Thread Content
هیچکس نمیخواهد کارمندش دچار حادثه شود! چگونه از آن جلوگیری کنیم؟ این ۴ مهارت پایه برای ایمنی کارکنان باید فرا گرفته شود! کارمندان هم کنترلکنندگان خطرات هستند، هم قربانیان حوادث، و در عین حال مسئولان آن حوادث نیز محسوب میشوند. برای حل مشکلات ایمنی تولید در شرکتها، باید با توجه به کارکنان، مهارتهای «چهار مورد لازم» را ارتقا داد. باید دانست که «باید دانست» به آنچه کارکنان باید در طول فرآیند کار خود بدانند، اشاره دارد؛ که عمدتاً شامل موارد زیر است: آگاهی از خطرات موجود در فرآیند کار یا انجام وظایف، درک ویژگیها و خصوصیات این خطرات، آگاهی از شرایط، راهها، فرآیندهایی که منجر به بروز حوادث خطرناک میشوند، همچنین افرادی که میتوانند در معرض آسیب قرار بگیرند و پیامدهای ناشی از آن. آگاهی از اقدامات کنترلی و الزامات مورد نیاز برای مقابله با خطرات خاص. برای ورود به کارخانه باید کلاه ایمنی بپوشید، هنگام کار در ارتفاعات باید کمربند ایمنی را ببندید، و با رویههای عملیاتی و نحوه استفاده از ابزارها آشنا باشید. “«دانستن لازم» پایه مهارتهای ایمنی کارکنان و همچنین هسته فرهنگ ایمنی سازمان است. اگر ندانیم، نشناسیم، مطمئن نباشیم یا درک نکنیم، اصلاً نمیتوان دربارهی انجام آن صحبت کرد و نمیتوان آن را به عمل تبدیل کرد. «باید بتواند» به این معناست که کارمند، بر اساس دانشی که در اختیار دارد، بتواند شناسایی کند، عملیات لازم را انجام دهد، از آن استفاده کند و آن را پیادهسازی نماید. عمدتاً شامل موارد زیر است: تشخیص خطرات موجود در فرآیند کار و ارزیابی میزان خطرناک بودن آنها. اقدامات کنترل خطرهای شناختهشده را پیاده یا اجرا کرده و از اثربخشی آنها اطمینان حاصل میکند. از انواع ابزارها و تجهیزات به شکل ایمنی استفاده خواهد کرد. عملیاتها یا کارها مطابق با دستورالعملها و الزامات انجام خواهد شد. “«توانایی انجام کار» نشاندهنده یک نوع توانمندی است و مسئلهای را که حل میکند، این است که «آیا توانایی لازم وجود دارد یا خیر». بدون دانش، طبیعتاً توانایی وجود ندارد؛ بدون توانایی، طبیعتاً راهی برای اجرا وجود ندارد. داشتن توانایی کافی نیست؛ باید مسئله «تمایل به انجام کار» نیز حل شود. حتی اگر بتوان کار را انجام داد، اما نخواهد، تمایلی نداشته باشد یا تنبل باشد، باز هم کافی نیست. «باید بتواند» به این معناست که کارمندان قادر به اجرا و پیادهسازی هستند. در چارچوب تواناییهای خود، به طور فعال و پویا خطرات موجود در فرآیند کار را شناسایی کرده و اقدامات کنترلی مؤثری اتخاذ نمایید. “«باید بتواند» نشاندهندهی یک نگرش است: انگیزه، خودمختاری و فعالیت کارکنان. مدیریت ایمنی در شرکتهای فعلی عمدتاً بر همین موضوع تمرکز دارد و سعی میکند مسائل مربوط به «تواناییها» را حل کند، مانند نظارت و بازرسی ایمنی، بررسیهای ایمنی، سیستمهای مسئولیتپذیری ایمنی و مدیریت اهداف ایمنی. “«باید بتوان» بر پایه «باید بداند» استوار است. “«نمیتواند» به معنای «طبیعتاً نمیتواند» است؛ در غیر این صورت، این یک رفتار پرخطر خواهد بود. و برای حل کامل مسئله «توانایی»، لازم است از سه جنبه «آنچه باید دانست»، «آنچه باید توانست» و «آنچه باید انجام داد»، برنامهریزی و طراحی سیستماتیکی صورت گیرد و همه چیز به طور هماهنگ در نظر گرفته شود؛ در غیر این صورت، تنها نتیجه، پیش آمدن مشکلات جدید خواهد بود. «واکنش سریع» به معنای توانایی کارکنان در مقابله با حوادث اضطراری است. تواناییهای مقابله با بحران شامل مقابله فعال با بحران و حفاظت در برابر بحران است. اقدام پیشگیرانه در شرایط اضطراری، به معنای اتخاذ تدابیر مؤثر برای کنترل رخ دادن و توسعه رویدادهاست؛ مانند استفاده از آتشنشانی برای خاموش کردن آتش در مراحل اولیه. حفاظت در شرایط اضطراری نیز به معنای توانایی محافظت از خود و دیگران در برابر آسیب است؛ مانند فرار از محل خطر. “«چهار مورد» مهارتهای ایمنی ضروری برای کارکنان شرکتها هستند و هیچکدام از آنها قابل حذف نیست. تنها با بهبود کلی چهار مهارت، تواناییهای ایمنی کارکنان به تدریج افزایش خواهد یافت. هرگونه تمرکز یکجانبه فقط بر یک مهارت، مناسب نیست.
تمام افراد، قبل و بعد از شروع کار، بررسی ایمنی را انجام میدهند; تمام افراد تعهد خود را به ایمنی اعلام میکنند ; آموزش مهارتهای شغلی و همچنین آموزش درباره عوامل خطرناک محیط کار و راهکارهای پیشگیری برای تمام کارکنان
برای تسلط بر این موارد، لازم است کارکنان آموزش دیده باشند؛ بنابراین آموزش ایمنی بسیار مهم است.....
آموزش مبانی ایمنی، وظیفهای سنگین و راهی دراز است.