HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

چرا فناوری‌های نامطمئن پاکسازی آلودگی‌ها محبوبیت زیادی پیدا کرده‌اند؟

2016-08-24View Original

Thread Content

آخرین بار این پست توسط slll611 در تاریخ ۲۸-۹-۲۰۱۶ ساعت ۲۲:۱۰ ویرایش شد. بسیاری از فناوری‌های نامطمئن برای کاهش آلودگی، ویژگی‌های مشترکی دارند: اغلب در صنایع کوچک یا شرکت‌های خرد به کار می‌روند، و تحت عنوان فرآیندها یا فناوری‌های جدید، ادعا می‌شود که اثربخشی بالایی در کاهش آلودگی دارند. پس، چرا این فناوری‌های جعلی می‌توانند چنین رواج گسترده‌ای پیدا کنند؟ یک شرکت صنایع شیمیایی اخیراً به دلیل تخلیه بیش از حد مواد آلاینده مورد بازرسی قرار گرفت و این شرکت هم احساس بی‌عدالتی می‌کند و هم ناچار است. سال گذشته، این شرکت مبلغ نزدیک به یک میلیون یوان را برای نصب یک سیستم جدید برای پردازش گازهای خروجی هزینه کرد. گفته می‌شود که این تجهیزات می‌تواند مستقیماً گازهای زائدی مانند اکسیدهای نیتروژن تولید شده در کارخانه‌ها را با گاز آمونیاک تولید شده در برج استخراج آمونیاک در ایستگاه‌های پردازش فاضلاب واکنش داده و نیتروژن و آب تولید کند، بدون ایجاد هیچ محصول جانبی. اما همین دستگاه‌های فناورانه‌ی شبیه به معجزه، با مشکلاتی مانند کنترل دشوار شرایط واکنش، نادیده گرفتن عمدی محصولات جانبی، و دشواری در رسیدن به استانداردهای آلایندگی روبرو شده‌اند که باعث رنج زیاد برای شرکت‌ها شده است. تصادفاً اینطور نیست. یک شرکت دیگر که به دلیل تخلیه فاضلاب بیش از حد مجاز مورد تنبیه قرار گرفت، نیز تجربه‌ای مشابه داشت. فناوری به اصطلاح «کاتالیز نانو» که شرکت‌ها با قیمت بالایی خریداری کردند، پس از استفاده تنها چند ماه اثربخشی داشت. در ابتدا، داده‌های نظارتی واقعاً می‌توانستند استانداردها را برآورده کنند، اما با گذشت زمان، عملکرد آن‌ها به طور چشمگیری کاهش یافت. وقتی شرکت‌ها به قابلیت اطمینان این فناوری تردید کردند، شرکت‌های زیست‌محیطی با استناد به مدیریت نامناسب کارکنان، از پاسخگویی امتناع کردند. پس از آزمایش و تحلیل در یک آزمایشگاه تخصصی دانشگاهی، مشخص شد که این فناوری در واقع صرفاً مواد ترکیبی کربن فعال را به شکل مواد نانویی درآورده تا برای پردازش گازهای زائد استفاده شود. در واقع، تجربیات این دو شرکت در حال حاضر چیز نادری نیست. با بررسی دقیق مشخص شد که این فناوری‌های نامطمئن چند ویژگی مشترک دارند: اغلب در صنایع یا شرکت‌های خاص وجود دارند، تحت عنوان فرآیندها یا فناوری‌های جدید معرفی می‌شوند و ادعا می‌کنند که تأثیر قوی‌ای در کاهش آلودگی دارند. پس، چرا این فناوری‌های جعلی می‌توانند چنین رواج گسترده‌ای پیدا کنند؟ نویسنده معتقد است که دلایل اصلی عبارتند از: اولاً، فقدان سیستم مدیریتی و کمبود نظارت. ارائه‌دهندگان فناوری‌های کاهش آلودگی، با ارتکاب تقلب، باید پیامدهای قانونی ناشی از آلودگی محیط زیست و خسارات زیست‌محیطی را بپذیرند؛ اما در حال حاضر قوانین و مقررات مربوطه وجود ندارد. حتی برخی از ناظران محیط زیست نیز معتقدند که تنها کافی است شرکت‌هایی که آلاینده تولید می‌کنند، تحت کنترل باشند؛ مشکلاتی که در شرکت‌های پاکسازی آلاینده‌ها پیش می‌آید، باید توسط خود این شرکت‌ها بر اساس قرارداد مورد پیگیری قرار گیرد. به دلیل عدم برابری فنی بین طرف‌های تولیدکننده آلاینده و طرف‌های پاکسازی آلاینده، به ندرت شرکت‌های مسئول پاکسازی به دلیل کمبود توانایی‌های فنی، مورد پیگرد قانونی قرار می‌گیرند؛ در نتیجه، مسئولیت نقض قوانین زیست‌محیطی عمدتاً بر عهده شرکت‌های تولیدکننده آلاینده است، در حالی که شرکت‌های مسئول پاکسازی سود خالصی کسب می‌کنند. دوم اینکه، شرکت‌های تولیدکننده آلاینده برای عبور از محدودیت‌های زیست‌محیطی، به طور آگاهانه یا ناخودآگاه، موجبات پیدایش این فناوری‌های جعلی را فراهم می‌کنند. اکثر کسب‌وکارهای کوچک، اطلاعات چندانی درباره فناوری‌های لازم برای کاهش آلودگی در محیط کار خود ندارند. هرگاه شرکتی ادعا کند که فناوری‌ای برای حل مشکل دارد، گویی گنجی به دست آمده است. شرکت‌های تولیدکننده آلاینده، ارزیابی کیفیت فرآیند تصفیه را عمدتاً بر اساس داده‌های نظارتی کوتاه‌مدت انجام می‌دهند؛ در حالی که برای شرکت‌های تخصصی در زمینه تصفیه آلاینده، پاس کردن این استانداردها کار دشواری نیست. همچنین برخی از شرکت‌های تولیدکننده آلاینده، برای اینکه هرچه زودتر به فعالیت بپردازند، با وجود اینکه می‌دانند فناوری مورد استفاده قابل اعتماد نیست، مجبورند راه‌حل‌های نامناسبی را انتخاب کنند. فقط کافی است از این مرحله عبور کنیم؛ در مورد اثرات بلندمدت، هیچ‌کس اهمیتی نمی‌دهد. علاوه بر این، برخی از شرکت‌های نامناسب در زمینه محیط زیست، راهکارهایی برای شرکت‌هایی که آلاینده تولید می‌کنند، جهت فرار از بازرسی‌ها آموزش می‌دهند؛ در نتیجه، این فنون جعلی نیز کاربرد پیدا می‌کنند. سوم اینکه، ادارات محیط زیست در سطح محلی فاقد توانایی تشخیص فناوری‌های جعلی هستند. از آنجایی که بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک در دسترس نظارت دقیق قرار ندارند، فراوانی بازرسی‌ها و نظارت‌های روزمره از ابتدا چندان زیاد نیست. به‌ویژه در مناطق توسعه‌یافته شرقی، به دلیل تعداد زیاد شرکت‌ها و کمبود نیرو در ادارات محیط‌زیست سطح پایین، تعداد بازرسی‌ها در طول سال محدود است. و تعداد بارهای نظارت جامع حتی کمتر است. در عین حال، توانایی‌های نظارتی ادارات محیط زیست در سطح محلی محدود است؛ به‌ویژه در مورد برخی آلاینده‌های گازی، در بسیاری از مناطق شرایط لازم برای نظارت وجود ندارد. بررسی محلی عمدتاً با نگاه کردن انجام می‌شود؛ تا زمانی که دود سیاه یا زردی از آن بیرون نیاید، دلیلی بر وجود مشکل وجود ندارد. این تأسیسات پیشرفته‌ظاهر برای کنترل آلودگی، در واقع به مسیرهایی برای تخلیه غیرقانونی آلاینده‌ها تبدیل شده‌اند. و حتی در صورت کشف میزان بالای آلاینده‌ها، معمولاً این موضوع را ناشی از مدیریت نامناسب فعالیت‌های شرکت می‌دانند و تقصیر را به خود فناوری‌های پاکسازی آلاینده‌ها نمی‌دهند. شرکت‌ها به دلیل ترس یا ناآگاهی، درباره فناوری سؤالی نمی‌پرسند. این امر باعث می‌شود فناوری‌های نامطمئن پاکسازی آلاینده‌ها به راحتی بین شرکت‌ها و نهادهای نظارتی جابجا شوند. چهارم، توجه کم به بازار صنایع نیمه‌خاص و سرمایه‌گذاری کم در تحقیق و توسعه، فضای لازم برای بقای این فناوری‌های جعلی کاهش آلودگی را فراهم کرده است. در حال حاضر، موسسات تحقیقاتی و شرکت‌های زیست‌محیطی توانمند، توجه خود را بر کاهش آلودگی در صنایع بزرگی مانند فولاد، برق، سیمان و کاغذسازی معطوف کرده‌اند؛ زیرا سرمایه‌گذاری در این زمینه، بازدهی بیشتری دارد. در حالی که بازار مدیریت آلودگی در صنایع کوچک محدود است، دشواری این کار لزوماً کم نیست. کاربرد فناوری‌هایی که با هزینه‌های نه چندان کمی توسعه یافته‌اند، بسیار محدود است؛ نسبت بین سرمایه‌گذاری و بازدهی مناسب نیست و این امر قطعاً بر انگیزه برای توسعه فناوری تأثیر منفی خواهد داشت. پیامد آن این است که یکی کاهش می‌یابد و دیگری افزایش می‌یابد؛ بازار توسط شرکت‌های زیست‌محیطی که فاقد توانایی فنی هستند، تصرف می‌شود و چرخه‌ای منفی به وجود می‌آید. به دلیل پنهان‌ماندگی بالای این فناوری‌های نامطمئن، نظارت بر محیط زیست با چالش‌های زیادی روبرو می‌شود و مقادیر زیادی از آلاینده‌ها تحت پوشش به اصطلاح فناوری‌های پیشرفته، به صورت مخفیانه دفع می‌شوند. پس، چگونه می‌توان این فناوری‌ها را به‌طور مؤثر نظارت کرد تا احتمال تخلیه غیرقانونی مواد آلاینده کاهش یابد؟ نویسنده معتقد است باید از جهات زیر شروع کرد: اولاً، بهبود سیستم نظارتی و تشدید اقدامات مقابله‌ای. باید سیستم مدیریتی برای شرکت‌هایی که باعث آلودگی می‌شوند، تدوین شود تا پیامدهای قانونی آن‌ها مشخص گردد؛ به‌ویژه در مورد اقداماتی که منجر به آلودگی محیط زیست و خسارت به اکوسیستم می‌شود، علاوه بر پرداخت خسارات مالی، باید مسئولیت‌های قانونی آن‌ها نیز مورد پیگرد قرار گیرد. ایجاد سیستم اعتباری برای شرکت‌های مسئول کنترل آلودگی، قرار دادن شرکت‌های نامناسب در فهرست سیاه، افشای رفتارهای غیرصادقانه، و باعث شدن از بین رفتن کامل آن‌ها از بازار. علاوه بر این، در قبال همکاری شرکت‌های تولیدکننده آلاینده‌ها و شرکت‌های مسئول پاکسازی آلودگی‌ها، که از فناوری‌های نوین به عنوان پوشش استفاده می‌کنند تا به طور عمدی آلاینده‌ها را تخلیه کنند، هر بار که چنین موردی کشف شود، باید با سختگیری با آن برخورد شد تا هر دو طرف بهای سنگینی بپردازند و این وضعیتی که ذینفعان برای مقابله با نظارت‌های زیست‌محیطی با یکدیگر متحد می‌شوند، اصلاح گردد. دوم، تقویت نظارت بر بازرسی‌های ناگهانی و افزایش توانایی تشخیص. وضعیت کمبود توانایی‌های ادارات محیط زیست در سطح پایین، در کوتاه‌مدت قابل تغییر نیست؛ اما نباید به همین دلیل، نظارت‌ها را کاهش داد. به‌ویژه در مورد فناوری‌های جدید مذکور برای کنترل آلودگی، نمی‌توان تنها به گزارش‌ها و مدارک تکیه کرد یا به آمارهای تبلیغاتی اعتماد کرد؛ بلکه باید سؤالات بیشتری مطرح کرد و در نظارت‌های روزمره، به آن‌ها توجه ویژه‌ای داشت. نمی‌توان پس از تأیید، فکر کرد که همه چیز تمام شده است؛ حداقل باید پس از تأیید، یک یا دو بازرسی ناگهانی و نظارت جامع انجام شود. تنها با درک وضعیت واقعی عملکرد، می‌توان از آگاهی کامل برخوردار شد و فریب نخورد. سوم، افزایش سرمایه‌گذاری و تقویت راهنمایی‌های فنی. ادارات محیط زیست از ابتدا موظف به خدمت‌رسانی به شرکت‌ها هستند؛ بنابراین، در حالی که به مدیریت آلودگی در شرکت‌ها و صنایع بزرگ توجه می‌کنند، باید به پیشرفت فناوری‌های کاهش آلودگی در صنایع کوچک نیز توجه کنند. باید از واحدهای تحقیق و توسعه‌ای که توانمند و مشتاق هستند، حمایت مالی مناسبی ارائه شود تا به آن‌ها در پیشروی در بازارهای خاص کمک گردد. همزمان، فناوری‌های واقعاً نمونه‌محور و با کارایی قابل اطمینان برای کاهش آلودگی، از طریق پروژه‌های نمونه در صنعت معرفی شده و تبلیغات آن‌ها تقویت می‌شود تا سایر شرکت‌های هم‌رده بتوانند از آن‌ها الگو بگیرند. به طور کلی، نظارت بر فناوری‌های نامطمئن در زمینه کاهش آلودگی باید مورد توجه تمام سطوح مسئول قرار گیرد؛ زیرا این امر اهمیت زیادی در کاهش مؤثر انتشار آلاینده‌ها دارد و همچنین به پیشرفت سالم صنعت حفاظت از محیط زیست کمک می‌کند.
Reply #22016-08-24
تخصص هیچ کس محدود نیست و هر شرکت نیز محدودیت‌های خاص خود را دارد؛ امکان ندارد که همه در تمام حوزه‌ها متخصص باشند. این امر فرصتی را برای آن شرکت‌های فناوری جعلی فراهم می‌کند.

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.