Thread Content
امروز هنگام ورزش صبحگاهی، دیدم درختچههای کنار جاده با بوتهها پیچیده شدهاند و احساساتی در من به وجود آمد. تصویر بزرگ است، بنابراین ارسال نمیشود. شعری طنزآمیز: ورزش صبحگاهی، درخت کوچک کنار جاده. تأملی: درختان ارزشمند کنار جاده کاشته میشوند، شاخهها و برگهایشان در باد تکان میخورند؛ تا رشد قوی داشته باشند، باید با بوتهها محکم بسته شوند
امروز صبح، حدود ساعت ۵:۴۰، وقتی به پارک رسیدم، دختر جوانی را دیدم که روی یک نیمکت در پارک نشسته بود و ویدیو تماشا میکرد. آیا دخترها دیگر برای زیبایی خواب استراحتی نمیکنند؟ حتی صحبت کردن دربارهٔ آشنایی هم نکنید، تعداد زیادی از پیرمردان و پیرزنها نیز برای ورزش صبحگاهی آمدهاند.
برگهای بامبوی جدید از برگهای قدیمی بلندترند، و همه به لطف تکیه به تنههای پیرشان است. سال آینده با ورود تازهواردان، نوههای اژدها به طول ده ذراع، حوض فنیق را احاطه خواهند کرد! چینگ، ژنگ بانچیاو
ادامهی بیمعنی: فقط به خاطر زیبایی لاغرانه، تلاش زیادی صورت گرفت. وقتی برگهای پرپشت ریختند، در کنار هم و با یکدیگر آشنا شدیم.
مثلاً چای شکلاتی و عمو جینگدونگ در تمرین صبحگاهی، شاید همینطور باشد
در ورزشهای صبحگاهی، افراد مسن بیشتر حضور دارند؛ گاهی نیز چند نفر از علاقهمندان به ورزش که ظاهراً زیر ۴۰ سال هستند، دیده میشوند.
صاحب پست حالش خوب نیست. میخواهم ورزش کنم، اما بوتهها مانعم میشوند.
با افراد به شکل معمولی صحبت کن، از تو نخواسته شده که رفتار بدی داشته باشی؛ پیرمردان و زنان هم چنین نخواهند کرد. وقتی با کسی صحبت میکنی، آنها دورت جمع میشوند و به تو حمله میکنند
دعوا نمیکنند، فقط آنجا مینشینند و خاموش میمانند. . .
خوابآلودی چه چیزیه؟ فقط حدود ساعت ۱۰ شب دویدن میکنم، به ندرت صبح دویدن میکنم. مواجه نشدم
بیحرکت نشستن و تماشای صحنه. . . :در صبحها، تعداد افرادی که برای دویدن بیرون میآیند کمتر است و هوا کمی بهتر است. شبها دویدن میکنم، آدم خیلی زیاد است و کسانی هم هستند که سیگار میکشند. پارک کمی بهتر است؛ در جادهها انواع خودروها وجود دارد، و روی پیادهروها دوچرخهها، موتورسیکلتها، سگهای خانگی و سگهای وحشی وجود دارد. شاید در برخی جاها نیز طنابهایی برای محدود کردن حرکت شما وجود داشته باشد.
اگر بتوانید تصویربرداری کنید، اندازهاش زیاد نخواهد بود. درون چه بطریای درختان هستند؟
یادم میآید: بوتههای خشک و درختان پیر، خانههای کوچک کنار جویبار، تلاش برای تعمیر اسبهای لاغر، و کسی که دلش شکسته، در حال پر کردن اردکهاست
O(∩_∩)O هاهاها~، جیجی، دوباره جیجی! ! شعر خوب در دریاچه است! ! !
حواسپرتی، تماشای اتفاقات، کارهای بیفایده؛ واژههای جدیدی پشت سر هم.