Thread Content
در نظام حقوقی ایمنی کار در کشور ما، تقریباً تمام اصول بر «امنیت در اولویت» استوار هستند، اما درک آن متفاوت است. مدتی پیش برای بازدید و یادگیری به یک شرکت بزرگ رفتم و شعار «امنیت در اولویت، کیفیت در اولویت» را دیدم. بعداً در اینترنت جستجو کردم و شعارهایی مانند «امنیت در اولویت، کیفیت در اولویت، کارایی در اولویت، اعتبار در اولویت» و غیره نیز یافتم. از خودم پرسیدم، از آنجایی که همه چیز در اولویت است، پس امنیت در چه رتبهای قرار دارد؟ در یک گروه ویچات، کارشناسان ایمنی تولید و مربیان آموزشی نیز بر سر مفهوم «امنیت در اولویت» بحثهای پرشور و جالبی داشتند؛ هر کدام نظر خود را داشتند و حاضر به کوتاه آمدن نبودند. “تولید باید ایمن باشد؛ در صورت عدم ایمنی، نباید تولید انجام شود. «امنیت در اولویت است»، یعنی ایمنی مهمترین موضوع است. در شرایط اضطراری، دیدگاهها و اظهارات جدیدی نیز مطرح شده است؛ مثلاً: «بدون تولید، امنیت وجود ندارد؛ در واقع تولید اولویت اصلی است». «تولید پدر است و امنیت فرزند؛ بدون پدر، چگونه میتواند فرزندی وجود داشته باشد؟» ”«تولید، هسته اصلی است؛ ایمنی نیز در خدمت تولید قرار دارد.» «تولید، پوست است و ایمنی، موهای آن؛ اگر پوست وجود نداشته باشد، موها نیز از بین خواهند رفت.» واقعاً نظرات مختلفی وجود دارد؛ در بحثها، هیچکس نتوانست دیگری را متقاعد کند و در نهایت موضوع بیپاسخ ماند. با این حال، برانگیختن این بحث، مردم را به تفکر درباره جایگاه ایمنی در فرآیندهای تولید و کسبوکار واداشت. توضیح رسمی این است که در فعالیتهای تولیدی و تجاری، هنگام مدیریت رابطه بین تأمین ایمنی و دستیابی به سایر اهداف این فعالیتها، باید همواره ایمنی، بهویژه ایمنی کارکنان و سایر افراد، را در اولویت قرار داد و از اصل «ایمنی در اولویت» پیروی کرد. در چارچوب تضمین ایمنی، باید تلاش کرد تا سایر اهداف تولید و فعالیتهای کسبوکار نیز محقق شوند؛ هنگامی که بین کارهای مربوط به ایمنی و سایر فعالیتهای تولیدی و کسبوکاری تعارض پیش میآید، سایر فعالیتها باید تحت فرمان ایمنی باشند. هرگز نباید برای رسیدن به توسعه و سود، جان، سلامتی و اموال انسانها را فدا کرد. در واقعیت، امنیت واقعاً در رتبه اول نیست. برخی از صاحبان کسبوکار، پول را میخواهند و جان کارکنانشان را نمیخواهند؛ فعالیتهای تولیدی و تجاری در صنایع پرخطر به شکل غیرقانونی و نامنظم انجام میشود. **ظاهراً نظارتها سختگیرانه است، اما در واقع توانایی لازم برای اجرای آنها وجود ندارد؛ با نگاه کردن به آمار حوادث در طول سالهای گذشته مشخص میشود که تعداد حوادث معمولی بسیار زیاد است، حوادث جدی و فاجعهبار نیز به طور مکرر رخ میدهد؛ خطرات ناشی از کار نیز جدی هستند. وضعیت ایمنی در محیط کار اگرچه بهتر شده است، اما همچنان وخیم است.** «امنیت در اولویت» تنها **دارویی برای درمان بیماری ناشی از عدم ایمنی در فرآیندهای تولید است.** دارویی که برای بیماری عدم ایمنی تولید تجویز میشود، همان اصل داروهایی است که حکمای گذشته و حال، در سراسر جهان، برای جامعه تجویز کردهاند. چرا کنفوسیوسیها برای اداره کشور، بر مهربانی و فرمانبرداری از والدین تأکید میکنند؟ چرا غربیها از آزادی و برادری صحبت میکنند؟ چرا هندیها درباره برابری صحبت میکنند؟ هر کدام دلیل خودشان را دارند. چرا آموزههای کنفوسیوس و منگ، همواره بر مهربانی تأکید دارند؟ نه تنها کنفوسیوس دربارهی مهربانی صحبت کرده، بلکه لائوتزو و ژوانگزی نیز چنین کردهاند؛ زیرا در کشور ما افراد بیمهربان و بیفرزندخواندگی بسیار زیاد هستند، به همین دلیل آنها دربارهی مهربانی و فرزندخواندگی سخن گفتهاند. در فرهنگ غرب، چرا باید دربارهٔ ** و آزادی صحبت کرد؟ دلیلش این است که در گذشته ** بسیار قدرتمند بود، به همین دلیل است که دربارهٔ ** و آزادی صحبت میشود. عیسی، با صدای بلند خواستار «محبت همگانی» شد؛ زیرا او پسر خدا بود و خدا مهربان است، به همین دلیل انسانها را آفرید ; زیرا خداوند مهربان است، پس پسر واحد خود، عیسی، را به دنیا فرستاد تا در قالب انسان ظاهر شده و گناهان بشریت را نجات دهد. «محبت جهانی»، از این منظر، به دلیل کمبود محبت است؛ نگاه کنید به فرهنگ غرب در طول دو هزار سال گذشته، کدام دورهای واقعاً شاهد محبت جهانی نسبت به بشریت بوده است؟! اگر در یک جامعه، **آزادی بیش از حد باشد، آیا میبینید که هنوز صحبت از آزادی میکنند یا نه؟** در آن زمان، او به **آزادی** نیازی نداشت. به عنوان مثال دیگر، بودا از «برابری» سخن گفت، اما در هند طی هزاران سال، شکاف طبقاتی بسیار زیاد بود و همچنان نابرابری وجود داشت؛ تا امروز نیز این وضعیت ادامه دارد. امروزه چهار طبقه کاملاً مشخص هستند و افراد با جنسیتها و طبقات مختلف، هرگز نمیتوانند کنار هم بنشینند. بنابراین راهحلی که بودا ارائه داد، برابری بود؛ یعنی برابری در جنسیت. بنابراین مشخص میشود که اولیا الله همگی پزشک هستند و آنچه را توصیه میکنند و داروهایی که تجویز مینمایند، برای درمان بیماریهاست. پس، چرا باید ایمنی را در صدر اصول تولید ایمن قرار داد؟ یعنی چون در واقعیت امنیت در اولویت اول نیست، این بیماری خیلی شدید است و نیاز به درمان دارد! یکشنبه، ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۶
با قرار گرفتن در دیدگاههای مختلف، نظرات نیز متفاوت میشود؛ اما هر کدام اهمیت خود را دارند و یکدیگر را تکمیل میکنند و بدون یکدیگر نمیتوان زندگی کرد. این امر منجر میشود که هر کسی فکر کند خودش اول است.
آخرین بار، این پست توسط altpage در تاریخ ۱۸-۹-۲۰۱۶ ساعت ۱۹:۵۱ ویرایش شد. کاملاً موافقم؛ لطفاً در ویچات، این پست را منتشر کنید. @گوان گونگیو
بدن سرمایه انقلاب است؛ اگر سلامت جسمی تضمین نشود، چه معنایی دارد دیگر چیزها؟
دریافت شد! ۶۸ مدیر، خودتان در ویچات ویرایش کنید
میخواهید مسئول اصلی امنیت باشید؟ اگر سود در اولویت اول شما نباشد، آیا همچنان مسئول اصلی امنیت خواهید بود؟ میخواهید مسئول اصلی کیفیت باشید؟ اگر تضمین عملکردی نداشته باشید، شما که مسئول اصلی کیفیت هستید، برای مدت طولانی باقی نخواهید ماند
امنیت در اولویت است و تولید باید تحت فرمان امنیت باشد، اما در عین حال فراموش نکنیم که امنیت در خدمت تولید است. در استانی که من در آن زندگی میکنم (بدون ذکر جزئیات)، در برخی صنایع بر «امنیت در اولویت، بازدهی در رتبه دوم» تأکید میشود. مقابله مصنوعی امنیت با تولید، مضحک است. کاملاً بر اساس مقام، شماره یک: L
درک شخصی من این است که در فرآیند تولید باید از ایمنی اطمینان حاصل شود؛ ایمنی نیز در گرو تولید وجود دارد; اگر تولیدی وجود نداشته باشد، دیگر نیازی به صحبت درباره ایمنی نیست ; بدون امنیت، تولید نمیتواند به خوبی انجام شود. بنابراین، در فرآیند تولید، باید حفاظت از ایمنی و سلامت کارگران در حین کار، در اولویت قرار گیرد ; رابطه بین ایمنی و تولید این است: ایمنی در خدمت تولید است ; در واقع، در فرآیند فعالیتهای تجاری، تولید همان پایه و اساس بقای یک شرکت است. در جامعه واقعی، اکثر شرکتها برای بقا باید به دنبال سودآوری باشند؛ اگر شرکتی سودی نداشته باشد، احتمالاً به زودی تعطیل خواهد شد ; و برای اینکه شرکتها سود کسب کنند، باید تولید کنند تا ارزش افزوده ایجاد نمایند ; و تولید در شرایط ایمن، سود بیشتری برای شرکتها به ارمغان میآورد ;
ویرایش شده و در پلتفرم ویچات ارسال شد.
امروزه افراد زیادی (که بخش قابل توجهی از آنها مسئولان امنیت هستند) مدعی این هستند که امنیت در اولویت است، اما در عمل جایگاه امنیت را پس از اقتصاد قرار میدهند. اما اگر حادثهای رخ دهد، به دنبال گناهکاری خواهند گشت؛ بنابراین کسانی که مسئولیت کارهای امنیتی را بر عهده دارند، باید وظایف خود را به خوبی انجام دهند، رویههای خود را بهبود بخشند، ردپای مدیریتی از خود به جای بگذارند، با استدلال مقاومت کنند و تا حد امکان پیش از وقوع حادثه، از آن جلوگیری کنند؛ همچنین پس از وقوع حادثه نیز باید ثابت کنند که وظایف خود را به درستی انجام دادهاند
انسان، بنیادیترین عنصر در توسعه زندگی است
امنیت در اولویت است؛ چرا که در صورت وقوع حوادث معمولی مانند آسیب به تجهیزات یا آسیب دیدن کارکنان، فرآیند عادی تولید مختل شده و تولید دیگر امکانپذیر نخواهد بود. در چنین شرایطی، چگونه میتوان محصول یا سودی به دست آورد؟ بهتازگی، حتی وقوع حوادث جدی نیز لازم نیست؛ گاهی فقط خسارات ناشی از آسیب به تجهیزات میتواند باعث فروپاشی یک کارخانه شود. علاوه بر آن، توقف فعالیتها برای تعمیرات، پرداخت غرامتهای ناشی از کشتهها و مجروحان، دیگر چه سودی باقی میماند؟ وقتی این محاسبات را انجام دهید، خواهید فهمید که امنیت همچنان گزینهای مقرونبهصرفه است.
صاحب کسبوکار سودی ندارد، میخواهید از او بخواهید که امنیت را در اولویت قرار دهد و سرمایهگذاری بیشتری کند؟ هر کس دیگری هم باشد، چنین کاری نخواهد کرد
بسته به صنعت، الزامات ایمنی نیز متفاوت است; در صنعت شیمیایی، ایمنی یک شرط لازم برای ورود به این صنعت است؛ این موضوع مربوط به کمبود بودجه شرکتها نیست. اما در فرآیند تولید مداوم، بدون وجود سود، بهبود مداوم در زمینه ایمنی نیز دشوار خواهد بود!