【داستان کوتاه】رئیس خیلی مشغول است
Thread Content
لی کوچک: «رئیس، منطقه قرار است یک همایش هشداردهنده در زمینه ایمنی تولید برگزار کند و از مدیران کارخانهها خواسته شده که در آن شرکت کنند!»رئیس: «اخیراً کسبوکار خوب پیش نمیرود؛ من باید برای جذب حمایتهای مالی به جاهای دیگر بروم. لی کوچک، تو برو!»
لی کوچک: «این کار چندان خوب نیست، رئیس.» ” رئیس: «مشکل چیه، پاداش این ماه رو نمیخوای؟»
لی کوچولو: «باشه، رئیس، من میرم!»
لی کوچولو: «رئیس، این ماه ماه ترویج ایمنی کار است، منطقه از ما خواسته که کارهای تبلیغاتی مربوط به آن را انجام دهیم!»
رئیس: «چه تبلیغاتی؟ چند جلد بروشور بخرید و همینطور توزیع کنید، وضعیت مالی کارخانه اینقدر بد است، کجا وقتی برای این کارها وجود دارد!»
لی کوچولو: «رئیس، فردا منطقه دوره آموزشی درباره قانون ایمنی کار برگزار میکند و اعلامیهای صادر شده که مدیران شرکتها ملزم به شرکت در آن هستند.» ” رئیس: «اینطور باشد، لی کوچولو، تو به جای من برو؛ این کار را به عنوان ساعات کار اضافی محسوب میکنیم و دو روز مرخصی به تو میدهیم.» ” لی کوچک: «خب، باشه.» رئیس: «رئیس، در کارخانه ما حادثهای رخ داده؛ افرادی از منطقه آمدهاند و میگویند شاید مجبور شوید ۳ سال در زندان بمانید.» ” رئیس: «اوه! شما جای من بنشینید، حقوق سالانه ۱۵۰ هزار، با مزایای مدیرعامل.» ” دبیر: «این—؟»”