Thread Content
آخرین بار این پست توسط «فکر کن به نیم سال» در تاریخ ۱۳-۹-۲۰۱۶ ساعت ۱۵:۵۱ ویرایش شد. اخیراً اتفاقی رخ داد؛ جایی بود که نیاز به جوشکاری بود، قسمت پیچ لولههای جدید نیز باید جوش داده میشد. من پس از صدور فرم مربوطه، نظارت بر فرآیند جوشکاری را انجام دادم. در این موقع، مشکل این است که نقطه انجام کار در فضای بالای سکوی طبقه سوم قرار دارد؛ برای رسیدن به آن باید روی میلههای سکو پا گذاشت، و هیچ جایی برای تکیه وجود ندارد. ارتفاع آن حدود ۱۰ متر است؛ سمت چپ سکو است و سمت راست، طبقات پایینتر. جوشکار پاهایش را در هم قرار داده و روی نردهها میگذارد و پاهایش روی میلههای عرضی نرده قرار دارد. در یک دست ولوز و در دست دیگر، منحنی را نگه میدارند. قبلاً از کسی خواستم که کمربندهای ایمنی را آماده کند، اما جوشکار از آنها استفاده نکرد. وقتی دیدم که این کار درست نیست و بسیار خطرناک است، به جوشکار گفتم که ابتدا پایین بیاید و بعد از بستن کمربند ایمنی، کار جوشکاری را انجام دهد (روی دیوار یک سهپایه برای آویزان کردن وجود دارد)؛ چون واقعاً خطرناک است. سه بار گفتم، اما جوشکار انگار نشنید. بنابراین هشدار دادم که اگر پایین نیامد، برق را قطع خواهم کرد، اما گوش نداد؛ در نهایت برق جوشکاری را قطع کردم. جوشکار یک بار دوباره شروع به کار کرد و من دوباره برق را قطع کردم. بنابراین، مشاجرهای رخ داد. . . . . . . بین آنها چند مکالمه نیز وجود داشت، جوشکار خیلی عصبانی بود. اما من خیلی اصرار داشتم که بدون کمربند ایمنی نمیتواند کار کند؛ در ابتدا سعی کردم با لحن ملایم ترغیبش کنم، اما بعداً با عصبانیت، لحنم تندتر شد، هرچند به او فحش ندادم. پس از مدتی سکوت، جوشکار دیگری کمربند ایمنی خود را بست و کار را تمام کرد. این جوشکار پیر کارش را خیلی خوب انجام میدهد، اما سرسخت است؛ چون چند بار به دلیل رعایت نکردن قوانین، توسط من متوقف شد. البته من با صحبتهای ملایم و همچنین تهدید به مقامات شرکت، موفق شدم که او گوش کند. بعد از مشاجره، احساس ناراحتی شدیدی داشتم؛ بستن کمربند ایمنی کاملاً به خاطر ایمنی طرف مقابل بود، و من سه بار با لحنی مهربان این کار را توصیه کردم. تنها زمانی که هشدارها نیز بیفایده بود، برق را قطع کردم تا فعالیت را به زور متوقف کنم. جوشکار حتی گفت: قبلاً وقتی کس دیگری ناظر بود، هرگز اینطور مدیریت نمیشد؛ از این به بعد دستت را به کار من نزن! وقتی تازه شروع به کار به عنوان ناظر ایمنی کرده بودم، یک ویدیوی خارجی تماشا کردم. این ویدیو دربارهی یک کارشناس ایمنی است که بارها رفتارهای غیرقانونی یک جوشکار را متوقف کرد؛ در نتیجه درگیریهایی رخ داد. در بار آخر، کارشناس ایمنی دوباره متوجه شد که جوشکار در حال انجام کارهای غیرقانونی است، اما با توجه به اینکه دوباره درگیری خواهد داشت، فکر کرد صحبت کردن بیفایده است؛ بنابراین تصمیم گرفت سکوت کند و از آنجا دور شود. در همین لحظه، به دلیل این رفتارهای غیرقانونی، حادثهای رخ داد و جوشکار در همان جا جان خود را از دست داد. از آن پس، هر بار که ناظر ایمنی همسر آن جوشکار را میدید، احساس گناه میکرد: اگر آن موقع کمی بیشتر اصرار میکرد و چشمپوشی نمیکرد، آن جوشکار میمرد. میتوان گفت این ویدیو تأثیر بسیار زیادی بر من داشته است؛ به عبارت دیگر، کاملاً ذهنم را تحت تأثیر قرار داد و باعث شد که در انجام کارهایم بیشتر به امنیت دیگران توجه کنم. همکاران امنیتی، آیا روش کار من اشتباه است؟ آیا باید اجازه دهم همه چیز به حال خود رها شود؟ آیا نباید بر مسائل اصولی پافشاری کنم؟ در آینده وقتی با چنین مواردی روبرو شدم، چگونه باید برخورد کنم؟ با مدیر صحبت کردم و او موضع من را تأیید کرد؛ در مسائل اصولی باید پایدار باشیم، هرچند روشهای برخورد ممکن است کمی متفاوت باشد. از طریق ارتباطات، متوجه شدم که منشأ اختلافات ممکن است در مسئله قطع برق باشد. اگر رهبران این کار را انجام دهند و در صورت عدم موفقیت در مذاکره، ابتدا با رهبر طرف مقابل تماس بگیرند تا او این کار را انجام دهد، این کار میتواند از بروز تعارضات مستقیم جلوگیری کند و نتیجه آن نیز بهتر از تلاش من خواهد بود. وقتی که رهبر طرف مقابل هم نتواند موضوع را حل کند، باید برق را قطع کرد؛ در مواقعی که لازم است قاطعانه عمل کرد، باید چنین کرد، و همچنین میتوان رهبری با اختیارات بالاترتر را فراخواند. یک بار دیگر از hec0228 تشکر میکنم؛ «برای حل مشکلات با مدیران، باید اصولی عمل کرد.» . . ”اگرچه یک ناظر امنیتی کوچک است، اما جزو مشاغل مدیریتی محسوب میشود و هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد*
این را «تخلفات مقاومتی» مینامند؛ چنین افرادی کمتر میشوند
یک بار تصحیح نشدن: پنجاه، دو بار: صد، سه بار: مستقیماً از محوطه اخراج و دیگر هرگز وارد کارخانه نخواهد شد. اگر سرکشی را اصلاح نکند، مستقیماً اخراجش میکنیم. هرچقدر هم که مغرور باشد، بگذارید مغرور بماند؛ اگر میخواهد، بگذارید ادامه دهد… چنین افراد نافرمانی وجود دارند که بیش از ده نفر از آنها را بیرون کردهایم… باید به یاد داشت که در این دنیا هیچکس یکسان نیست؛ همه باید کار کنند. اگر شما به من احترام بگذارید، من هم به شما احترام خواهم گذاشت؛ این بهتر است… در غیر این صورت، ما حق داریم شما را مستقیماً بیرون کنیم؛ در واقع، دیگر نمیتوانید وارد شوید. انسان بالغ باید پاسخگوی اعمال خود باشد~~~~~
فکر کنم ارتباط با روش دیگری ممکن باشد.
لازم نیست مؤثر باشد؛ این دسته به روشهای غیررسمی عادت کردهاند
آیا فرد اشتباهی را انتخاب کردهاید؟ باید رئیس کارگاهی که مسئول اجرای کار است را پیدا کنیم تا حل مشکل شود؛ درگیریها هم باید با توجه به طرف مقابل باشد، درست است؟ این نوع اختلافات هیچ معنایی ندارند و هیچ فایده آموزشی نیز ندارند؛ بلکه پیامدهای منفی زیادی دارند... بهتر است مستقیماً با رهبران مسئول در آن منطقه تماس گرفت؛ کیفیت، آگاهی و درک رهبران قطعاً متفاوت است... اگر از آنها بخواهیم که مدیریت را بهتر انجام دهند، اوضاع متفاوت خواهد شد
در ابتدا، شاید بهتر باشد افراد این دسته از روش همدلی استفاده کنند؛ برخی افراد از مواجهه مستقیم نمیترسند، مشکلات خود را برای آنها توضیح میدهند و از ویژگیهای قوی آنها صحبت میکنند، و در نهایت از آنها درخواست کمک میکنند. برای سلامتیات، کمربند ایمنی ببند. اما این فقط یک مورد خاص است.
اگر مشکلی پیش بیاید، مسئولیت آن با سرپرستان است؛ بنابراین، اگر من بودم، مستقیماً با رئیسهای آنها تماس میگرفتم، موضوع را توضیح میدادم و برای اثبات، عکس و ویدیو ضبط میکردم
ماده، آگاهی را تعیین میکند؛ ضعف در آگاهی از قوانین، دو ریشه اصلی مشکلات است.
آخرین بار این پست توسط «فکر کنم نیم سال» در تاریخ ۱۵-۹-۲۰۱۶ ساعت ۱۹:۰۹ ویرایش شد. وقتی از آنها میخواهیم رئیسها را بیاورند، احساس میکنیم مثل بچههایی هستیم که به معلم شکایت میکنند؛ در نتیجه رابطه با همکاران نیز بدتر میشود. در آینده، هر بار که از آنها بخواهیم رئیسها را بیاورند، آنها نیز احساس آزار خواهند کرد
میتوان گفت که این ترفند هر بار استفاده میشود؛ حتی همسر و فرزندانش نیز از آن استفاده کردهاند. در ابتدا مؤثر بود، اما بعداً حتی توجهی به آن هم نکردند
برای حل مشکلات با مدیران، باید اصولی عمل کرد؛ چرا که در چنین موارد خطرناکی، اگر تخلفات رفتاری را برطرف نکنیم، چگونه میتوانیم کارها را ادامه دهیم... از نظر کارخانه، شما در واقع در حال کمک به کارخانه هستید. در مورد پیگیری اصلاحات ناشی از بررسیهای ایمنی کوچک، میتوانید به مناسبت به کارخانه کمک کنید؛ اما در مورد کسانی که قوانین را رعایت نمیکنند، درک ضعیفی دارند، رفتار بدی دارند و با تذکرات مکرر هم تغییر نمیدهند، توصیه میشود مجازات سختی برای آنها در نظر گرفته شود
حالا که فکر میکنم، واقعاً باید رهبرانشان را فرا میخواندیم؛ این طرز فکر که امنیت را مشکلی میداند، تا زمانی که تغییر نکند، دیر یا زود مشکلات بزرگی پیش خواهد آمد
گاهی با چنین موقعیتی روبرو میشویم و به عنوان ناظر امنیتی، احساس بیپناهی میکنیم. اگر رئیس پیمانکار منطقی باشد، مشکلی نیست، اما اگر کسی قدرتمندتر از او هم پیدا شود، دیگر راهی وجود ندارد. بهتر است خودمان شواهدی جمعآوری کنیم تا در صورت بروز مشکل، بتوانیم ثابت کنیم که وظایفمان را انجام دادهایم.
خوبه! او میتواند رهاش کند، اما نه در جای من!
ناظر ایمنی در محل، نقش نظارتی دارد؛ در مواقع مشابه باید روشها را تغییر داد، بیشتر ارتباط برقرار کرد و گزارشدهی عمودی اهمیت بیشتری دارد.
آخرین بار این پست توسط «فکر کن به نیم سال» در تاریخ ۲۹-۹-۲۰۱۶ ساعت ۱۱:۱۸ ویرایش شد. این کار مربوط به مرحله پایانی کل عملیات کار در محیطهای پرخطر است؛ در بخشهای دیگر نیازی به صعود از ارتفاع نیست، اما فقط در این محل لازم است از ارتفاع صعود کرد. راستش راهی وجود ندارد، این واقعاً یک سهلانگاری بود. قبلاً فکر میکردم هدف صدور برگههای کار، تأمین ایمنی عملیات و اجرای تمام اقدامات ایمنی لازم است؛ اما حالا فهمیدم که یک دلیل دیگر نیز وجود دارد، و آن بررسی این است که آیا مسئولیتهای هر یک از طرفها به درستی انجام شده است یا خیر. . . صدور فاکتور نشاندهنده انجام وظیفه است؛ در صورتی که دیگران دستورات غیرقانونی بدهند یا کار را به شکل نادرست انجام دهند، حداکثر میتوان به آنها به خاطر عدم نظارت کافی جریمه کرد. . . فاکتور صادر نشده، پس مسئولیت کامل با ناظر ایمنی است.
اقدامات ایمنی به درستی اجرا نمیشود؛ آیا میتوان بدون امضا کاری را آغاز کرد؟ بنابراین فقط با امضای خودتان است که دیگران جرأت انجام کار را پیدا میکنند. به نظر من باید درباره رفتار خود تأمل کنید؛ همچنین، درگیری مستقیم با طرف مقابل مناسب نیست و ارتباط مستقیم با مدیر طرف مقابل بسیار ضروری است.
کار در حین امضای سند آغاز شد و بعداً به دلیل عدم رعایت تدابیر ایمنی در کارهای مربوط به ارتفاعات، ادامه کار ممنوع گردید. بعداً نتیجه گرفتم که واقعاً باید ابتدا با رئیسش صحبت کنم. اینجا یک سؤال وجود دارد: برای اینکه با او درگیری پیش نیاید، باید به او اجازه داد تا به کارش ادامه دهد و در عین حال رئیسش را مطلع کرد. در صورتی که قبل از رسیدن رئیسش، جوشکار به طور تصادفی سقوط کرده و مجروح شود و حادثهای در زمینه ایمنی کار رخ دهد، آیا مسئول ایمنی باید مسئولیت پذیرد؟
برخی افراد واقعاً قابل ارتباط نیستند، به حرفهای درست گوش نمیدهند؛ پس تنها راه این است که قوانینی وضع کرد، آنها را از کارخانه بیرون کرد و ورودشان را ممنوع کرد