Thread Content
روش کار افراد ماهر در زمینه EHS؛ تفاوت افراد برجسته با افراد عادی چیست؟ این، پایبندی به اهداف است، روش منظم انجام کارهاست، کارایی در انجام کارهاست، توجه به جزئیات در انجام کارهاست... نگاهی به این ۹ جنبه میتواند نشانهای از روشهای مقابله استادان با مشکلات باشد؛ با استفاده از آن به عنوان الگو، قطعاً میتوانید به یک استاد تبدیل شوید! ۱: اجرای فوری، موضوعی است که بارها مطرح شده است؛ افزایش توانایی اجرا بدون تأخیر، ناشی از درک کامل اهداف و پایداری فراتر از حد معمول است. چگونه به طور عمیقی اهداف را درک کنیم؟ از یک سو باید دانش پایه و تواناییهای مرتبط مختلفی کسب شود، و از سوی دیگر باید از اصول SMART بهطور انعطافپذیری برای ساماندهی اهداف از جهات مختلف استفاده کرد. S: مشخص، هدف را به یک نتیجه مشخص تعریف کنید، نه به ایدههای مبهم و غیرقابل دستیابی ; م: کمیسازی، مشخص کردن اینکه باید به چه نتیجه کمی دست یافت ; الف: قابل اجراست؛ باید به دقت بررسی کرد که آیا اهداف قابل دستیابی هستند یا خیر، و آیا منابع، تواناییها و روحیه تیم برای فراهم کردن شرایط لازم برای دستیابی به اهداف کافی است یا نه. اگر شرایط فراهم نباشد، چه کاری باید انجام شود؟ اگر کار فراتر از تواناییهای تیم باشد، نباید هیچ تعهدی داد ; ر: معنادار است، آیا انجام این کار برای شرکت، تیم و فرد معنادار است، درک عمیقی از معنای آن داشته باشیم ; T: مهلت زمانی دارد؛ محدودیت زمانی دقیق برای دستیابی نهایی به هدف مشخص شده است. اقدام فوری، اجرای نادرستی نیست؛ درک کامل هدف، راز افراد برجسته است. ۲: برای اینکه در ساعات کاری انرژی بیشتری داشته باشیم و کارمان را با بهترین کارایی انجام دهیم، باید استراحت کنیم. آیا استراحت یعنی خوابیدن طولانی؟ بله، و نه. خواب کافی و با کیفیت ضروری است، اما این تنها پایه و اساس است. روش منطقیتر برای استراحت، «تغییر فعالیتهای ذهنی» است؛ علاوه بر خوابیدن، باید کارهایی انجام داد که باعث آرامش جسم و روان شود، مانند گوش دادن به موسیقی، ورزش کردن، گفتگو با خانواده و غیره. و برخی افراد به جای استراحت، ترجیح میدهند تمام شب را صرف بازی کردن، بازی ماجیانگ، یا نوشیدن الکل تا حد مستی کامل کنند؛ این کار نه تنها باعث استراحت نمیشود، بلکه آنها را خستهتر نیز میکند. ۳: دستهبندی کردن امور، دانش و افراد، راز دیگر موفقیت افراد ماهر است. کارها را دستهبندی کرده، اولویتها را تعیین کنید و بر روی ۲۰ درصد مهمترین و حیاتیترین کارها تمرکز نمایید؛ به این ترتیب میتوانید ۸۰ درصد از نتایج مطلوب را کسب کنید و در نتیجه زمان و انرژی بیشتری برای تفکر و یادگیری خواهید داشت، و وارد یک چرخه مثبت خواهید شد ; دانشها را دستهبندی کنید و بر اساس این دستهبندیها، سیستم دانش خودتان را ایجاد کنید. وقتی دانشهای موجود در این سیستم با یکدیگر مرتبط شوند، یادگیری دانشها دیگر یک فرآیند جمعی نخواهد بود، بلکه به صورت ضربی خواهد بود! دستهبندی انسانها به این معنا نیست که بتوان به برخی افراد بیاحترامی کرد؛ بلکه باید نسبت به همه با احترام یکسان رفتار کرد. اما در مورد کسانی که رابطه عمیقتری با آنها داریم، لازم است با توجه به دستهبندی، انرژی خود را به طور مناسب تخصیص دهیم. هرچه طبقهبندی دقیقتر باشد، میتوان به جزئیاتی که افراد عادی متوجه آنها نمیشوند، پرداخت. ۴: توانایی تمرکز کامل بر یک کار، و فدا کردن تمام توجه برای آن، نیز تفاوت بین افراد ماهر و افراد عادی است. تمرکز ذهن، بدون توجه به سود و زیان یا پیامدهای شکست، و تعهد کامل برای رسیدن به هدف ; انجام متمرکز: برای دستیابی به یک هدف، تمام اقدامات در یک نقطه متمرکز میشوند و تمام اعضای تیم نیز تلاش خود را در آن نقطه متمرکز میکنند. تمرکز کنید و اجازه ندهید مسائل جزئی شما را معطل کنند تا به ارتفاعاتی دست یابید که دیگران قادر به رسیدن به آن نیستند. ۵: تکرار برای رسیدن به کمال؛ افراد عادی در مواجهه با نقصها ممکن است از ادامه کار دست بردارند، اما افراد ماهر با تلاش مداوم و بهتر کردن کار خود در هر بار، به کمال در بلندمدت میرسند. تحمل ناقص بودنها و کاستیهای اولیه، و ورود به محیط بازار برای آزمون توسط مردم ; ارتباط کارآمدی با بازار حفظ کرده، پس از دریافت بازخوردهای مربوط به مشکلات، به سرعت آنها را برطرف نمایید ; تکرار فرآیند بالا، باعث میشود به سمت کمال نزدیکتر شویم. رسیدن تدریجی به کمال از طریق بالاترین نسبت ورودی به خروجی، همان راز پایداری استادان است. ۶: کار با ریتم مناسب؛ وقتی چندین وظیفه برای انجام دادن وجود دارد، ریتم کار افراد ماهر، برتری آنها را نشان میدهد. نیروی اصلی برای انجام کارهای مهم و فوری تلاش میکند ; وقت آزاد دارید تا کارهای مهم اما فوری را بیشتر انجام دهید ; زمان را برای انجام کارهای جزئی متمرکز کنید ; کاری که میتوان در ۲ دقیقه انجام داد، فوراً انجام شود، بدون تأخیر ; عدم از دست دادن مسائل مهم، تمرکز بر موارد کلیدی، عدم تأخیر در انجام کارهای جزئی ارزشمند، و کنار گذاشتن کارهای بیاهمیت؛ این همان ریتم کاری یک فرد ماهر است. ۷: کار کردن با برنامه و نظم، راز دیگر ماهران است. فقط داشتن هدف کافی نیست؛ باید هدف را به برنامههای قابل اجرا تقسیم کرد تا هیچ خطری وجود نداشته باشد. نکات کلیدی برای تدوین برنامه چیست؟ هدف را به چندین وظیفه تقسیم کنید؛ ترکیب این وظایف، شرط لازم و کافی برای دستیابی به هدف است. حتماً باید شرط لازم و کافی باشد! اطمینان حاصل کنید که برای انجام هر وظیفه، فردی مسئول آن وجود دارد و هر فرد مسئول، توانایی انجام وظیفه را دارد ; تعیین کمی نتیجه نهایی هر وظیفه چیست ; زمان تکمیل هر یک از وظایف را مشخص کنید. پس از تدوین برنامه، پیشرفت آن را مطابق با زمانبندی تعیینشده و الزامات کیفی محصولات نهایی، به دقت بررسی کنید ; پس از دستیابی به اهداف طبق برنامه، باید تحلیل و خلاصهای انجام شود تا نقاط قوت و ضعف فرآیند اجرا مشخص گردد و دستیابی به اهداف بعدی به شکلی روانتر و کارآمدتر صورت گیرد. با ترکیب موارد فوق، چرخه کارایی بالا برای انجام کارها، یعنی «برنامهریزی – اجرا – بررسی – خلاصهسازی»، شکل میگیرد؛ این همان چرخه PDCA است که در آن افراد ماهر نیز همین کار را انجام میدهند! ۸: کنترل زمان – برنامهریزی زمان در طول روز: صبح زود بیدار شوید و ابتدا برنامه روز خود را تنظیم کنید ; میتوانید در مسیر رفتن به سر کار بخوانید یا به صداهای ضبطشده گوش دهید ; پیش از رفتن به شرکت، ابتدا با همکاران درباره برنامه کاری روز صحبت کنید ; صبح، تمام توجه را بر کارهای مهم متمرکز کنید ; در زمان استراحت ناهار، به اخبار نگاه کنید، به سرگرمیهای کوچک خود بپردازید و ذهنتان را آرام کنید ; بعدازظهر به کار ادامه میدهم ; پس از پایان کار، هرچه زودتر به خانه برگردید تا مدتی با خانوادهتان وقت بگذرانید ; شبها مقداری وقت را برای یادگیری* اختصاص دهید و نتایج کارهای روز را خلاصه کنید ; برنامهریزی مناسب برای زمان، نه تنها باعث کارایی بیشتر و پیشرفت سریعتر میشود، بلکه احساس آرامش را نیز در شما ایجاد میکند. ۹: کسی که میداند چگونه وظایف را به دیگران واگذار کند، ابرانسان نیست؛ کسی که میخواهد تمام کارها را خودش انجام دهد، در نهایت فقط خودش را خسته میکند و نمیتواند به سطح بالاتری از عملکرد دست یابد. کارها را به طور منطقی بین سایر اعضای تیم تقسیم کرده و با هم انجام دهید؛ این کار نه تنها باعث میشود کارها سریعتر و با کارایی بیشتری انجام شوند، بلکه به اعضای تیم نیز امکان میدهد تا تمرینات لازم را داشته باشند. نکات کلیدی مجوزدهی مناسب: درک کامل اهداف، آگاهی از اینکه باید چه کاری انجام شود ; تقسیم منطقی برنامه، تضمینکننده انجام کار بازیابی برای رسیدن به اهداف کلی است ; شناخت کامل اعضای تیم، نه تنها به معنای درک تواناییهای کاری آنهاست، بلکه نیازمند درک وضعیت روانی آنها نیز هست؛ یعنی علاوه بر داشتن توانایی، باید روحیهی بالایی نیز داشته باشند. کسی که کارش را خوب انجام میدهد، تنها میتواند فرد توانایی دانست شود؛ اما کسی که میتواند یک تیم را رهبری کرده و کارها را به خوبی انجام دهد، واقعاً فرد برجستهای است.
چیز خوبیه، ممنون برای به اشتراک گذاشتن.....