Thread Content
من در سال ۸ فارغالتحصیل شدم و همواره در یک شرکت ساختمانی صنایع شیمیایی کار کردهام؛ این شرکت متعلق به شرکتهای دولتی است و اکنون به دلیل قوانین سختگیرانه و بینظمی، دیگر شکل مناسبی ندارد. فکر میکنم در این چند سال چیز زیادی یاد نگرفتهام؛ فقط کمی در زمینه بودجهبندی تسلط دارم. پس بهتر است دوباره به دنبال یک پیمانکار ساختمانی یا یک شرکت EPC برای انجام کار باشم. متأسفانه همسرم مدام میگوید: «ترجیح میدهم که تو در خانه ۲۰۰۰ یوان درآمد داشته باشی، به جای اینکه بیرون بروی؛ چون در طول سال نه فرزندانت را میبینی و نه خانوادهات.» آقایان و خانمهای بزرگوار، آیا پیشنهاد خوبی دارید؟ آیا باید به تلاش برای پیشرفت ادامه دهم یا اینکه در شهر زادگاهم به زندگی سادهای بپردازم؟
خوب است که در خانه کنار همسر و فرزندان باشی، نگاه کن به بچه.
جوانها باید ریسک کنند، انتخابهایی داشته باشند و به چیزهایی دست یابند. پیشنهاد میشود همسرتان را متقاعد کنید تا سعی کند.
اگر همسر موافق نباشد، باید خانواده در اولویت باشد؛ چون در نهایت ما برای بهبود شرایط خانواده بیرون میرویم. اگر اعضای خانواده احساس ناراحتی کنند، آن کار را انجام نخواهیم داد.
واقعاً مشکل جدیای است؛ محلهای ساخت و ساز در صنعت شیمی مانند پروژههای ساختمانی نیستند. محلهای صنعتی شیمی معمولاً در مناطق دورافتاده قرار دارند و برای رفتن به آنجا همراه با همسر چندان مناسب نیستند. تنها راه، بهبود خودمان است؛ با افزایش مقام شغلی، میتوان فراوانتر به خانه برگشت. همچنین میتوان در یک شرکت مشاورهای کار کرد تا بودجهبندی انجام شود؛ در این صورت نیازی نیست مدام در محل کار حضور داشت
آه، انسان در این دنیا چند سال زندگی میکند، گیاهان نیز تنها یک فصل زنده می هرچقدر هم پول جمع کنی، شکوه و ثروت همواره با باد میرود؛ چه کسانی خوشحال میشوند و چه کسانی ناراحت. در تمام طول عمر، چه کسی در کنارت خواهد بود؟ نه فقط یک نام که در کنارت باشد. اگر وضعیت اقتصادی اجازه میدهد، در خانه بمانید!
شرکتهای کلیدی دولتی فضای زیادی برای افزایش ارزش ندارند؛ پس درآمدزایی مهمتر است. مشکل اینجاست که دیگر هم نمیتوان پول به دست آورد
من هم میخواهم امتحان کنم؛ الان بالای ۳۰ سالم است و در حال تغییر شغل هستم. احساس سردرگمی میکنم، اما فرصتهای شغلی در این حوزه خیلی محدود است. خیلی آزاردهنده است