Thread Content
برای اولین بار در این انجمن، خودم را تحلیل میکنم و درباره مسیر دشوار گرفتن گواهینامههایم صحبت میکنم. :ل من دختری هستم که ۱۱ سال پیش فارغالتحصیل کارشناسی ارشد شدم. :$ چند سال اول پس از فارغالتحصیلی، تمام وقتم را صرف خانواده کردم (فرزندم زود به دنیا آمد و امسال ۱۰ ساله است)؛ تا اینکه در سال ۲۰۱۲، یعنی ۷ سال پس از فارغالتحصیلیام، به فکر گرفتن گواهینامه حسابداری رسیدم. بنابراین دوباره به درسهای ریاضی پیشرفته، فیزیک، شیمی، الکترونیک و غیره که ۱۰ سال پیش در دوران کارشناسی خوانده بودم، فکر کردم؛ هر چیزی یادم میآمد، اشکم میآمد. قبلاً در دوران کارشناسی، عملکردم در این درسها در سطح برتر بود (هه، من در زمان تحصیل در میان ۲۰۰ نفر، رتبه اول را داشتم)، اما ۱۰ سال بعد، این دانشها مثل این بود که تازه یاد گرفتهامشان. خوشبختانه، با دورههای گلوبال، دانشهای پایه عمومی را یاد گرفتم. حدود ۳ ماه طول کشید؛ در هفته آخر به مبانی رشته نگاهی انداختم و امتیاز کلم من حدود ۱۵۲ بود. میتوان گفت خوششانس بودیم. :سال دوم، سال ۲۰۱۳ بود (امتحانات تخصصی خیلی آسان بودند). من حدود یک ماه وقت گذاشتم تا مرور کنم؛ البته با تمام تلاشم نبود. حتی یک مجموعه از سؤالات واقعی را هم تمام نکردم و همچنان امیدم را به درسهای معلمان گلوبال گذاشتم. اما معلوم شد که آنها فقط کتاب را برایم میخوانند و اصلاً توضیحی نمیدهند. بنابراین فرصت خوب آن سال را از دست دادم؛ ۱۳۰ امتیاز دانش و ۵۲ مورد پرونده. از ۹ نفری که همراه من در آزمون شرکت کردند، ۵ نفر قبول شدند؛ واقعاً ناراحتکننده بود… یارانه سالانه ۲۵۰۰۰ بود… بنابراین در سال ۲۰۱۴، همراه با دو خواهر زیبایم که تازه آزمون پایه را گذرانده بودند، در آزمون تخصصی شرکت کردم. من تصمیمم را گرفتم؛ ۲ ماه وقت گذاشتم تا مطالب را مرور کنم. سؤالات واقعی سالهای ۱۰ تا ۱۳ را یک بار حل کردم؛ مجموعه سؤالات انجمن را نیز خریدم و آن را یک بار حل کردم؛ در ده روز آخر نیز کتابی از انجمن خریدم (واقعاً کتاب فوقالعادهای بود!) در روز اول، مطالب تخصصی خیلی ساده بودند؛ من ۳۰ دقیقه زودتر برگههای امتحان را تحویل دادم. شب هم با حال و هوای بسیار خوبی به خانه برگشتم و فکر کردم که امسال حتماً موفق خواهم شد. این حالت فقط تا ساعت ۸ صبح روز بعد ادامه داشت؛ وقتی سؤالات آزمون را دیدم، شوکه شدم. اصلاً نمیتوانستم پاسخها را پیدا کنم. علاوه بر این، نگران بودم که نتوانم در آزمون موفق شوم. هرچه بیشتر نگران میشدم، کمتر میتوانستم فکر کنم و هرچه بیشتر نگران بودم، کمتر به پاسخها میرسیدم. در ظهر هم تسلی میدادند که بعدازظهر خوب امتحان بدهیم، اما چه کسی فکر میکرد بعدازظهر حال وضعیت حتی بدتر شود. شب بعد از امتحان، تمام شب را بیدار ماندم و بیقرار بودم... در نهایت، در آزمون دانش ۱۴۸ و در آزمون موارد عملی ۵۴ امتیاز گرفتم. منتظر سال ۲۰۱۵ بودم تا دوباره شرکت کنم، اما معلوم شد که اصلاً امکان ثبتنام وجود ندارد... :( در سال ۲۰۱۶، از صبح ساعت ۷ روز ثبتنام، فوراً ثبتنام کردم؛ چون مشتاق بودم حتماً قبول شوم. دلیلش این بود که در پایان سال گذشته فرزند دومم را به دنیا آورده بودم و زمان زایمان دقیقاً در ماه سپتامبر بود. با وجود مخالفت همسرم، مصمم بودم که حتماً امسال قبول شوم. ۳ ماه زودتر شروع به مطالعه کردم؛ سؤالات واقعی را از سال ۱۰ تا ۱۴ بررسی کردم و هر سؤال را خودم حل کردم؛ سؤالات اشتباه را نیز دوباره حل کردم. اما به کتابهای انجمن توجهی نکردم و فقط دو فصل اول آنها را خواندم و سپس به مطالعه کتاب دانشگاه تیانجین پرداختم. بنابراین، هر چه بکارید، همان را خواهید گرفت؛ هر علتی که داشته باشید، همان نتیجهای را به بار خواهد آورد. در تاریخ ۳ سپتامبر ۲۰۱۶، آزمون مهارتهای تخصصی برگزار شد؛ چرا اینقدر گیج بودم؟ اصلاً نمیدانستم پاسخها کجاست. کتابهای زیادی را ورق زدم، کتابهای انجمنها را نیز بررسی کردم، سپس کتابهای مربوط به اصول شیمی و راهنمای طراحی صنایع شیمیایی را نیز بررسی کردم؛ نگران شدم، چون اصلاً نتوانستم پاسخها را پیدا کنم. پایان روز، خواهرم که همراهم امتحان داده بود گفت سؤالات مختلف در کدام صفحهاند و واقعاً خیلی ناراحت شدم... در ۴ سپتامبر ۲۰۱۶، امتحان موردی واقعاً مثل سال ۲۰۱۴ آزاردهنده نبود؛ فکر کنم بیش از ۳۵ سؤال در بخش صبح و بعدازظهر پاسخ دادم و شانس قبولی من هم خیلی بالا بود. آیا قدم بعدی صرفاً انتظار برای فرصتهای یادگیری است؟ نه، در پرسشنامه روز بعد، پاسخها را در پرانتزها ننوشتم و فقط علامت تیک را کنار گزینههای ABCD گذاشتم. آه، سه روز متوالی به نظرات هایچوان نگاه کردم و فهمیدم که کمترین امتیاز ممکن، صفر است؛ تا جایی که دلم میخواست خودکشی کنم... مسیر سخت آزمونهای حرفهای؛ سال آینده دیگر ادامه نخواهم داد. در نهایت، علاوه بر این آزمونها، زندگی دیگری هم دارم؛ همچنین شرکتم هم جایی برای دریافت گواهینامه ندارد. وقتی فکر میکنم که سال ۲۰۱۳ را از دست دادم، یعنی ۱۰۰ هزار یوان را از دست دادم، دلم درد میکند... :(:(
تلاش کنید، زحمتکشان هرگز ناامید نمیشوند.
سالی که در سال ۲۰۱۳ بدون آمادگی شرکت به امتحان دادم، من هم فرصت خوبی را از دست دادم؛ واقعاً متأسفم
اگرچه احتمالش خیلی کم است، اما از حرفهای خوبتان سپاسگزارم!
در پاسخ علامت گذاشتم، فکر میکنم باید امتیازی داده شود؛ نه اینکه هیچ چیز ننوشته شده یا علامتی گذاشته نشده باشد. بستگی به داور دارد، آدم عاقل امتیاز میدهد; اگر آن را در پرانتز ننوشته و علامتی هم روی آن نزده باشید، احتمالاً امتیازی دریافت نخواهید کرد و معلم باید پاسخ آن را برای شما پیدا کند ; شما خط کشیدید، به نظر معلم هنوز کاملاً واضح است ;
بله، زندگی بسیار طولانی است؛ موفقیت یا سختیهای یک دوره خاص، تنها یک پرده از رویدادهاست. برای دستیابی به پیشرفت، باید تلاش مداومی صورت گیرد.
چرا بعد از چند بار آزمون، هنوز فراموش کردهایم آن را پر کنیم؟ آیا این یک الزام جدید است که فقط امسال وجود دارد؟
واقعاً سخت است! در پاسخ علامت گذاشتم، فکر میکنم باید امتیاز داشته باشد ; در سال ۲۰۱۳، شماره کارت ورودی آزمون چهار درس من یکسان بود (در واقع برای هر درس یک شماره کارت ورودی جداگانه وجود داشت)، و مدام نگران بودم که نمرهای دریافت نکنم. اگرچه در یکی از درسها دو امتیاز کمتر گرفتم و نتوانستم قبول شوم، اما باز هم نمرهای داشتم؛ بنابراین فکر میکنم نیازی به نگرانی نیست، چون قطعاً نمرهای خواهم گرفت، چرا که بررسی پاسخها توسط انسانها انجام میشود
قبلاً چنین الزامات سختگیرانهای وجود نداشت، درست است؟
۵ سال از فارغالتحصیلی کارشناسی ارشدم میگذرد؛ سه بار برای آزمون تخصصی شیمی شرکت کردهام. امسال هم به نظرم شانس چندانی ندارم، اما در مقایسه با صاحب پست، من فقط وظیفهام را انجام دادهام و آنقدر تلاش نکردهام~~~ ای کاش برای صاحب پست موفقیت حاصل شود! امسال تأیید شد~~
پس هنوز امید زیادی داری، حداقل انرژی کافی داری! واقعاً خیلی خستهام!
ما همسن هستیم، دست بدهیم. سال ۰۴ فارغالتحصیل کارشناسی ارشد شدم؛ در سالهای اولیه هم کسی در اطرافم نبود که این کار را انجام دهد، پس علاقهای نشد. بعد تصمیم گرفتم آزمون بدهم و چند نفر از دوستانم را پیدا کردم تا سال ۱۳ با هم شروع کنیم؛ خوشبختانه سال ۱۴ گذشت. اگر با دقت تمرین کنی، آنقدرها هم سخت نیست. یادم میآید در امتحاناتم، افرادی بودند که هر سال میآمدند و سنشان از من بالاتر بود.
کارت ورودی اشتباه است، نمرات قابل خواندن نیستند؛ آن نمرات جعلی هستند.
انگار امسال هم نمیتوانم این کار را انجام دهم؛ خودم هم واقعاً به اندازه تو تلاش نمیکنم. آه، چند بار آزمون دادم، خسته شدم؛ واقعاً دلم میخواهد تسلیم شوم.
آیا در مثالهای قبلی صاحب پست، نمرهای بالاتر از ۵۰ کسب نکرده بود؟ آن موقع هم در زمان امتحان، صاحب پست علامت تیک را کنار پاسخها میگذاشت یا پاسخها را داخل پرانتز مینوشت؟
در زندگی، علاوه بر کسب گواهینامهها، کارهای بسیار معنادارتری نیز وجود دارد؛ حتی اگر نتوانستید گواهینامهای کسب کنید، نیازی نیست خیلی نگران شوید
کسانی که در زمینه فناوری کار میکنند واقعاً بدشان میآید؛ برای یک گواهی بیارزش، حتی فرزندانشان را هم رها میکنند
مسیر پرفرازونشیب اثبات صحت را طی کردن، تنها راه این است که برای همگان آرزوی موفقیت کنیم
بغلم، من نه تنها ۱۳ سال را از دست دادم، بلکه ۱۲ سال دیگر را هم از دست دادم. . . . حالا هم در پشیمانی بیپایان هستم.