Thread Content
آخرین بار این پست توسط q2774594 در تاریخ ۷-۹-۲۰۱۶ ساعت ۰۹:۰۰ ویرایش شد. ۱. یک بوقلمون و یک گاو در حال گفتگو بودند؛ بوقلمون گفت: «امیدوارم بتوانم به بالای درخت بپروم، اما شجاعت لازم را ندارم.» گاو گفت: چرا کمی از مدفوع گاوم من را نمیخورید؟ آنها بسیار مغذی هستند. تکهای از کود گاو را خورد و متوجه شد که واقعاً به او نیروی کافی برای پرواز به شاخه اول را میدهد. روز بعد، تکههای بیشتری از کود گاو خورد و به شاخه دوم پرواز کرد. دو هفته بعد، تکه با غرور به بالای درخت پرواز کرد، اما خیلی زود، یک کشاورز او را دید و به سرعت او را از روی درخت شلیک کرد. راه بقا ۱: شانس خوب، شما را به اوج میرساند، اما نمیتواند شما را در آنجا نگه دارد. ▼ ۲. کلاغ روی درخت ایستاده بود و تمام روز بیکار بود. خرگوش کلاغ را دید و پرسید: آیا من هم میتوانم مثل تو، تمام روز بدون انجام هیچ کاری باشم؟ کلاغ گفت: البته، چه مشکلی وجود دارد؟ بنابراین، خرگوش در فضای باز زیر درخت شروع به استراحت کرد؛ ناگهان، یک روباه ظاهر شد، بالا پرید، خرگوش را گرفت و آن را بلعید. راه بقا ۲: اگر میخواهید بایستید و هیچ کاری نکنید، باید خیلی، خیلی بالا بایستید.
پستهای مشابه، همچنان بهتر است در بخش تفریحی منتشر شوند.
در واقع، میتوانیم این مسائل را از منظر ایمنی بررسی کنیم: این دو داستان به ما میگویند که پیش از ایجاد تغییر، لازم است ارزیابی کاملی انجام دهیم؛ شرایط جدید، محیط، و خطرات ایمنی ناشی از تغییر را ارزیابی کنیم و از پیش راهکارهایی برای مقابله با آنها فراهم کنیم.
بسیار معنادار است و آینهای بسیار خوب نیز هست