Thread Content
پنج دلیل اصلی استعفای افراد برجسته در زمینه ایمنی: در حوزه ایمنی، موضوعی که بیشتر مورد بحث قرار میگیرد، کمبود مهارتها و نبود نیروهای کلیدی است؛ و کسانی که بیشترین تأثیر را از این مشکلات میبینند، کارکنان مسئول عملیاتهای ایمنی و متخصصان فناوری ایمنی هستند. دلیل اصلی این موضوع این است که سازمانها نمیتوانند مدیران امنیتی کافی و واجد شرایط را پیدا کرده و نگه دارند. ما نیز اغلب در رسانهها و مطبوعات، مقالاتی با موضوعات مختلف درباره شناخت افراد، استخدام آنها، بهرهبرداری از تواناییهایشان و پرورش آنها میبینیم. در این مقالات، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است؛ اما برای حالا به جای بررسی آنها، بیایید نگاهی بیندازیم که چگونه میتوان مشکلات مربوط به منابع انسانی در حوزه امنیت را حل کرد. به محض اینکه موفق شویم استعدادهای جدیدی را وارد سازمان خود کنیم، تمرکز ما حتماً به سمت نحوه نگه داشتن آنها خواهد بود. نگه داشتن استعدادها و یافتن آنها به یک اندازه مهم هستند؛ بنابراین شرکتها اغلب برای این منظور، تمام تلاش خود را در جذب و پرورش استعدادها به کار میبرند. اما متأسفانه، نحوه نگه داشتن استعدادها همواره یکی از مشکلات اصلی بسیاری از شرکتها بوده است. در واقع، هر شرکتی میخواهد استعدادهای ارزشمند و کمیاب را نگه دارد، اما در عمل، این کار برای اکثر شرکتها بسیار دشوار است. پس در واقع چرا؟ برای حل این مشکل، در واقع میتوان از چندین زاویه به آن نگاه کرد. در ادامه، دلایل از دست رفتن سیستمهای امنیتی عالی در شرکتها را از چند زاویه مختلف بررسی خواهیم کرد. امیدواریم این مقاله بتواند به شرکتها کمک کند تا از چه جهاتی بهبود یابند و بهترین نیروهای خود را حفظ کنند. ۱. پروتئینهای مخلوط، تسلط کامل بر همه چیز: باور نکنید؛ این وضعیت بسیار رایج است. تحقیقات بیشماری نشان دادهاند که مدیران تأثیر مستقیمی بر سطح خوشبختی کارکنان دارند. مدیریت امنیت یک کار جدی است؛ اگر به درستی انجام نشود، پیامدهای جدی خواهد داشت، بنابراین نیاز به رهبری جدی نیز وجود دارد. برای اینکه فردی که قادر به مدیریت امور ایمنی نیست، یا تجربهای در زمینه مدیریت ایمنی یا عملیاتهای ایمنی ندارد، رهبر شود، باید با دقت فراوان تصمیم گرفت. اگر از کارشناسان امنیت بخواهید که کارهای مهم خود را رها کنند تا به «رئیس»شان درس بدهند یا کارهای ناخوشایندش را انجام دهند، احتمالاً آن کارشناسان امنیت هم نمیتوانند خوشحال باشند. دوم، فناوریهای بیفایده باعث کاهش کارایی میشوند: پس از دریافت وظایف کاری، شرکت نیاز به راهحل سریع دارد؛ افراد باتجربه در زمینه امنیت میدانند چگونه از منابع موجود شرکت برای تحلیل وظایف کاری استفاده کنند تا راهحلهایی برای حل مشکلات ارائه دهند ; اما در همین لحظه، یک مدیر میآید و به شما میگوید که بر اساس تجربهاش باید چگونه کار کرد؛ این کار روال کاری یک فرد امنیتی با تفکر سلیم را کاملاً مختل کرده و کاملاً برخلاف اصول است. همگی، به هیچ وجه مشکلات غیرضروری برای افراد امنیتی ایجاد نکنید. اگر فناوری یا مدیریتی که برای آنها فراهم میکنید، به جای حمایت از انجام وظایف، باری بر دوش کار آنها ایجاد کند و آنها را در فرآیندهای کاری پیچیدهای گرفتار کند که نتوانند خود را نجات دهند، در نهایت دریافت نامه استعفا اجتنابناپذیر خواهد بود. سوم، مدیریت ریزهکارانه در همه چیز: در محیط کار، رهبران همواره سعی میکنند به «بهترین حالت» برسند و در همه چیز دخالت کنند. اما دانش و تجربه مدیریتی مدیران ممکن است هنوز به وضعیت عملیاتی و بهترین روشهای چند سال پیش محدود شده باشد و مدتهاست که از پیشرفتهای زمان عقب مانده است. نقش مدیران پس از مطرح شدن یک مسئله، تعیین جهتهایی است که نیاز به پاسخ دارند؛ سپس عقبنشینی کرده و اجازه میدهند تا افراد مسئول امنیت، کارهای لازم برای پاسخ به این سؤالات را انجام دهند. اما معمولاً اینطور نیست و مدیریت در کار همواره در همه چیز «بیش از حد» دخالت میکند. این امر باعث میشود افراد باارزش در حوزه امنیت، در شغلهایی با ارزش افزوده پایین یا موقت گیر کرده و نتوانند خارج شوند و در همان جا بمانند. مدیران باید به یاد داشته باشند که دیدگاهها و ایدههای زیادی وجود دارد که از نظر تئوری خوب به نظر میرسند، اما تجربه و عمل نشان میدهد که اینها هیچ پایانی ندارند. افراد برجسته در زمینه امنیت، این موضوع را به خوبی درک میکنند؛ مدیریت میتواند اختیارات کاملی به آنها بدهد تا بتوانند بر روی اهداف سطح بالا تمرکز کرده و با تمام توان کار خود را انجام دهند. چهارم: تفکر فریبکارانه نسبت به بالا و پایین: متأسفانه، گاهی در محیط کار، رنگ و بوی سیاسی وجود دارد و نیاز به معرفی خود وجود دارد. اما افراد برجسته در زمینه امنیت، معمولاً با این روش آشنا نیستند؛ آنها بیشتر وقت خود را صرف کار سخت میکنند و فرصت یا تمایلی برای برجسته شدن ندارند. مدیریت باید آنها را تشویق کند تا بیشتر با مدیران گزارش دهند، تلاشها و دستاوردهای خود را خلاصه کنند و با آنها ارتباط برقرار کنند. فقط به فکر بهرهبرداری از زحمات سخت افراد متعهد برای کسب درخشش خود نباشید، وگرنه منتظر خداحافظی آنها با شما باشید. پنجم: گفتن کافی نیست، باید عمل کرد؛ عمل از کلام مهمتر است. توانایی تحلیل منطقی افراد مسئول امنیت در سطح بسیار بالایی است و آنها به خوبی از وضعیت امور آگاه هستند. اگر کاری مربوط به توست، آن را انجام بده؛ فقط حرف نزن. فقط صحبت کردن بیعملی، مقصر نباشید اگر مسئول ایمنی شما به دنبال کار دیگری برود. فناوریهای امنیتی و مدیریت امنیت، اکنون یا به زودی، یکی از موارد حیاتی برای هر شرکتی خواهند بود. اما در حال حاضر، کمبود نیروهای متخصص و باتجربه در زمینه مدیریت ایمنی وجود دارد تا نیازهای این حوزه را برآورده کنند. امیدواریم با استفاده از این متن، شرکتها بتوانند با درک اشتباهات سایر شرکتها، شرکت خود را بهبود بخشند و در حل مشکل فعلی که در آن یافتن فرمانده مناسب دشوار و نگه داشتن فرماندهان نیز سخت است، به آنها کمک کنیم. با تأکید بر برخی از اشتباهات رایج و مشترک که شرکتها مرتکب میشوند، آگاهی و درک بهتری از مشکلات ایجاد شده و از تکرار همان اشتباهات جلوگیری میگردد.
دقیق، تیزهوشانه؛ عنوان نیز قافیهدار است
پنج دلیل اصلی استعفای افراد برجسته در زمینه ایمنی: در حوزه ایمنی، موضوعی که بیشتر مورد بحث قرار میگیرد، کمبود مهارتها و نبود نیروهای کلیدی است؛ و کسانی که بیشترین تأثیر را از این مشکلات میبینند، کارکنان مسئول عملیاتهای ایمنی و متخصصان فناوری ایمنی هستند. دلیل اصلی این موضوع این است که سازمانها نمیتوانند مدیران امنیتی کافی و واجد شرایط را پیدا کرده و نگه دارند. ما نیز اغلب در رسانهها و مطبوعات، مقالاتی با موضوعات مختلف درباره شناخت افراد، استخدام آنها، بهرهبرداری از تواناییهایشان و پرورش آنها میبینیم. در این مقالات، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است؛ اما برای حالا به جای بررسی آنها، بیایید نگاهی بیندازیم که چگونه میتوان مشکلات مربوط به منابع انسانی در حوزه امنیت را حل کرد. به محض اینکه موفق شویم استعدادهای جدیدی را وارد سازمان خود کنیم، تمرکز ما حتماً به سمت نحوه نگه داشتن آنها خواهد بود. نگه داشتن استعدادها و یافتن آنها به یک اندازه مهم هستند؛ بنابراین شرکتها اغلب برای این منظور، تمام تلاش خود را در جذب و پرورش استعدادها به کار میبرند. اما متأسفانه، نحوه نگه داشتن استعدادها همواره یکی از مشکلات اصلی بسیاری از شرکتها بوده است. در واقع، هر شرکتی میخواهد استعدادهای ارزشمند و کمیاب را نگه دارد، اما در عمل، این کار برای اکثر شرکتها بسیار دشوار است. پس در واقع چرا؟ برای حل این مشکل، در واقع میتوان از چندین زاویه به آن نگاه کرد. در ادامه، دلایل از دست رفتن سیستمهای امنیتی عالی در شرکتها را از چند زاویه مختلف بررسی خواهیم کرد. امیدواریم این مقاله بتواند به شرکتها کمک کند تا از چه جهاتی بهبود یابند و بهترین نیروهای خود را حفظ کنند. ۱. پروتئینهای مخلوط، تسلط کامل بر همه چیز: باور نکنید؛ این وضعیت بسیار رایج است. تحقیقات بیشماری نشان دادهاند که مدیران تأثیر مستقیمی بر سطح خوشبختی کارکنان دارند. مدیریت امنیت یک کار جدی است؛ اگر به درستی انجام نشود، پیامدهای جدی خواهد داشت، بنابراین نیاز به رهبری جدی نیز وجود دارد. برای اینکه فردی که قادر به مدیریت امور ایمنی نیست، یا تجربهای در زمینه مدیریت ایمنی یا عملیاتهای ایمنی ندارد، رهبر شود، باید با دقت فراوان تصمیم گرفت. اگر از کارشناسان امنیت بخواهید که کارهای مهم خود را رها کنند تا به «رئیس»شان درس بدهند یا کارهای ناخوشایندش را انجام دهند، احتمالاً آن کارشناسان امنیت هم نمیتوانند خوشحال باشند. دوم، فناوریهای بیفایده باعث کاهش کارایی میشوند: پس از دریافت وظایف کاری، شرکت نیاز به راهحل سریع دارد؛ افراد باتجربه در زمینه امنیت میدانند چگونه از منابع موجود شرکت برای تحلیل وظایف کاری استفاده کنند تا راهحلهایی برای حل مشکلات ارائه دهند ; اما در همین لحظه، یک مدیر میآید و به شما میگوید که بر اساس تجربهاش باید چگونه کار کرد؛ این کار روال کاری یک فرد امنیتی با تفکر سلیم را کاملاً مختل کرده و کاملاً برخلاف اصول است. همگی، به هیچ وجه مشکلات غیرضروری برای افراد امنیتی ایجاد نکنید. اگر فناوری یا مدیریتی که برای آنها فراهم میکنید، به جای حمایت از انجام وظایف، باری بر دوش کار آنها ایجاد کند و آنها را در فرآیندهای کاری پیچیدهای گرفتار کند که نتوانند خود را نجات دهند، در نهایت دریافت نامه استعفا اجتنابناپذیر خواهد بود. سوم، مدیریت ریزهکارانه در همه چیز: در محیط کار، رهبران همواره سعی میکنند به «بهترین حالت» برسند و در همه چیز دخالت کنند. اما دانش و تجربه مدیریتی مدیران ممکن است هنوز به وضعیت عملیاتی و بهترین روشهای چند سال پیش محدود شده باشد و مدتهاست که از پیشرفتهای زمان عقب مانده است. نقش مدیران پس از مطرح شدن یک مسئله، تعیین جهتهایی است که نیاز به پاسخ دارند؛ سپس عقبنشینی کرده و اجازه میدهند تا افراد مسئول امنیت، کارهای لازم برای پاسخ به این سؤالات را انجام دهند. اما معمولاً اینطور نیست و مدیریت در کار همواره در همه چیز «بیش از حد» دخالت میکند. این امر باعث میشود افراد باارزش در حوزه امنیت، در شغلهایی با ارزش افزوده پایین یا موقت گیر کرده و نتوانند خارج شوند و در همان جا بمانند. مدیران باید به یاد داشته باشند که دیدگاهها و ایدههای زیادی وجود دارد که از نظر تئوری خوب به نظر میرسند، اما تجربه و عمل نشان میدهد که اینها هیچ پایانی ندارند. افراد برجسته در زمینه امنیت، این موضوع را به خوبی درک میکنند؛ مدیریت میتواند اختیارات کاملی به آنها بدهد تا بتوانند بر روی اهداف سطح بالا تمرکز کرده و با تمام توان کار خود را انجام دهند. چهارم: تفکر فریبکارانه نسبت به بالا و پایین: متأسفانه، گاهی در محیط کار، رنگ و بوی سیاسی وجود دارد و نیاز به معرفی خود وجود دارد. اما افراد برجسته در زمینه امنیت، معمولاً با این روش آشنا نیستند؛ آنها بیشتر وقت خود را صرف کار سخت میکنند و فرصت یا تمایلی برای برجسته شدن ندارند. مدیریت باید آنها را تشویق کند تا بیشتر با مدیران گزارش دهند، تلاشها و دستاوردهای خود را خلاصه کنند و با آنها ارتباط برقرار کنند. فقط به فکر بهرهبرداری از زحمات سخت افراد متعهد برای کسب درخشش خود نباشید، وگرنه منتظر خداحافظی آنها با شما باشید. پنجم: گفتن کافی نیست، باید عمل کرد؛ عمل از کلام مهمتر است. توانایی تحلیل منطقی افراد مسئول امنیت در سطح بسیار بالایی است و آنها به خوبی از وضعیت امور آگاه هستند. اگر کاری مربوط به توست، آن را انجام بده؛ فقط حرف نزن. فقط صحبت کردن بیعملی، مقصر نباشید اگر مسئول ایمنی شما به دنبال کار دیگری برود. فناوریهای امنیتی و مدیریت امنیت، اکنون یا به زودی، یکی از موارد حیاتی برای هر شرکتی خواهند بود. اما در حال حاضر، کمبود نیروهای متخصص و باتجربه در زمینه مدیریت ایمنی وجود دارد تا نیازهای این حوزه را برآورده کنند. امیدواریم با استفاده از این متن، شرکتها بتوانند با درک اشتباهات سایر شرکتها، شرکت خود را بهبود بخشند و در حل مشکل فعلی که در آن یافتن فرمانده مناسب دشوار و نگه داشتن فرماندهان نیز سخت است، به آنها کمک کنیم. با تأکید بر برخی از اشتباهات رایج و مشترک که شرکتها مرتکب میشوند، آگاهی و درک بهتری از مشکلات ایجاد شده و از تکرار همان اشتباهات جلوگیری میگردد.
;P;P;P;P;P;P:'(:'(:'(:'(:پیروزی::پیروزی:
هر جملهای از درون قلب میآید، واقعاً همینطور است~~~
عدم استفاده مجدد و دستمزد پایین، احتمالاً مهمترین دلیل است؛ در تمام حوزهها همینطور است.
هر جمله از صمیم قلب گفته میشود، واقعاً اینطور است
کسانی که در زمینه فناوری کار میکنند، بیش از هر چیز از دستورات نادرست و بدون درک فنی میترسند؛ همچنین از افراد تملقگو که سعی در گرفتن جای آنها دارند، متنفرند. لطفاً توجه کنید.
مدیران امنیت و مدیران ارشد لزوماً در تقابل با یکدیگر نیستند؛ با بهبود سطح فناوریهای مدیریت امنیت و عملکرد مدیریتی، اکثر مدیران ارشد این پیشرفتها را خواهند دید. این طلاست، هر جا که باشد میدرخشد.