Thread Content
اخیراً وضعیت کارخانه خوب نیست، یک بار ۴ ماه مرخصی گرفتم؛ میخواهم شغلم را عوض کنم، اما فرصت مناسبی پیدا نشده است. ناگهان احساس ناامیدی کردم؛ آیا در اطراف شما افراد یا رویدادهای الهامبخشی وجود دارد؟ لطفاً دربارهشان صحبت کنید. افراد بزرگی مثل جک ما، یو مینهونگ و غیره را نیازی نیست؛ به خودمان انگیزه دهیم و از یکدیگر یاد بگیریم
برادر، حرفهای تشویقآمیز میتواند مرگبار باشد. به نظرم، تشویق مناسب خودم و حفظ روحیهی جنگجویانه ضروری است؛ اما اگر فقط به داستانهای موفقیت افراد گوش دهیم، پیامدش قطعاً بد خواهد بود. چون دلایل واقعی موفقیت بسیاری از افراد را کسی نمیگوید. چینیها بر پنهان کردن موفقیتهایشان تأکید دارند و قهرمانان را بر اساس موفقیت یا شکستشان ارزیابی میکنند. وقتی کسی موفق میشود، هر چه بگوید درست تلقی میشود؛ مثلاً جک ما میگوید: «من که اینقدر زشتم، توانستم موفق شوم؛ پس چرا شما نمیتوانید موفق شوید؟» لعنتی، این همان متنهای تشویقی است، متنهای تشویقی خالص. آیا ما یون به خاطر زشتی موفق شده است؟ هیچ ربطی ندارد؛ ما یون به این دلیل این کار را کرد که قبلاً با وزارت تجارت چین همکاری داشت و سون ماسایوشی را میشناخت؛ در لحظات حساس، سرمایهگذاری لازم را در اختیار آن شرکت قرار داد. علاوه بر این، او قبلاً نیز با شرکت زجیانگ تلکام همکاری داشت و فرصتهای زیادی برای امتحان و خطا فراهم کرده بود. علاوه بر این، موفقیت جک ما نیز اولین بار نبود؛ آلیبابا B2B و صفحات زرد چین نیز قبلاً شکست خورده بودند، مگر نه؟ بنابراین، فکر میکنم چیزی که باید یاد بگیریم این است که چرا افراد زیادی شکست میخورند. وقتی دلایل شکست را درک کنیم و از آن تلهها اجتناب کنیم، احتمال موفقیت ما به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت. برای همین، پیشنهاد نمیکنم داستانهای افراد موفق را بخوانید، بلکه باید بر عمل عملی تمرکز کنید. میتوانید به گروه «کنترل صنعتی ۳۸۴۴۲۱۵۸۰» بپیوندید؛ در آنجا هر هفته یک مثال واقعی از محیط کار در زمینه کنترل صنعتی تشریح میشود. من چند بار به آن گوش دادهام و اطلاعات مفید زیادی در آن وجود دارد؛ امیدوارم بتواند برای شما مفید باشد.
منطقیه! فرصتهای هر کس متفاوت است. سطوح موفقیت نیز متفاوت است؛ شاید برای ما، یک شغل پایدار و یک خانواده سعادتمند، همان موفقیت باشد!
درسته، موفقیت دیگران قابل تکرار نیست؛ فقط میتوان از مرتکب شدن اشتباهات مشابه جلوگیری کرد
از حمایت برادران هایچوان سپاسگزارم؛ من قطعاً قوی خواهم ماند و پیشرفت خواهم کرد!
در فقر، خود را پاک نگه دار؛ در رفاه، به همگان کمک کن. حالا ساکت بمانید، در صورت امکان یاد بگیرید و خودتان را بهبود بخشید ; اگر شرایط اجازه ندهد، یک شغل کمتر خواهد بود؛ حتی اگر درآمد کمتر باشد، باید کار کرد.
آیا فقط نوشیدن سوپ مرغ میتواند احساس سیری را ایجاد کن بهتر است کمی برنج سفید داشته باشیم.
به نظر میرسد سوپ مرغ فقط برای نوشتن مقاله در آزمون کنکور ساخته شده است. به نظر شخصی من، کسانی که متنهای تشویقآمیز مینویسند، همگی بر اساس پیشینه و دیدگاههای خاصی عمل میکنند؛ این چیزها قابل بررسی دقیق نیستند. بهتر است آنها را فقط برای خنده یا الهامبخشی به خودمان بخوانیم؛ کسی که آنها را جدی بگیرد، واقعاً احمق است.
مثالی که در اطرافمان هست: کمتر از ده سال است که وارد کارخانه شده، امسال ۳۳ یا ۴۳ سال دارد؛ از سطح پایین شروع کرد و اکنون معاون رئیس شرکت است. شرکت چندان کوچک نیست؛ ارزش بازار آن چند میلیارد دلار است و تعداد کارکنانش چهار تا پنج هزار نفر است. الهامبخش است، نه؟ . . . . . . . در هر صورت، من یک «تسلیم» بزرگ مینویسم.
فقط میخواهم بگویم که موفقیت، ترکیبی از فرصت و توانایی است؛ به جای تکیه بر سرنوشت، باید به خودمان تکیه کنیم. تنها زمانی که به موفقیت میرسیم، متوجه میشویم که داستانهایی که خودمان روایت کردهایم، میتواند مسیری برای یادگیری دیگران نیز باشد.
افراد زیادی در اطرافم هستند که وارد خدمات دولتی، سازمانهای عمومی، دورههای کارشناسی ارشد و دکترای شدهاند؛ ناچارم تحسین کنم که «استعدادهای برجسته از میان ما پدید میآیند»، چرا که راههای موفقیت تنها یکی نیست. :پیروزی: