HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

بررسی | داستان کوتاه است، اما معنای عمیقی دارد! ۱۳.۹.۲۰۱۶

2016-09-13View Original

Thread Content

۱۴، مردی در لانه‌ی عقاب بر فراز کوهستان، یک جوجه‌عقاب گرفت؛ او آن را به خانه برد و در قفس مرغ‌ها نگهداری کرد. این جوجه عقاب همراه با مرغ، می‌خورد، بازی می‌کند و استراحت می‌کند. فکر می‌کرد که خودش یک مرغ است. این عقاب به تدریج بزرگ شد و بال‌هایش پرپشت گردید. صاحبش می‌خواست آن را به یک شاهین شکاری تبدیل کند، اما چون تمام روز را در کنار مرغ‌ها می‌گذراند، کاملاً مانند مرغ‌ها شده بود و دیگر هیچ تمایلی به پرواز نداشت. صاحبش روش‌های مختلفی را امتحان کرد، اما هیچ‌کدام جواب نداد؛ در نهایت آن را به بالای تپه برد و با یک حرکت آن را پرتاب کرد. این عقاب مانند یک سنگ، مستقیماً به پایین سقوط می‌کرد؛ در حالت وحشت، با تمام توان بال‌هایش را تکان می‌داد و در نهایت توانست پرواز کند! راز: تقویت قدرت موفقیت‌آمیز فراخوانی. ▼ ۱۵. مردی به نام آباگ در دشت‌های منچوری زندگی می‌کرد. یک بار، آباگ جوان و پدرش در دشت گم شدند؛ آباگ هم خسته بود و هم می‌ترسید، تا جایی که دیگر نمی‌توانست راه برود. پدر پنج سکه از جیبش بیرون آورد، یکی از سکه‌ها را در چمنزار دفن کرد و چهار سکه باقی‌مانده را در دست آباگ گذاشت و گفت: «در زندگی پنج سکه طلا وجود دارد؛ یکی برای دوران کودکی، یکی برای نوجوانی، یکی برای جوانی، یکی برای میانسالی و یکی برای سالمندی. تو تاکنون فقط یکی از آن‌ها را استفاده کرده‌ای، همانی که در چمنزار دفن شده است. نمی‌توانی هر پنج سکه را در چمنزار رها کنی؛ باید به تدریج از آن‌ها استفاده کنی و هر بار از سکه‌ای متفاوت استفاده کنی. تنها در این صورت است که زندگی بیهوده نخواهد بود.» امروز ما حتماً باید از دشت‌ها خارج شویم، و تو نیز در آینده حتماً باید از دشت‌ها خارج شوی. جهان بسیار بزرگ است؛ انسان در طول زندگی باید به مکان‌های بیشتری سفر کند و چیزهای بیشتری را ببیند. نباید سکه‌های طلا خود را بی‌فایده رها کند. ”با تشویق پدرش، آن روز آباگ از دشت بیرون رفت. وقتی بزرگ شد، آباگ روستای خود را ترک کرد و به یک ناخدای ماهر تبدیل شد. راز: با ارزش قائل شدن نسبت به زندگی، می‌توان از باتلاق شکست‌ها خارج شد.
Reply #22016-09-13
با دیدن این سردرد می‌گیرم، هنوز نظری درباره‌ی یک متن کوتاه نوشته نشده...
Reply #32016-09-13
مانند این متن‌های کوتاه، هنگام برگزاری دوره‌های آموزشی، می‌توان در میانه آن یک قسمت کوتاه اضافه کرد تا به همه توضیح داد. متشکر بابت اشتراک‌گذاری
Reply #42016-09-13
داستان اول، به خوبی نشان می‌دهد که چگونه در شرایط بحرانی، انسان می‌تواند دوباره زنده شود~
Reply #52016-09-13
مادر منگ سه بار نقل مکان کرد، آیا محیط انسان را شکل می‌دهد؟
Reply #62016-09-13
نکته اول این است که باید فقط یک عقاب باشد
Reply #72016-09-13
بینش‌های داستان اول (تکمیلی): ۱. هر شغلی نیازمند تخصص خاصی است، ۲. محیط، نقش بسیار مهمی در رشد یک فرد دارد; ۳. با تغییرات محیطی، ما باید دوباره آموزش دهیم.
۴. در صورتی که اطمینان نداشته باشیم که زیردستان توانایی لازم را دارند، هرگز نباید به آن‌ها اجازه داد که امتحان کنند؛ در غیر این صورت ممکن است فاجعه‌ای رخ دهد ;

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.