Thread Content
در مورد جذب تحت فشار، تفاوت بین رویههای ۸-۲-۳ و ۱۰-۲-۴ چیست؟ اگر میتوان از الگوی ۸-۲-۳ (۸ برج، ۲ دستگاه جذب، ۳ بار تنظیم فشار) استفاده کرد، همچنین میتوان از الگوی ۱۰-۲-۴ (۱۰ برج، ۲ دستگاه جذب، ۴ بار تنظیم فشار) نیز استفاده کرد؛ با صرف نظر از سرمایهگذاری ثابت، تفاوتهایی در مصرف انرژی و هزینههای عملیاتی وجود دارد؟ گروه بحث مدیران
اگر ۱۲ برج باشد، ترتیب اجرا چه خواهد بود: ۱۲-۳-۷؟
ظرفیت پردازش گاز در برجهای ۸ و ۱۰ متفاوت است؛ انتخاب تعداد برجها عمدتاً بستگی به ظرفیت پردازش گاز دارد. فشار عملیاتی معمولی: بالاتر از ۲ MPa، ۴ بار به طور یکنواخت؛ کمتر از ۲ MPa، ۳ بار.
در صورت یکسان بودن حجم پردازش، سرمایهگذاری اولیه برای ۱۰ برج بالاتر است~~ اما با وجود ۱۰ برج، تعداد دفعات تنظیم فشار نیز بیشتر میشود و بازده محصول ۲ تا ۵ درصد افزایش مییابد~~ با این حال، با افزایش تعداد دفعات تنظیم فشار، رشد بازده محصول کندتر میشود؛ در این صورت باید بررسی کرد که آیا این کار ارزشش را دارد یا خیر~~
ما ۷ میانگین هستیم، حالت کارکرد را نگفتهاند، اطلاعات کامل نیست
۸-۲-۳ یا ۱۰-۲-۴ باید فرآیندهای پاکسازی منتخب شوند؛ هر دو روش، یعنی استفاده از دو کولون برای جذب دو نوع ماده، در شرایط طراحی یکسان، در صورتی که قطر کولونها یکسان باشد، دارای توانایی پردازش یکسانی خواهند بود. اگر فشار عملیاتی بالاتر از ۲ مگاپاسکال باشد و نیاز به خلوص بالای گاز مؤثر و بازدهی بالا وجود داشته باشد، میتوان از طرح ۱۰ برج استفاده کرد؛ در غیر این صورت، میتوان از طرح ۸ برج استفاده کرد. از نظر هزینههای عملیاتی، تفاوت چندانی وجود نخواهد داشت. همچنین، اگر مقدار جذب یکسان باشد، مصرف انرژی در طرح ۱۰ برج (و همچنین میزان اتلاف گاز مؤثر) باید کمتر باشد.
تعداد توربینها عمدتاً به میزان گاز و فشار پردازشی بستگی دارد؛ برای افزایش بازدهی در یک فشار عملیاتی مشخص، لازم است که در شرایطی که فشار تنظیمشده حفظ شود، تعداد دفعات تنظیم فشار نیز به حداکثر برسد. این امر منجر به افزایش تعداد توربینها میشود. از سوی مالکان، نباید صرفاً به دنبال کمترین قیمت باشند؛ زیرا از نظر عملکرد بلندمدت، داشتن یک یا دو دفعه تنظیم فشار بیشتر، هزینههای عملیاتی را کاهش میدهد.