Thread Content
کمک خواهش میشود: حشرهای با شکم گرد و بزرگ، به رنگ قهوهای یا قرمز خرماای، که شبیه عنکبوت است؛ در زمین سوراخ میکند و روی ورودی سوراخ، درپوشی گرد و قابل باز و بسته شدن به اندازه یک سکه ۵ پنس وجود دارد. وقتی برادرم در سن نوجوانی بود، اغلب به لبهی صخرهها میرفت تا آنها را بگیرد و مانند جیرجیرکها پرورش دهد تا با آنها بازی کند؛ چندین سال با آنها بازی کرد، احتمالاً تا سال دوم دبیرستان خلاصه اینکه وقتی فهمید دستگیر کردن دختربچهها سرگرمکنندهتر است، برادر دست از این کار برداشت؛ اما همچنان نمیداند نامش چیست. کسی که میداند لطفاً به برادرم بگوید. ممنون_ممنون_ممنون! {:3_51:}
خلاصه اینکه وقتی فهمید دستگیر کردن دختربچهها سرگرمکنندهتر است، برادر دست از بازی کردن با آنها برداشت--------- چه ذهنی!
آخرین بار، این پست توسط 1111111 در تاریخ ۲۰۱۶-۹-۹ ساعت ۲۰:۳۰ ویرایش شد. ۱. اوه. . . محل، شانشی است. ۲. من در بخش تصاویر بایدو به دنبال «عنکبوت» گشتم؛ چند صفحه را ورق زدم اما هیچ اثری از آن پیدا نکردم. نزدیکترین چیز به آن، همین است؛ اما این یکی به اندازهی آن زیبا نیست. رنگ آن باید قرمزتر باشد، شاید رنگ خرما؛ شکمش هم باید بزرگتر و گردتر باشد، تقریباً مثل یک توپ شیشهای؛ سطح شکمش صاف است و لمس کردنش نرمتر از تخم کبوتر است. پاهایش هم صاف هستند و مویی روی آنها نیست؛ بافت پاهایش شبیه به جیرجیرک یا ملخ است. وقتی آن را روی کف دست میگذارم، احساس سرما یا ترسی نمیکنم. در کل، او خوشتیپتر و جذابتر از عنکبوت قرمزی است که در تصاویر دیده میشود. {:3_51:} ۳. چه کسی میداند نام علمی آن چیست؟ لطفاً به من بگویید
این یک سوسک کود است، واقعاً مزخرفه. . . میگویند مردم یک منطقه در شاندونگ آن را سرخ کرده و میخورند، هاهاهاها
در بطریهای شیشهای یا ظروف سفالی قرار دهید و مانند پرورش جیرجیرک نگهداری کنید
وقتی دو تا را کنار هم میگذارند، شدیداً با هم میجنگند و گاز میگیرند؛ آنقدر خشن است که شکمشان هم پاره میشود. مبارزهی آنها جالبتر از مبارزهی حشرات دیگر است؛ حشراتی که نمیتوانند برنده شوند، فقط میپرند و میدوند، اما اینها تا زمانی که یکی را نکشند، به مبارزه ادامه میدهند. بنابراین، پایان دادن به مبارزه همیشه به عهدهی من است: lol. بعد از اینکه زخمهایشان التیام مییابد و سیر و تشنه میشوند، دوباره آنها را با هم میگذارم تا بجنگند. در آن سالهای فقر، من هم هیچ پولی خرج نکردم و اسباببازی چندانی هم نداشتم؛ در دوران کودکی و نوجوانی، فقط با حشرات بازی میکردم. . . . . . .
از ابریشمپروری شده است. . . مرغ، اردک، گربه، سگ، خرگوش، موش سفید، سنجاب؛ همه را برای سرگرمی نگهداری کردهام.،،، مرغهای چشمقرمز را نمیتوان زنده نگه داشت، عجیب است
میدانی مدفوع ابریشم؟ یعنی مدفوع ابریشمهاست. میگویند میتوان از آن برای درست کردن چای استفاده کرد
میگویند وقتی گنجشک در دست میآید و انرژی انسان را میگیرد، دیگر قابل استفاده نیست
در زمانی که پشم ابریشم جمعآوری نمیشد، اصلاً نمیدانستم پشم ابریشم چیست و هرگز نام «پشم ابریشم» را نشنیده بودم. در جعبههای کاغذی، دهها ابریشم را برای بازی نگه میداشتم؛ تعداد زیادی از آنها میمردند، و در نهایت فقط ۲ یا ۳ عدد از آنها زنده میماندند تا به پیله تبدیل شوند و پروانه شوند و تخم بگذارند؛ این موضوع واقعاً خیلی خوشحالکننده بود.
فرآیند یادگیری زیستشناسی با علاقه… اما شانشی احتمالاً برای لاروهای ابریشم مناسب نیست، مگر اینکه در جنوب شانشی یا منطقه شانگژو باشید. همچنین جنوب شانشی احتمالاً برای سوسکهای خاکی مناسب نیست؛ مثلاً در سیچوان تقریباً هیچ سوسک خاکی دیده نمیشود
میدانید در سیچوان به سوسک خاک چه میگویند؟
به نظر میرسد تو کودکی شادی داشتهای
گاهی فکر میکنم، دوران کودکی و نوجوانی نسل ما چطور بود؛ قبل از کلاس چهارم، نیم روز درس داشتیم، اما بعد از کلاس چهارم تقریباً هیچ تکلیفی نداشتیم و کتاب مرجع خارج از کلاسی هم برای مطالعه وجود نداشت. ما واقعاً خوب بازی میکردیم و شادیهای طبیعی زیادی داشتیم. اما وقتی فرزندم به کلاس پنجم رفت، تکالیفش خیلی زیاد بود؛ حتی وقتی کیف درسش را روی شانهام میگذاشتم، احساس درد در شانههایم میکردم! این روش در آموزش هم درست نیست
در منطقه گوانجونگ برای پرورش ابریشم، مشکلی از نظر آب و هوایی وجود ندارد. . اما درختان انجیر آنقدرها هم زیاد نیستند! . . در منطقه گوانجونگ، به نظر میرسد صنعت پرورش ابریشم وجود ندارد. . تعداد کمی از مردم در این منطقه پرورش ابریشم را انجام میدهند. زمینهای منطقه ژونگچونگ بسیار خوب هستند؛ در مقایسه با استانهای هنان، هبئی و شاندونگ، قطعاً جزو زمینهای حاصلخیز محسوب میشوند. گندم را در زمین میکارند و نیازی به مراقبت از آن نیست؛ سال بعد نیز محصول خوبی خواهد داشت :lol