Thread Content
ده تصور اشتباه در ذهنیت ایمنی: ۱. بیدقتی – صحبت کردن بهتر از عمل کردن؛ کار را با بیدقتی و بیتوجهی انجام دادن، یادگیری ناقص، فراموشکاری در انجام کارها. در میان مدیران، این موضوع معمولاً به صورت بیتوجهی به ایمنی در کار نمایان میشود؛ یعنی فقط به صورت شفاهی درباره آن صحبت میکنند و نمیخواهند هیچ رابطهای با مسائل ایمنی داشته باشند. ۲. ذهنیت شانسآوری – افرادی که به طور تصادفی موفق میشوند یا از بدشانسی در امان میمانند، فکر میکنند که رعایت نکردن قوانین و رفتارهای نادرست مانند عبور از چراغ قرمز، لزوماً منجر به حادثه نخواهد شد؛ بنابراین ذهنیت شرطبندی را در اولویت قرار میدهند. ۳. روانی مخالفتجویی – کسانی که بر نظارت بر ایمنی تولید تأکید دارند، «بدشانس» محسوب میشوند؛ زیرا از رهبران بالاتر رضایت ندارند، با آنها درگیر میشوند، یا فکر میکنند که «استانداردها» و «اقدامات» بیش از حد پیچیده و محدودکننده هستند؛ در نتیجه احساس مخالفت در آنها ایجاد میشود. توجه به ایمنی در کار، اهمیت چندانی برای «پیشرفت شغلی» ندارد. ۴. رفتار بیاحتیاطانه – هر کاری که دلم میخواهد انجام میدهم؛ گفتار و کردارم بیدقت و بدون تأمل است. قبل از درک کامل مسائل، به ریسک پذیرفتن و عمل کردن بیفکر میپردازم، بدون توجه به قوانین و مقررات، آییننامههای سازمانی و اصول مربوطه، و فقط طبق میل خودم عمل میکنم. ۵. روحیهی سودجویی – حوادث همگی فجایع طبیعی هستند؛ افراد دوست دارند از حیله و ترفندها استفاده کنند، اما اغلب این کار باعث شکست آنها میشود. در زمینه ایمنی تولید، تمایل دارند با جبران مشکلات کوچک، مشکلات بزرگ را کوچک جلوه دهند و مسائل کوچک را نادیده بگیرند. ۶. روحیه خودرضایتی – در ایمنی کاری، هرگونه تلاشی بیفایده است. خودرضایتی و غرور، مانع پیشرفت میشود؛ فرد حاضر نیست به نظرات مخالف گوش دهد و دشواریها و مشکلات موجود در کار را دست کم میگیرد. فکر میکنند که مدیریت صحیح ایمنی کار به معنای «مقاومت سختگیرانه» است؛ بدون یادگیری و با تکبر عمل میکنند. ۷. روحیه بیقراری – در ایمنی کار، هیچ راهحل جادویی وجود ندارد؛ تعادل روانی وجود ندارد و کارها طبق روشهای علمی انجام نمیشوند. فکر میکنم عوامل نامشخص در ایمنی تولید بسیار زیاد است و کنترل آن غیرممکن است. ۸. ذهنت تنبل است – اگر به کاری ربطی ندارد، آن را نادیده میگیرد؛ تنبل، بیانضباط و بیقید و بند. بررسیهای ایمنی، سطحی و از بالا به پایین انجام میشود و تمایلی به ورود به سطوح پایینتر ندارد. ۹. فرسودگی روانی – تمرکز بر ایمنی در کار، بسیار خستهکننده است. فرد به دلیل خستگی بیش از حد یا تحت تأثیر محرکهای خاص، در حالت سرکوب شده قرار میگیرد؛ تمرکز ذهنی او کاهش مییابد و واکنشهایش کند میشود. عدم وقوع حادثه در مدت طولانی، غفلت ذهنی
موافقم، برخی از نظرات را من هم داشتهام.
این روانشناسیها بسیار رایج هستند، به همین دلیل کار ایجاد ایمنی مسیری طولانی و دشوار است.....