Thread Content
در فعالیتهای روزمره، آموزشهای زیادی در زمینه ایمنی ارائه میدهیم؛ هدف از این کار، افزایش آگاهی کارکنان نسبت به مسائل ایمنی و انتقال اطلاعات مرتبط با آن به آنهاست. اما به نظر میرسد که اثربخشی این آموزشها چندان خوب نیست. لذا، از همگی دعوت میکنیم تا درباره نحوه افزایش اثربخشی آموزشهای ایمنی بحث کنیم؛ پیشنهادات سازنده را نیز خوشوقتانه میپذیریم.
۱. آزمون واقعی، پس از پایان دوره آموزشی، به صورت کاملاً بدون برگه سؤال برگزار میشود؛ نمرات پس از اعلام، همراه با تشویقهای مثبت ارائه میگردد. ۲. اشتراکگذاری موارد واقعی، تا کارمندان بتوانند خودشان خطرات امنیتی و راهحلهای مربوطه را استخراج کنند و در نهایت، با توجه به نظرات کارمندان، یک جمعبندی منطقیتر ارائه دهند. ۳. اگر ایمنی با عملکرد ترکیب نشود، کارکنان به سطح آگاهی نخواهند رسید؛ چرا که هدف از کار کردن، کسب درآمد است و برای کسب درآمدی ایمن، قطعاً باید ارزیابی وجود داشته باشد.
آموزش ایمنی تنها بخش بسیار کوچکی از فعالیتهای مربوط به ایمنی است. کارهای اصلی باید شامل تجهیزات، زیرساختها، حفاظت و فرآیندهای کاری باشد. امیدوار بودن به انجام خوب کارهای ایمنی صرفاً از طریق آموزش، بعید است.
یادگیری الگوی آموزش ایمنی شل، ایجاد کلاسهای آموزش عملی ایمنی، و تضمین گذراندن دوره توسط همه.
آموزشهای ایمنی باید به ارزیابی عملکرد مرتبط باشند و در عین حال، به ارزیابی عملکرد مدیران نیز مرتبط باشند
در هر جلسه، یک داستان کوتاه درباره ایمنی روایت میشود؛ آموزش و آزمون ایمنی ماهانه برگزار میگردد؛ ارائه مثالهایی از حوادث رخداده در اطراف، امتیاز اضافهای به همراه دارد؛ همچنین، تمرینات آتشنشانی یا برنامههای مقابله با قطع برق، ماهانه یا فصلی سازماندهی میشوند
آموزشهای ایمنی باید با مثالهای واقعی حوادث ایمنی ترکیب شوند؛ نباید صرفاً به صورت سخنرانی خشک ارائه شوند، بلکه باید از طریق پرسش درباره این مثالها، درک مطلب عمیقتر شود.
کیفیت نتایج آموزش، باید از طریق ارزیابیها مورد بررسی قرار گیرد. برای رسیدن به نتایج رضایتبخش، ابتدا باید یک سیستم تشویقی ایجاد شود تا کارکنان به طور خودجوش و فعال در زمینه ایمنی تلاش کنند؛ چرا که ایمنی اهمیت زیادی دارد; دیروز در یک پست در این فروم، درباره توزیع سهام ایمنی توسط یک شرکت صحبت شد؛ این کار میتواند آگاهی کارکنان نسبت به مسائل ایمنی را به طور قابل توجهی افزایش دهد و باعث شود کارکنان خودشان به دنبال ایمنی باشند. در چنین شرایطی، اثربخشی آموزشهای ایمنی نیز قطعاً خوب خواهد بود: lol
پس از هر دوره آموزشی، یک آزمون برگزار میشود و نمره آن با عملکرد فرد مرتبط است
آموزش همراه با ارزیابی؛ مثلاً در مورد استفاده از دستگاههای تنفسی، هر ماه ارزیابی صورت میگیرد. بهترینها مورد پاداش قرار میگیرند و بدترینها مجازات میشوند~~~~ چون اینها وسایل حیاتی هستند، باید به طور جدی مورد نظارت قرار گیرند~~~~
افزایش آگاهی کارکنان نسبت به ایمنی، میتواند جلوی بسیاری از حوادث را بگیرد. به طور منظم، دورههای آموزشی ویژهای برگزار میشود؛ قوانین، خطرات داخلی اخیر، و مثالهایی از درون و بیرون محیط، باید به موقع گزارش شوند تا همه بتوانند یاد بگیرند؛ هر چقدر که بتوانند، آن را یاد بگیرند. نتایج یادگیری کارکنان از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما همواره سطح حافظه یا به عبارت دیگر، آگاهی ایمنی آنها افزایش مییابد.
بر اساس موارد رخ داده در درون شرکت، توضیح و تحلیل ارائه میشود.
علاوه بر انجام آزمونهای ارزیابی، برای سنجش کارایی آموزش باید به روشهای آموزشی نیز توجه کرد؛ روشها باید متنوع باشند، از فضاهای حضوری تا فضاهای درونساختمانی، از توضیحات شفاهی تا بحثها، و از متن تا انیمیشن و غیره
ترکیب آموزش، ارزیابی و تمرینات عملی؛ البته منظور از تمرینات عملی در اینجا «تمرینهای کاربردی» است. همچنین، این سیستم به بازدهی اقتصادی کارکنان در سطوح مختلف (از جمله کارکنان مدیریتی و عملیاتی) مرتبط است.
با توجه به تجربیات کاری فعلی افراد، بهبود کارایی آموزشهای ایمنی دشوار است؛ روحیه «کافی است همینطور باشد» در میان کارکنان بسیار رایج است و گاهی اوقات این آموزشها صرفاً تشریفاتی میمانند. برای بهبود کارایی: ۱. اعمال سیستم سختگیرانه برای آزمونهای آموزشی. ۲. بررسیهای روزانه با دقت انجام میشود. ۳. افزایش بازرسیهای تصادفی از وضعیت آموزش کارکنان در محل پس از افزایش نیروها. ۴. افرادی به طور تصادفی انتخاب میشوند تا محتوای آموزشی روز را تفسیر کرده و نظرات شخصی خود را بیان کنند. ۵. مسئولان ارشد توجه میکنند.
۱، آزمون آموزش ایمنی به دستمزد مرتبط است. ۲. بازرسیهای ایمنی غیردورهای، بررسی تصادفی دانشهای ایمنی، اجرای سیستم پاداش و تنبیه، و ارتباط نمرات با ارزیابیهای عالی و برتری.
به نظر من، اول از همه باید یک سیستم آموزشی نسبتاً کامل وجود داشته باشد که شامل جمعآوری منابع درسی، تأمین مدرسان، برنامهریزی برای آموزش، و همچنین ارزیابی کارایی آموزش پس از آن باشد. ۱. جمعآوری منابع نیازمند تعیین اولویتها بر اساس شرایط واقعی درون سازمان است؛ آمادهسازی مواد نیز باید بر حسب فرد متفاوت باشد. همچنین، سختی ویرایش محتوای کتابهای آموزشی برای گروههای مختلف آموزشی متفاوت است؛ هرچه ویرایش دقیقتر باشد، علاقه شرکتکنندگان در دوره کمتر خواهد بود. ۲. مدرس باید از پیش آموزشهای عمیقتری دریافت کند؛ اگر خودش موضوع را به خوبی درک نکند و نتواند به سؤالات دانشآموزان پاسخ دهد، شاید یک یا دو بار این امر قابل تحمل باشد، اما اگر همچنان نتواند پاسخ دهد، دانشآموزان اعتماد خود را به مدرس و کلاس درس از دست خواهند داد و نتیجه آن قابل پیشبینی است. ۳. یک برنامه آموزشی واضح، هم برای برگزارکنندگان دورهها و هم برای شرکتکنندگان مفید است؛ چرا که خطوط کلی، مفاهیم و رویکردهای مشخص، امکان پیشرفت تدریجی در فرآیند آموزش را فراهم میکنند و نتایج آموزش نیز بهتر و بهتر خواهد شد. ۴. بررسی اثربخشی پس از آموزش، گامی ضروری است و همچنین منبعی برای انگیزه و تشویق شرکتکنندگان و مدرسان محسوب میشود؛ بدون این گام، آموزش تنها یک فرآیند ساده خواهد بود و هیچ درک یا جذبی صورت نخواهد گرفت.
در هنگام تدریس، استفاده از تصاویر و مثالهای جالب میتواند کمک کند. کار در زمینه ایمنی آسان نیست