادی وجود دارند؛ حتی کسی که من با او در سطح شاگرد روبرو شدم نیز چنین بود