Thread Content
یک ضربالمثل میگوید: «سفر هزاران مایلی، از قدمهای اولیه شروع میشود.» این ضربالمثل معنای دیگری را بیان نکرده است: اگر اولین قدم اشتباه باشد، «یک خطا کوچک، خطای بزرگی را به همراه دارد» و فرد به هدفش فاصله بیشتری پیدا میکند. همهی ما رویاها و آرزوهایی داریم. کیفیت یک زندگی که فرصتهایش را از دست داده و یک زندگی که رویاهایش به واقعیت پیوسته، به وضوح متفاوت است. نظرسنجی هریس در سال ۲۰۱۳ نشان داد که تنها یکسوم آمریکاییها خود را خوشبخت میدانند. تجربیات زندگی افراد زیادی این آمار را تأیید کرده است؛ در اینجا دو مثال را به اشتراک میگذارم: سالها پیش، یکی از دانشآموزانم با چشمانی پر از اشک نزد من آمد. او در سال اول دانشگاه است و فشارها باعث شده است که از نظر روانی دچار مشکل شود. والدینش او را مجبور کردند تا در رشته مهندسی ثبتنام کند، اما او فکر میکرد که شغل مهندسی اصلاً برایش مناسب نیست. پس از ورود به دانشگاه، او بسیار ناامید شد و نتوانست هدفی برای زندگی خود پیدا کند. مثال دیگری از عموی درگذشتهام است. قبل از مرگش، چند بار او را دیدم. او گفت که از اینکه نتوانست رویای خود را دنبال کند، پشیمان است. او گفت: «گاندی یک جمله مشهور دارد – «زندگی کنید، انگار فردا خواهید مرد.» یادگیری، مانند این است که تو برای همیشه زنده خواهی ماند. ’و من فقط به نیمه اول پایبند ماندم. ” میدانم که در مدلهای کسبوکار، مدیریت کیفیت میتواند به بهبود کیفیت محصولات و کسب بازدهی بهتر کمک کند. پس در فکر فرو رفتم: «چگونه میتوان برخی از اصول کیفیت را در زندگی به کار برد تا به من و شما کمک کند زندگی معنادارتری داشته باشیم؟» ”بنابراین، سعی کردم مفهوم کیفیت را در زندگی شخصی خود به کار ببرم. با الهام از چرخه «برنامهریزی-اجرا-بررسی-اصلاح» (PDCA) و روش بهبود فرآیند DMAIC (تعریف، اندازهگیری، تحلیل، بهبود، کنترل)، چارچوبی را تدوین کردهام که در آن روانشناسی، علوم اعصاب، مدیریت کیفیت، نظریه محدودیتها، مدیریت پروژه و نظریه شش سیگما با یکدیگر ترکیب شدهاند تا به همگان کمک کند زندگی غنیتری داشته باشند. این چارچوب را میتوان «قانون خلق معجزات» (DO-MAGIC) نامید. “«DO-MAGIC» یک مخفف است که نمایانگر روشهای مدیریت کیفیتی مانند: رویاپردازی (dream)، مشاهده (observe)، طرز فکر (mindset)، تحلیل (analyze)، ایجاد (generate)، پیادهسازی (implement) و بررسی (check) میباشد. رویا. هر کسی نیاز دارد رویایی در سر داشته باشد؛ در غیر این صورت، زندگی بیهدف و پر از اتلاف وقت خواهد بود و منجر به پشیمانی شدید خواهد شد. رویاهای خود را کشف کنید و آنها را به وضوح یادداشت کنید. استفاده از تصاویر زنده برای کمک به روشهای مدیریت بصری – این اصل مدیریت کیفی است. خودتان را مشتری در نظر بگیرید و رویاهایتان را صدای مشتری. مشاهده کنید. برای حفظ بیطرفی، از خودتان بپرسید: «چه کسی این رویا را محقق کرده است؟» آیا میتوانند به من راهنمایی کنند؟ یا آیا میتوانم از اشتباهات آنها درسی بگیرم؟ ”تشخیص دهید که آرزوهای شما مبتنی بر واقعیت هستند یا صرفاً «توهم». به عنوان مثال، سوار شدن بر دوچرخه به ماه یک رویای است، اما هیچ پایه و اساس واقعی ندارد. با تعریف مجدد رویای خود، میتوانید مراحل دستیابی به آن را بارها بررسی کنید. وقتی که اعتقادات خود را تثبیت کردید، حتماً مطمئن شوید که یک چشمانداز واضح دارید، وضعیت نهایی مورد نظر خود را مشخص کنید، و هزینهها و زمان لازم برای رسیدن به آن را محاسبه نمایید. نگرش. «پیشروی مداوم» را به عنوان شعار خود برگزینید. نگرش مثبت داشته باشید؛ این کار بهترین راه برای بهرهبرداری حداکثری از پتانسیل شماست. بهویژه زمانی که با چالشها یا کندی در پیشرفت روبرو میشوید، نگرش مثبت میتواند کمککننده باشد. در نظر داشته باشید کسی را که پروژههای مشابهی انجام داده، به عنوان مربی خود انتخاب کنید. در فرآیند اجرا، اهداف مرحلهای تعیین کرده و اقدامات لازم برای موفقیت را طراحی نمایید. هنگامی که اهداف مرحلهای با اهداف نهایی به خوبی هماهنگ باشند، میتوانید در مسیر صحیح باقی بمانید و از «مسیر تعیینشده» منحرف نشوید. در طول پیشرفت، اگر مربی ندارید، مشورت با افرادی که دانش لازم را دارند نیز میتواند سودمند باشد. تحلیل. با تحلیل، میتوانید فاصله بین وضعیت فعلی و اهداف مرحلهای را شناسایی کنید. روش تحلیل، هم کارهایی را که باید انجام شوند مشخص میکند، هم به یافتن مسیرهای میانبر برای دستیابی به اهداف مرحلهای کمک میکند، و هم در تخمین هزینههای مالی و زمانی نیز مفید است. نقشه راه تدوین کنید. شما باید اقدامات و اهداف مرحلهای را به طور دقیق برنامهریزی کنید. فقط فهرست کردن آنها کافی نیست. شما نیز باید ارتباطات و روابط وابستگی میان این فعالیتها را شناسایی کنید تا بتوانید راههای سادهتر یا جایگزین دیگری برای دستیابی به اهداف پیدا کنید. در برنامهریزی دقیق، یک نقشه راه واضح به تدریج شکل میگیرد که به شما نشان میدهد چگونه فعالیتهای مختلف باید پیش از رسیدن به مهلت تعیینشده توسط خودتان، با یکدیگر هماهنگ شوند. استفاده از روش تحلیل مسیر کلیدی (critical path analysis، که برای تحلیل شبکه روابط در پروژههای پیچیده به کار میرود)، یا استفاده از روش تخصیص ارزیابی و بررسی برنامهها (program evaluation and review technique، یک ابزار در مدیریت پروژهها)، نتایج مشابهی دارد. وقتی نقشه راه مشخصی برای زمان اجرا و فعالیتهای لازم داشتید، میتوانید در طول دستیابی به هر یک از اهداف مرحلهای، از روش «تحلیل ریسک» یا روش «تحلیل الگوهای شکست و اثرات آن» استفاده کنید و مدام از خود بپرسید: «کدام بخش ممکن است مشکلساز شود؟» ” اجرا. وظیفه بعدی، اجرای یکی پس از دیگری فعالیتهای ذکر شده در نقشه راه و دستیابی مداوم به اهداف مرحلهای است. شما قطعاً با چالشها و موانع جدیدی روبرو خواهید شد؛ ناامید نشوید، بیشتر با مربی خود صحبت کنید، یا به دستاوردهای کوچکی که در طول مسیر به دست آوردهاید نگاه کنید تا روحیهی پرشور خود را حفظ کنید. بررسی کنید. هرچه به رویایت نزدیکتر میشوی، به یک «چرخه بازخورد» نیاز داری تا پیشرفت خود را بررسی کرده و مسیرت را اصلاح کنی. پس از دستیابی به هر هدف مرحلهای، علاوه بر جشن گرفتن، باید خود را تشویق کنیم تا روند مثبت را حفظ کنیم ; در عین حال، باید اقدامات کنترلی انجام شود تا دستاوردهای پیروزی تثبیت گردند. با استفاده از «قانون خلق معجزات»، زندگی شما میتواند از طریق انتخابهای عمدی و نه فرصتهای تصادفی، به معجزه تبدیل شود. “در «قانون خلق معجزات»، علاوه بر حرف «C» که نشاندهنده بررسی است، یک حرف «C» مخفی دیگر نیز وجود دارد که میتواند به شما در دستیابی مداوم به موفقیت کمک کند؛ آن همان پایبندی (commit) است، یعنی داشتن رویاهای بیشتر و ادامه دادن استفاده از «قانون خلق معجزات». امیدواریم خوانندگان نه تنها خودشان اقدام کنند، بلکه به دیگران نیز یاد دهند که چگونه «معجزهآفرینی» کنند تا به آنها در تحقق رویاهایشان و داشتن زندگی با کیفیتتر کمک کنند. منبع: مجله «گواهیدهی و تأیید چین» / منتشر شده در «پیشرفت کیفیت» (Quality Progress)، ترجمه: ژائو هوان
با تحلیل، میتوانید فاصله بین وضعیت فعلی و اهداف مرحلهای را شناسایی کنید. روش تحلیل، هم کارهایی را که باید انجام شوند مشخص میکند، هم به یافتن مسیرهای میانبر برای دستیابی به اهداف مرحلهای کمک میکند، و هم در تخمین هزینههای مالی و زمانی نیز مفید است.
اندیشه کاری و اندیشه زندگی با یکدیگر مرتبط و بر یکدیگر تأثیر میگذارند.