توجه به علایقشان----------اصول پیشرفت در محیط کار
Thread Content
آخرین بار، این پست توسط «فنگ دونگ پینگ لینگ» در تاریخ ۱۶-۹-۲۰۱۶ ساعت ۱۱:۱۷ ویرایش شد.موضوع: اصول پیشرفت در محیط کار – الهام گرفته از «پادشاه دزدان دریایی».
این مطلب از گروه ارتباطات حرفهای QQ با شماره ۳۴۶۱۹۴۸۹۹ منتشر شده است.
کلیه حقوق محفوظ است؛ لطفاً از کپیبرداری خودداری کنید.
بسیاری از افراد با مفهوم پیشرفت در محیط کار آشنا هستند، اما تعداد کمی از آنها اصول پشت آن را درک میکنند. افراد صادق و متعالی، بهویژه کسانی که در زمینههای فنی فعالیت میکنند، میگویند که برای پیشرفت در محیط کار، بستگی به این دارد که کارتان چقدر خوب انجام شده باشد و دیگران چگونه نسبت به شما قضاوت کنند. طلا همیشه میدرخشد؛ با تلاش، موفقیت حاصل میشود. اما در محیط کار، بسیاری از افراد ماهر در زمینههای فنی نمیتوانند رهبر شوند. کسانی که با نظرات فوق مخالفند میگویند، اینکه آیا میتوان به سمت رهبری ارتقا یافت یا نه، بستگی به این دارد که آیا فرد توانایی رهبری و مدیریت دارد یا خیر، و آیا میتواند دیگران را متقاعد کند یا نه؛ اما برخی افرادی نیز وجود دارند که روابط خوبی دارند، اما در محیط کار نمیتوانند ارتقا پیدا کنند. برخی دیگر میگویند که در محیط کار چین، همه چیز به روابط بستگی دارد؛ اینکه آیا میتوانید به رهبران نزدیک شوید یا نه، و آیا میدانید چگونه تعریف کنید، اینهاست که تعیینکننده پیشرفت شما خواهد بود. ……………در اینجا، میخواهم بگویم که کسانی که حرفهای فوق را میزنند، همگی نگاهشان یکجانبه است؛ نه کاملاً اشتباه و نه کاملاً درست، زیرا همگی مسائل را از دیدگاه خودشان بررسی میکنند. اما ما برای پیشرفت، باید از دیدگاه رهبران به مسائل نگاه کنیم تا بتوانیم پاسخ مناسبی پیدا کنیم. بنابراین، توجه به تمایلات دیگران، اصل اساسی پیشرفت در محیط کار است. چگونه میتوان خواستههای آنها را برآورده کرد؟ توانایی کسبوکار، پیشنیاز رسیدن به خواستههاست. در محیط کار، ابتدا باید تواناییهای پایهای لازم را داشته باشید؛ اینکه آیا میتوانید عالی عمل کنید یا نه، موضوعی جداگانه است، اما حداقل باید ۶۰ امتیاز داشته باشید. این شرطی است که رهبران برای ماندن شما در سمت فعلیتان و همچنین برای پیشرفت شما در نظر میگیرند. اگر تواناییهای پایهای شما کافی نباشد، چه کسی از شما استفاده خواهد کرد؟ حتی اگر رهبر شما خویشاوند شما باشد و بخواهد به شما کمک کند، باید به نظرات دیگران نیز توجه کند. قبلاً در TCL، یکی از کارمندان بخش خرید استعفا داد و جای خالی ایجاد شد. مدیران ارشد میخواستند فردی از خویشاوندانش را در این بخش منصوب کنند، اما مدیر بخش خرید به شدت مخالفت کرد؛ در نتیجه، آن فرد شانسی نداشت، چون هیچ تواناییای نداشت و کسی حاضر نبود او را استخدام کند. گاهی، شرکتها به افرادی با تواناییهای کسبوکاری نیاز دارند؛ مثلاً در شرکتهای کارآفرینانه، افرادی که تواناییهای کسبوکاری قوی دارند، معمولاً ابتدا به مقامات بالاتری منتقل میشوند. آشنایی با قوانین، پایه و اساس رضایت آنهاست. در محیطهای کاری مختلف، شرکتهای متفاوت، صنایع گوناگون و دورههای زمانی مختلف، قوانین متفاوتی برای پیشرفت شغلی وجود دارد. به عنوان مثال، در شرکتهای بزرگ فناوری اطلاعات که در زمینه فناوری کار میکنند، چنین بخشی وجود ندارد؛ همه کارها مربوط به توسعه نرمافزار است. علاوه بر این، بسیاری از کارها به صورت مستقل و در قالب پروژههای خاص انجام میشود و اکثر آنها دارای تقسیم کار هستند؛ بنابراین مشخص است که چه کسی چه کاری انجام میدهد. در چنین شرایطی، تمایل به استفاده از فناوری بیشتر خواهد بود. اما در بسیاری از شرکتها، مواردی مانند فروش، خرید، تولید و کیفیت با همکاری همگان انجام میشود؛ مدیریت داخلی نیز سست است و ترفیعات بر اساس قضاوت سلیقهای رهبران صورت میگیرد. در چنین شرایطی، باید از روابط انسانی برای پیشرفت استفاده کرد. در شرکتهای استارتاپی که بر فروش تمرکز دارند، هیئت مدیره به عملکرد توجه میکند. وقتی قرار است ترفیع بگیرید، برخی از افراد با نفوذ، سفارشاتی را پنهان میکنند و عملکرد شرکت ناگهان ۳۰ درصد کاهش مییابد؛ آیا فکر میکنید هنوز هم میتوانید ترفیع بگیرید؟ بنابراین، در محیطهای کاری مختلف، شرکتهای متفاوت و دورههای گوناگون، قوانین متفاوتی برای ترفیع وجود دارد. شناسایی تضاد اصلی، کلید رسیدن به خواستههاست. قطعاً قوانین زیادی برای پیشرفت در محیط کار وجود دارد؛ از جمله تواناییهای کاری، همکاری در تیم، توانایی احترام گذاشتن به رهبران، مهارتهای مدیریتی و غیره. اما ما باید در میان این تعداد زیادی از قوانین، تضاد اصلی را شناسایی کرده و بیشترین تلاش خود را بر روی آن صرف کنیم؛ تنها در این صورت است که میتوانیم به سرعت پیشرفت کنیم. معمولاً، تنشهای اصلی در محیطهای کاری مربوط به رهبران است؛ کسی که تصمیمگیرنده پیشرفت شماست، شما باید از او پیروی کنید. او چه مهارتی از شما میخواهد، شما باید همان مهارت را نشان دهید؛ کاری که از شما خواسته میشود، شما باید آن را انجام دهید. این همان راه واقعی برای پیشرفت است. تلاش در محیط کار، با هدف پیشرفت است؛ چه شما آن را بپذیرید چه نه، اصول پیشرفت در محیط کار باید از دیدگاه رهبران تعیین شود، نه از دیدگاه شخصی شما. تواناییهای کاری پیشنیاز است؛ رهبران برای ترفیع دادن شما، باید در نظر بگیرند که آیا شما میتوانید کار انجام دهید یا خیر، و آیا میتوانید برای آنها مشکل ایجاد کنید یا نه ; آشنایی با قوانین، پایه و اساس کار است؛ اگر با قوانین بازی آشنا نباشید، هرچطور هم که بازی کنید، نمیتوانید مرحله را پشت سر بگذارید ; دستگیر کردن نیزههای اصلی و سپرها کلید موفقیت است؛ اینکه آیا میتوانید افرادی را که تعیینکننده پیشرفت شما هستند، در دست بگیرید، نکته کلیدی است. اینکه آیا به رهبران خود احترام میگذارید، آیا سعی میکنید از آنها تعریف کنید، و آیا میتوانید به آنها در حل مشکلات کمک کنید یا نه، نیز اهمیت دارد……