HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

لبخندی به ارزش ۲,۰۰۰,۰۰۰

2016-09-09 View Original

Thread Content

این لبخند گران‌قیمت متعلق به چه کسی است؟ حدستان درست بود، همان معلم ناقص است. تو، می‌خواهی چنین لبخند گران‌قیمتی داشته باشی؟ چنین لبخند گران‌قیمتی، نقصی است که معلم پس از شکست در یک مذاکره، بارها و بارها به رفتار و سخنان خود فکر کرده و با جمع‌آوری نتایج، آن را اکنون با همگان در میان می‌گذارد: به طور کلی، برای ملاقات با مشتریان ناآشنا، در مراحل اولیه نیاز به آماده کردن مقدار زیادی اطلاعات وجود دارد، مانند آدرس شرکت، معرفی کوتاه، وضعیت شرکت، سابقه تاریخی، نفوذ در منطقه، شرکای همکاری، انواع محصولات، مشتریان مشتری، رقبای مشتری، عملکرد شرکت، اندازه بازار و غیره. چرا باید آماده شویم؟ چون ملاقات افراد ناشناس، فشاری بر یکدیگر ایجاد می‌کند، چگونه می‌توان از شرمساری جلوگیری کرد؟ بنابراین لازم است چیزهای زیادی را که مشتریان با آن آشنا هستند، آماده کنیم؛ گفتگو از موضوعاتی شروع می‌شود که برای طرف مقابل جالب است. در محیطی آشنا، هوشیاری افراد کاهش می‌یابد و فاصله بین آن‌ها کمتر می‌شود؛ این نیز یکی از نقاط ضعف طبیعت انسان است! فکر می‌کردم چنین آمادگی‌ای کاملاً بدون مشکل است، اما اشتباه معلم بود؛ به محض ورود به دفتر مشتری: سلام کردن، دست دادن، دادن کارت ویزیت، تشکر کردن، همه چیز خیلی روان پیش رفت! اما مذاکرات در ادامه به هیچ وجه پیش نرفت؛ مشتری حتی یک کلمه هم نگفت. ثانیه‌ها و دقایق سپری می‌شدند. استاد فکر کرد که این روش هم راه‌حل مناسبی نیست، بنابراین بروشور تبلیغاتی محصول را بیرون آورد و آن را به آرامی روی میز گذاشت، از میزبانی تشکر کرد و به زبانی ملایم خداحافظی کرد! من با مشکلی روبرو شدم؛ بعد از برگشت، قصد داشتم آن مشکل را تحلیل کنم. نقاط ضعف آن مشکل آنقدر پیچیده بودند که نمی‌توانستم آن‌ها را درک کنم و همچنین نمی‌توانستم بخوابم. به استودیوی خصوصی‌ام رفتم: یک لامپ میزی، یک میز، یک قلم و یک دفتر؛ مدام جزئیات تمام فرآیندهای امروز را می‌نوشتم و می‌کشیدم، تا پایان شب، اما همچنان به نتیجه‌ای نرسیدم. . . . . . خیلی خسته بودم، پس رفتم صورتم را شستم. به آینه نگاه کردم، به چهره‌ام نگاه کردم، و کم‌کم فهمیدم چرا امروز چنین موقعیت ناخوشایندی پیش آمده است چهره‌ام خسته بود و هیچ نشانه‌ای از انرژی در آن دیده نمی‌شد. برای اینکه بتوانم مشتری را تحت کنترل داشته باشم، شب قبل از ملاقات، ساعت ۲ شب همچنان مشغول مرتب کردن اسناد مربوط به مشتری بودم. وقتی به آن لحظه ملاقات فکر می‌کنم، چهره‌ام کاملاً خشک بود و هیچ لبخندی روی آن نبود؛ حتماً هر کسی که چهره‌ام را می‌دید، احساس ناراحتی می‌کرد برای اثبات حدسم، دوباره برنامه‌ریزی کردم تا به مدت ۲۵ روز سفر کنم و از ۱۲ مشتری بزرگ بازدید کنم؛ این بار نیز همان روال قبلی خودم را دنبال کردم! فقط قبل از اینکه صحبت کنم، لبخندی صادقانه بر چهره‌ام بود؛ لبخندی کاملاً از صمیم قلب! هیچ‌کس نمی‌تواند تضمین کند که صرفاً با معرفی شخصی می‌توان سفارشی به دست آورد، اما در این مورد، معلم فقط به خاطر لبخند صادقانه‌اش موفق شد. واقعاً آنقدر شگفت‌انگیز است؟ نقطه ضعف این است که معلمان دوست دارند روان انسان‌ها را مورد بررسی قرار دهند؛ بنابراین من به طور ویژه درباره همین موضوع تحقیق کردم، و نتایج نشان داد که حق با من بود! چرا باید قبل از صحبت کردن لبخند بزنیم؟ در روانشناسی گفته شده است که لبخند زدن به یک نفر، نشان‌دهنده دوست داشتن آن شخص است؛ در واقع، به طور ناخودآگاه به طرف مقابل می‌گوییم: من به خاطر دیدن تو لبخند می‌زنم! اگر به طبیعت انسان کشیده شود، چگونه باید توضیح داد؟ قبل از صحبت کردن لبخند بزنید؛ ناخودآگاه، طرف مقابل را وادار می‌کند تا فکر کند: «ما به خاطر دیدن او لبخند می‌زنیم»، که این نشان می‌دهد او در قلب ما اهمیت زیادی دارد؛ در نتیجه، طرف مقابل احساس می‌کند که مورد توجه قرار گرفته است! و آنچه در ماهیت انسان بیش از همه مورد تمایل است، این است که مورد توجه دیگران قرار گیرد! چند نمونه برایتان می‌آورم تا جذابیت اینکه مورد توجه قرار گیرید را درک کنید: در یک جلسه گرد، نام شما برای تحسین کارهای خوبی که انجام داده‌اید مطرح شد، چه احساسی داشتید؟ در مهمانی دوستان دوره‌های تحصیلی، افراد زیادی دورتان جمع می‌شوند تا با شما صحبت کنند؛ چه احساسی دارید؟ سه پسر دنبال یک دختر هستند، دختر هم بیشتر با تو صحبت می‌کند؛ چه احساسی داری؟ فقط به تماشا نپردازید، مکث کنید و درباره احساسات خود در این لحظه فکر کنید؛ فکر می‌کنم احساس شما احساس رضایت و اعتمادبه‌نفس باشد! اما، گفتن فایده‌ای ندارد، مهم این است که عمل کرد! معلم باید نقاط ضعف را بیان کند؛ این‌ها همان نقاط ضعف طبیعت انسان هستند. افراد می‌توانند از این نقاط ضعف برای نزدیک کردن روابط خود با یکدیگر استفاده کنند، به‌ویژه در محیط کار؛ اما نباید از آن‌ها برای انجام کارهای بد استفاده کرد! پیوست: امیدوارم پس از خواندن این متن، از همان لحظه‌ای که چشمانتان را باز می‌کنید، با لبخند به هر کسی نگاه کنید؛ دیگران احساس خواهند کرد که برایشان اهمیت قائل هستید، به راحتی در حافظه آن‌ها باقی خواهید ماند و روابط اجتماعی شما به تدریج بهتر خواهد شد! کسانی که دوست دارند بخندند، سرنوشت خیلی بدی نخواهند داشت؛ همه چیز دلیل خودش را دارد! نکته مهم: وقتی می‌خواهید رابطه بهتری با افراد اطراف خود برقرار کنید، لبخند صادقانه می‌تواند به شما کمک کند تا جلوتر باشید!
Reply #2 2016-09-16
لبخند مونالیزا شاید ارزشمندتر باشد.
Reply #3 2016-09-16
الان فکر می‌کنم گران‌ترین چیز، لبخند گو می‌می است :lol
Reply #4 2016-09-16
منطقیه، دفعه‌ی بعد عکس رو عوض می‌کنیم، هاها، شوخی می‌کردم، از حمایت استاد بزرگ سپاسگزارم!
Reply #5 2016-09-16
:$رفیق، چطوری؟ هاها! از یکدیگر یاد بگیریم*!

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.