Thread Content
الزامات مربوط به لبههای بریده شده در استاندارد GB150 به این صورت است: عمق لبههای بریده شده نباید بیشتر از ۰.۵ میلیمتر باشد؛ همچنین نباید لبههای بریده شده به صورت پیوسته وجود داشته باشند، طول این لبههای پیوسته نیز نباید بیشتر از ۱۰۰ میلیمتر باشد. درصد لبههای بریده شده در هر دو طرف نیز نباید بیشتر از ۱۰٪ از طول جوشکاری باشد. به نظر من، این الزامات فقط مربوط به لبههای جوشکاری در خود لولههاست؛ اما در مورد تأسیسات حمایتی موقت، به ویژه در لولههای با قطر بزرگ، لازم است که از تأسیسات حمایتی استفاده شود. برخی از کارخانههای تولید لوله، در تولید انبوه، از صفحات حمایتی برای لولههای فولادی کربنی استفاده نمیکنند؛ بلکه تأسیسات حمایتی مستقیماً روی سطح داخلی لوله جوش داده میشود. گاهی این جوشکاری به صورت چرخشی انجام میشود. با توجه به سطح مهارت کارگران، وجود لبههای بریده شده کاملاً رایج است. بنابراین، درک من این است که برای چنین نوع تکیهگاهی، اولاً مطابق با الزامات نیست. دوم اینکه، حتی در صورت پذیرش این روش تقویت، چنین لبههای بریدهشدهای مطابق با الزامات آزمایش فوق قابل قبول نیستند و باید کاملاً از وجود چنین لبههایی جلوگیری شود. چون شرکت نصب در محل، پس از برداشتن تکیهگاهها، عمدتاً فقط سطح را صیقل میدهد و امکان جوشکاری مجدد برای شما وجود ندارد؛ نمیدانم آیا استانداردهای خاصی برای جوشهای این تکیهگاههای موقت وجود دارد یا خیر؟
آن الزام، الزام وضعیت نهایی است. .
خب، اما اگر حمل و نقل قطعاتی مانند لولهها نیاز به تکیهگاه موقت داشته باشد و کسی که در محل جوشکاری انجام میدهد از کارخانه سازنده نباشد، آیا در صورت دقت بیشتر، لازم است به لبههای ناشی از تکیهگاه موقت رسیدگی شود؟