HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

به کارشناسان حوزه EHS

2016-08-31View Original

Thread Content

به کارشناسان حوزه EHS: برنامه‌ای تلویزیونی دیدم؛ وقتی در سال ۲۰۰۳ بیماری سارس در سراسر خاک چین گسترش یافت و بی‌رحمانه به سلامت مردم آسیب می‌زد، کارشناسان سلامت توصیه کردند که پنجره‌ها را باز نگه دارند تا هوای داخل فضا جریان داشته باشد و احتمال ابتلا کاهش یابد; پس از ده سال، در سال ۲۰۱۲، اصطلاحی با ویژگی‌های «نوآورانه» به نام PM2.5 با شدت ظاهر شد که باعث ترس و وحشت مردم شد و آن‌ها را وادار کرد تا از آن دوری کنند. بنابراین کارشناسان توصیه کردند که شهروندان عزیز نباید پنجره‌ها را باز کنند تا گرد و غبار هوا از طریق پنجره‌ها وارد دستگاه تنفسی آن‌ها نشود. روشن و خاموش، روشن و خاموش؛ آیا این‌ها نشانه‌هایی از قانون طبیعی هستند که می‌گوید هر چیزی که مدت زیادی باز باشد، در نهایت باید بسته شود، و هر چیزی که مدت زیادی بسته باشد، در نهایت باید باز شود؟ جناب متخصص گرامی، آیا حوزه تخصصی شما تحقیقات را حول محور پنجره انجام دادن است؟ تبریک می‌گویم، ترکیب نظریه و عمل بسیار عالی بوده است. چگونه می‌توان تحمل کرد، با چه احساسی می‌توان تحمل کرد؟ امروزه، واژه «کارشناس» مانند «معلم» در دنیای سرگرمی رایج شده است (در دنیای سرگرمی، هر کسی که مشهور باشد و تجربه‌ای داشته باشد، «معلم xx» نامیده می‌شود). به محض اینکه کسی وارد یک حوزه خاص شود، حتی افراد بی‌تجربه نیز خود را کارشناس می‌دانند. نظرات کارشناسان یکپارچه نیست؛ هر کسی بر نظر خود پافشاری می‌کند و تسلیم نمی‌شود، و درگیری‌ها بی‌پایان است. در نتیجه، مردم عادی که کارشناس نیستند، آسیب می‌بینند. هزاران کارشناس، هزاران پیشنهاد… کدام پیشنهاد قابل اعتماد است؟ کارشناسان می‌گویند که هنگام تحصیل در رشته مهندسی ایمنی در مقطع کارشناسی، استادان گفتند که یک کارشناس، کسی است که بر روی یک زمینه یا زیرشاخه خاص تمرکز داشته، دستاوردهای علمی مشخصی داشته و آن دستاوردها در عمل نیز به کار رفته باشد؛ در چنین شرایطی، فرد را کارشناس می‌نامند ; به معنای واضح کلمات، به این معناست که تمرکز بر یک موضوع خاص باشد. به زبان ساده، می‌توان گفت که فردی متخصص ایمنی در زمینه شیمی است، یا اینکه فردی متخصص ایمنی در حوزه ساخت‌وساز است ; اگر بگوییم کسی یک متخصص امنیت است، این گفته بسیار کلی، دقیق نیست و غیرمسئولانه است؛ زیرا امنیت تعریفی گسترده دارد که شامل حوزه‌هایی مانند ترافیک، الکتریسیته، معادن، انرژی هسته‌ای، ساخت‌وساز، مصرف‌کنندگان، زیرساخت‌ها و خدمات عمومی، آب‌رسانی، مواد غذایی، سرگرمی و تفریح و بسیاری موارد دیگر می‌شود و نمی‌توان آن را به طور کلی در نظر گرفت. من نیز چهار سال از جوانی‌ام را صرف تحصیل در رشته مهندسی ایمنی، با استفاده از زحمات پدر و مادرم، کردم. از زمان فارغ‌التحصیلی تاکنون، ده سال گذشته است؛ همچنین چند متن ناقص درباره ایمنی را نیز به تقلید از دیگران نوشته‌ام. اما متأسفانه، هرگز به عنوان یک متخصص شناخته نشد ; نگاهی به کسانی بیندازید که چند سال رئیس امنیت بودند، چند سال مدیر امنیت افتخاری در شرکت‌ها فعالیت کردند و در نهایت به شرکت‌های مشاوره‌ای رفتند و به یک متخصص تبدیل شدند ; فقط با گرفتن گواهینامه الکتریکی، جرأت می‌کند خود را متخصص برق نامید ; فقط با داشتن گواهینامه امدادگر، جرأت می‌کنی خود را متخصص واکنش در شرایط اضطراری و امداد و نجات بنامی ; فقط با داشتن گواهینامه کار با مواد شیمیایی، جرأت می‌کند خود را متخصص ایمنی شیمیایی بنامد ; بعد هم در مورد شرکت‌ها نظراتی می‌دهند؛ می‌دانند چه است اما دلیلش را نمی‌دانند. چقدر احساس ناامیدی و سرگشتگی می‌کنم. پس از تأمل دردناک و بررسی تجربیات، فکر می‌کنم روی پیشانی‌ام کمبود همان درخشش و نشانه‌های سال‌ها کار حرفه‌ای وجود داشته باشد؛ علاوه بر این، شاید ما فاقد استعدادهای لازم برای یک متخصص باشیم. اما پس از آن سرخوردگی، خوشحالم که در سال‌هایی که در دنیای امنیت بودم، با تعداد زیادی از آنچه در این حوزه «کارشناس» یا «افراد برجسته» نامیده می‌شوند، مواجه شدم؛ هر کدامشان تجربیات تلخ و روش‌های منحصربه‌فرد خودشان برای رسیدن به مقام کارشناسی را داشتند. متخصص امنیت؛ یکی از رازهای پنهان. تمرین مداوم برای تیز کردن شمشیر؛ عطر گل سفید نیز از سختی‌ها به وجود می‌آید. داشتن آرمان و عزم بر کسب جایگاهی در حوزه امنیت، امر خوبی است. ناپلئون کوتوله هم گفته است: کسی که نمی‌خواهد متخصص EHS شود، متخصص خوبی در زمینه EHS نیست. اما باید تلاشی فوق‌العاده انجام دهید و از فرآیندهایی غیرمعمول عبور کنید. این تلاش دشوار است، آنقدر دشوار که نمی‌توانید تصور کنید ; در عین حال، این فرآیند نیز طولانی است؛ چقدر طولانی؟ انسان‌های قدیم برای توصیف این مدت زمان طولانی، از عبارت «ده سال برای ساختن یک شمشیر» استفاده می‌کردند تا نشان دهند که یک فرد برای یادگیری یک هنر پیچیده، سال‌ها وقت صرف می‌کند ; در عین حال، افراد قدیم نیز گفته‌اند که تیغی که هنوز آزمایش نشده، پس از ده سال تلاش برای یادگیری یک مهارت خاص، در نهایت جایی برای به کارگیری نخواهد داشت؛ پس پایان آن کجاست؟ واقعاً ترسناک و سخت است. نحوه تمرین کاملاً به استعداد و علایق فردی بستگی دارد. اگر هر روز به کوهستان برای شکار برویم، شاید بتوانیم چشمانی تیزبین و مهارت‌های لازم برای واکنش در هر شرایطی را پرورش دهیم ; اگر دیوار بزرگ را دور میز چندخوانه بسازیم، می‌توانیم مهارت تشخیص حالات و نگاه‌ها و همچنین توانایی تعیین میزان مناسب در صحبت کردن و عمل کردن را تقویت کنیم ; همچنین می‌توان با افراد مختلف حرف‌های بی‌معنی زد تا مهارت سخنوری تقویت شود ; به طور کلی، باید جنبه‌های مختلف کیفیت کلی فرد را ارتقا داد تا پایه‌های محکم و آمادگی کاملی برای پیشروی در مسیر پرچالش حرفه‌ای در آینده فراهم شود. در نهایت، و مهم‌تر از همه، ضروری است که گواهی مربوطه را دریافت کنیم؛ همان‌طور که می‌گویند، با داشتن گواهی، می‌توان در سراسر جهان حرکت کرد ; داشتن چندین مدرک، امکان سفر آزاد در جهان را فراهم می‌کند؛ همین است منطق آن. خلاصه: برای تبدیل شدن به یک متخصص، تجربیات زندگی باید آنقدر تأثیرگذار باشد که اشک براند و مسیر نیز باید هم پرفراز و نشیب و هم روان باشد ; اگر ندارید، باید راهی پیدا کنید تا به دست آورید. راز دوم: باید فروتن باشید؛ چون در هر گروه سه نفره، حتماً کسی وجود دارد که بتوان از او یاد گرفت؛ برای یادگیری هنرها باید استادی داشت، و برای جذب دخترها نیز باید پول خرج کرد. برای دستیابی به پیشرفت چشمگیر در یک صنعت، لازم است که فردی باتجربه یا استاد، راهنمایی و آموزش لازم را ارائه دهد. چه تخیلی و چه واقعی، از دوران‌های کهن تاکنون، همواره ثابت باقی است. آیا نمی‌بینی که استادان رزمی، یا از بدو تولد استاد هستند یا نیستند، اما آن‌ها از پیش استعداد استادی دارند؛ سپس با راهنمایی افراد باتجربه و تمرینات سخت در سرمای شدید، در نهایت به استادان بزرگی تبدیل می‌شوند. اما مشکل اینجاست که حتی با وجود استعداد ذاتی، استاد لزوماً تمام دانش خود را به شما منتقل نخواهد کرد یا آن را در اختیار شما قرار نخواهد داد؛ همه چیز بستگی به وجود پیوند سرنوشتی بین شما و استاد دارد. از آنجا که استاد هستند، باید از فضای الهی و جادویی احاطه شده باشند؛ باید مهارت‌های فوق‌العاده‌ای داشته باشند؛ و باید مورد محبت و پرستش ما، مردم عادی، قرار گیرند. نمی‌توان با آن‌ها مانند انسان‌های عادی و بر اساس قوانین معمول رفتار کرد. نزدیک شدن به آن، موجب سوءظن درباره‌ی تملق و چاپلوسی می‌شود؛ دوری کردن از آن نیز، نشانه‌ی بی‌فرمانی و بی‌احترامی، و همچنین خودخواهی است. احترام نسبت به استاد، نمی‌تواند مانند آب رودخانه یانگتسه، بی‌پایان و با هیاهوی فراوان باشد؛ زیرا این کار می‌تواند مانند تبلیغ برای شهرت استاد تلقی شود ; همچنین نباید مانند آب رودخانه زرد، با شدتی غیرقابل کنترل سرازیر شود؛ چرا که این کار باعث می‌شود کسانی که تحسین می‌کنند، سطحی و فاقد استعداد به نظر برسند. به زبان ساده، برای پرستش استاد باید بی‌تفاوت باشیم، امور به طور طبیعی پیش روند و همه چیز خودبه‌خود محقق شود. رفتارهای فیزیکی، ویژگی‌های شخصیتی فرد را نشان می‌دهند. آنچه که علم نامیده می‌شود، باید مبتنی بر واقعیت و صداقت باشد؛ یعنی باید به طور واقعی به تحصیل پرداخت و با صداقت رفتار کرد، و هیچگونه منفعت‌طلبی در آن نباید وجود داشته باشد. روز به روز و کم‌کم انباشته می‌شود؛ تا آن روزی که استاد برآورد کند زمان مناسب فرا رسیده است، حتماً تمام دانش خود را به شما منتقل خواهد کرد. با گذشت زمان، شما قطعاً به فردی بزرگ تبدیل خواهید شد. کسانی که تازه وارد حوزه EHS می‌شوند، باید دو نکته را بدانند: فروتنی و عدم شرمساری از پرسیدن سؤالات. فارغ از اینکه دانش نظری شما چقدر عالی باشد یا چندین مقاله علمی منتشر کرده باشید، در یک واحد تولیدی که بقا را به عنوان اولویت اصلی و فروش را هدف اصلی خود قرار داده است، این نظریه‌ها و مقالات در کنار خواهند ماند؛ زیرا مقالات شما نمی‌توانند مشکل بقای شرکت را حل کنند و دانش گسترده شما نیز نمی‌تواند فروش را افزایش دهد. چه فارغ‌التحصیل رشته ایمنی باشید، چه دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکترا، و چه فارغ‌التحصیل خارج از کشور، باید اخلاق حرفه‌ای این صنعت را بدانید، جایگاه خود را مشخص کنید و درک کنید که در دنیای EHS هنوز یک تازه‌کار بی‌تجربه هستید. اگرچه از پیشینیان EHS که سخنان بلندپروازانه می‌زنند و حتی نظریه «هاینریش» را نمی‌شناسند، خوشتان نمی‌آید، اما آن‌ها سال‌هاست در این عرصه فعالیت می‌کنند و با دریافت عناوین افتخاری به عنوان متخصص شناخته شده‌اند و هواداران و طرفداران زیادی دارند. اگرچه می‌دانی که این شخص حرف‌های بی‌معنی می‌زند و ظاهرش تزئین‌شده است، باز هم باید با احترام کامل گوش دهی به تحسین‌هایش درباره مسائلی که به نظر بسیار ساده می‌آیند، و باید وانمود کنی که بی‌اطلاعی. در صورت لزوم، سؤالات زیادی مطرح کن که باعث شرمساری کارشناسان نشود تا آن‌ها را پاسخ دهند و این‌گونه نشان دهی که کوشا و مؤدب هستی؛ زیرا این همان دنیای واقعی است. می‌توانید شخصیت برجسته‌ای نشان دهید، می‌توانید نظراتی را که به نظرتان فوق‌العاده هستند ابراز کنید، اما در واقع آن‌ها نادیده گرفته می‌شوند. در دنیای رقابت‌ها، از تازه‌کاران گرفته تا متخصصان، همگی تقریباً از چنین آزمون‌های سختی عبور کرده‌اند. خلاصه: از تازه‌کار تا متخصص، به منشأ اهمیتی ندارد، فقط تجربه اهمیت دارد ; نباید عجله کرد؛ باید مسیری را طی کرد که متخصصان طی کرده‌اند و سختی‌هایی را تحمل کرد که آن‌ها تجربه کرده‌اند، تا نتیجه به خودی خود حاصل شود. به یاد داشته باشید: کسانی که در گذشته و حال به دستاوردهای بزرگ رسیده‌اند، همواره ذهن خود را تحت فشار قرار داده، عضلات و استخوان‌هایشان را خسته کرده، بدنشان را گرسنه نگه داشته و در سختی‌ها برخاسته‌اند. راز سوم: تقلید از دیگران. می‌گویند کسی که اولین بار گفت گونه‌های دختران خجالتی شبیه سیب قرمز است، یک نابغه زبان بوده و دارای تخیل و خلاقیت است ; دومین کسی که گفت صورت دختر شبیه سیب است، در حال تقلید و بهره‌برداری از حرف دیگران است ; اما در زندگی واقعی، ما با نوع سوم افراد نیز روبرو می‌شویم که می‌گویند صورت دختر مانند پرتقال، هلو یا آلو قرمز شده است... ما، به عنوان مردم عادی، در واقع نوع دوم افراد را بیشتر دوست داریم، زیرا آن‌ها واقع‌بین‌تر هستند و تظاهر نمی‌کنند. رفتار «صورت را باد کردن تا به نظر چاق بیاید» چیزی است که بیش از هر چیز از آن متنفریم؛ حداقل استاندارد برای ما این است که اطلاعاتی دریافت کنیم که صحیح و واقعی باشد، موجب گمراهی نشود و حتی به آسیب جدی به جان انسان‌ها منجر نگردد. سال‌ها در دنیای EHS سرگردان بودم و افراد زیادی را دیدم که جایگاهشان بین «عالی» و «ضعیف» بود. آن‌ها واقعاً متخصص بودند؛ با دانش گسترده، تجربیات زندگی فراوان و سبک گفتار طنزآمیزشان، مفاهیم خسته‌کننده و پیچیده ایمنی را به شکلی واضح و قابل فهم توضیح می‌دادند، به طوری که شنوندگان از خنده لبریز می‌شدند ; چنین استفاده‌ی بی‌نقص از منابع مختلف و بیان زبانی درخشان، فکر می‌کنم تا آخر عمرم با تمام تلاشم نیز نتوانم به سطح آن برسم. آه، اینکه وقتی به کتاب نیاز است، از کمبود آن ناراحت می‌شویم، حقیقتی بزرگ است. همچنین افراد زیادی را دیده‌ام که به نظر می‌رسد بین سطح A و سطح C قرار دارند؛ افرادی که توسط همکاران جوان‌تر یا افراد غیرمتخصص، به عنوان متخصص شناخته می‌شوند. آن‌ها نیز می‌خواهند با صحبت‌ها، خنده‌ها و فریادهایشان، خطرات امنیتی را از بین ببرند. آن‌ها فقط برای اینکه متخصص شوند، تلاش می‌کنند الگوی متخصصان باشند ; آن‌ها بدون توجه به احساسات تماشاگران، همه چیز را سریع می‌خورند ; آن‌ها با دانش ناقص، نسبت به این صنعت بی‌مسئولیت هستند ; آن‌ها بی‌خردانه از دیگران تقلید می‌کنند و هرگز با دقت و آرامش به مقررات ایمنی نگاه نمی‌کنند ; تمام دانش و اطلاعاتی که آن‌ها دارند، احتمالاً از شنیده‌های ناقص یا حتی برداشت‌های نادرست به دست آمده است. شما ما، نسل جوان‌تر را رنج دادید؛ شما کارکنان ایمنی که با تلاش فراوان در خط مقدم کار می‌کنیم را نیز رنج دادید. به دلیل اظهارات «مقتدرانه» آن‌ها، شرکت‌ها مجبورند هزینه‌ها و زمان بی‌فایده‌ای را صرف کنند؛ ما نسل جوان نیز مجبوریم بی‌چون‌وچرا به حرف‌هایشان گوش دهیم، زیرا آن‌ها متخصصان درباری هستند. خلاصه: برای رسیدن از یک تازه‌کار به یک متخصص، دو مسیر در اختیار شماست. مسیری پر از سختی و موانع، که باید عرق بریزید ; نتیجه‌ای که از تلاش‌هایت به دست می‌آید این است که به یک متخصص در یک زمینه خاص تبدیل خواهی شد. این مسیر نیز سرشار از عرق و رنج است؛ این رنج، همان تلاش‌های سخت برای یادگیری مهارت‌های فوق‌العاده است. در نتیجه، شما می‌توانید گوسفند را به جای پنبه توصیف کنید و هیچ‌کس با شما مخالفت نخواهد کرد، زیرا شما یک متخصص هستید. بین تنهایی و سرگرمی‌های شلوغ، کدام را دوست دارید؟ خودتان انتخاب کنید. (مقاله از اینترنت است)
Reply #22016-08-31
اکنون اکثرشان مورد دوم هستند.
Reply #32016-08-31
آخرین بار این پست توسط liang210048 در تاریخ ۲۰۱۶-۱۱-۹ ساعت ۰۸:۴۹ ویرایش شد :)

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.