Thread Content
چند سال است که در زمینه سیستمهای کنترلی کار میکنم و احساس میکنم با موانعی روبرو شدهام. البته منظورم این نیست که مهارتهای فنیام بسیار ضعیف باشد؛ بلکه هنوز کمبودهایی دارم. گاهی گیج میشوم. برای اینکه به یک متخصص تبدیل شوم، علاوه بر توانایی استفاده از نرمافزارها و سختافزارهای سیستم برای پیکربندی، نگهداری و طراحی مدارها، چه چیزهای دیگری باید بدانم؟ مثلاً دستگاههای اندازهگیری؛ اگر مهندس کنترل خودکار با آنها آشنا نباشد، در واقع فقط میتواند با یک پا راه برود. اما چگونه میتوان این میزان را تعیین کرد؟ چه دانشهای مربوط به دستگاههای اندازهگیری یا چه مهارتهای کاری در زمینه آنها لازم است؟ مثل کار فعلی من، دستگاههای اندازهگیری و سیستمها جداگانه هستند و گاهی نمیتوان تشخیص داد مشکل از کدام بخش است. به دستگاههای اندازهگیری تسلط ندارد و کار را بر اساس سود و زیان قضاوت نمیکند. از همگی خوش آمدید تا بحث کنیم و با هم پیشرفت کنیم.
دستگاههای کنترل خودکار جداییناپذیر هستند؛ برای تبدیل شدن به متخصص، باید از فرآیندهای تولید نیز آگاهی داشت.
بهتر است کمی دیگر در زمینه الکتریکیته یاد بگیرید؛ معمولاً خارجیها دوست دارند مهندسان الکتریکی را استخدام کنند. اگر واقعاً بتوان در دو دوره متوالی شرکت کرد، آنگاه واقعاً میتوان به شهرت رسید.
مدارها، تعمیرات و چیزهایی از این دست. هیچکس دیگری نمیتواند آن را تعمیر کند، فقط تو میتوانی؛ تو یک متخصص هستی
کنترل خودکار و دستگاههای اندازهگیری را نمیتوان از هم جدا کرد؛ در واقع، واحد مورد نظر دارای یک سیستم تصفیه آب بدون نمک بود، که بخشی از پروژه EPC در هانگژو، استان شیجیانگ بود. سیستم، HMI مدل Siemens S7 300 WINCC بود و در آن زمان، مهندس حاضر در محل، تمام کارها از جمله طراحی سیستم، ترسیم نقشهها، نصب، پیکربندی سیستم و تست را خودش انجام میداد. به طور کلی، این پروژه توسط یک مهندس کنترل خودکار و یک مهندس فرآیند، همراه با چند کارگر نصب در محل، به طور کامل انجام میشود. به نظر من، کارکنان نگهداری و کنترل خودکار در شرکتهای صنایع شیمیایی باید همواره در محل کار حضور داشته باشند و از سیستمها آگاهی کامل داشته باشند؛ تنها در این صورت میتوانند در این حوزه موفق عمل کنند.
اگر چنین فرصتی وجود داشته باشد، واقعاً میتواند بهبود زیادی ایجاد کند؛ در کارخانههای شیمیایی، کار تعمیراتی انجام میشود و دامنه تماسها نسبتاً محدود است. پس از راهاندازی، تقریباً کارها مربوط به نگهداری و رفع نقصهاست و وظایف مربوط به بهسازی فنی کم است.
شما میخواهید کنترل خودکار را به خوبی انجام دهید، اما منظور واقعی شما این است که برای کار در زمینه کنترل صنعتی، باید بتوانید از دستگاههای اندازهگیری استفاده کنید، در زمینه کنترل و الکتریک (تجهیزات الکتریکی با ولتاژ پایین، کمتر از ۴۰۰ ولت) مهارت داشته باشید، و در نهایت فرآیندهای تولید را نیز بشناسید تا بتوانید کار کنترل صنعتی را به خوبی انجام دهید. کنترل خودکار و دستگاههای اندازهگیری را نمیتوان از هم جدا کرد؛ الکتریکیات با ولتاژ پایین و دستگاههای کنترل خودکار همگی با هم در ارتباط هستند. در غیر این صورت، دید شما بسیار محدود خواهد بود و در بازار هیچ رقابتی نخواهید داشت
کاملاً درست گفتید، کاملاً با نظر شما موافقم. کسی که در زمینه ابزارهای اندازهگیری فعالیت میکند اما از فرآیندهای تولید اطلاعی ندارد، به راحتی میتواند به عنوان کارگر ساده استفاده شود؛ همچنین کسی که در زمینه کنترل خودکار فعالیت میکند اما از دانش خودکارسازی الکتریکی بیخبر است، هنگام جستجوی کار، همیشه احساس میکند که از نظر تواناییها کمبودی دارد.
برای کار در زمینه ابزارهای اندازهگیری، بهتر است هم دانش مکانیکی، هم الکتریکی و هم فرآیندی داشته باشید؛ نیازی به درک عمیق نیست، فقط باید دانشهای پایه را بدانید. دستگاهها و سیستمهای موجود در محل (DCS، PLC) باید بتوانند به تنهایی کار کنند
هر حرفهای تخصص خاص خود را دارد؛ در زمینه کنترل خود، مهارت بالایی لازم است. این مهارت باید به گونهای نمایان شود که بتوانید دستگاهها و فرآیندهای تولیدی را مطابق با الگوهای کنترلی خود، به راحتی کنترل کنید. همچنین باید با دستگاههای اندازهگیری و فرآیندهای تولید آشنا بود تا بتوان نیازمندیهای کنترلی مشخصی را مطرح کرد که در نهایت در سیستم کنترل خودکار منعکس شده و کنترل مورد نظر حاصل گردد. چیزهایی که میتوان انجام داد زیاد میشود؛ این همان نشانهی تواناییهای جامع است.
ساختار دانش مهندسان ابزاردقیق بسیار متنوع است: مکانیک، فرآیندها، الکتریک، ابزاردقیق، کنترل. به نظر میرسد که نویسنده تنها در زمینه کنترل تخصص دارد و باید تلاش بیشتری کند؛ تجربه سیستمی و عملی را باید به تدریج کسب کرد. با نگاه کردن به برنامه دروس دوره کارشناسی میتوان کمی در این زمینه آگاه شد: نظریه کنترل، سیستمهای کنترلی، مکانیک سیالات، مکانیک مواد، مکانیک نظری، دیجیتال، آنالوگ، حسگرها، ابزاردقیقهای کنترل صنعتی، سیستمهای کنترل کامپیوتری. در دوران دانشگاه، اساتید میگفتند که ما رشتهای همهکاره هستیم. یک تعمیرکار ابزاردقیق، معادل نیمی از یک جوشکار، کمی بیشتر از یک الکتریسین، و در عین حال یک تعمیرکار ابزاردقیق است. مهندسان هم همینطور.
چیزهای خودکارسازی شده بسیار پیچیده هستند؛ یادگیری کامل و تسلط بر آنها غیرممکن است. مهمترین مهارتها، توانایی یادگیری خودآموز، تجربه و درک عمیق، همچنین یک حس خاص است. این حس را نمیتوان به زبان توصیف کرد، اما واقعاً وجود دارد. اگر بخواهیم دقیقتر باشیم، مهمترین مسئله این است که در کدام صنعت فعالیت کنیم؛ بنابراین باید با فرآیندهای آن صنعت آشنا باشیم. حتی اگر تجهیزات پیشرفتهای در اختیار داشته باشیم، بدون آشنایی با فرآیندها، تنها میتوانیم به کار دیگران گوش دهیم.
چیزهای خودکارسازی شده بسیار پیچیده هستند؛ یادگیری کامل و تسلط بر آنها غیرممکن است. مهمترین مهارتها، توانایی یادگیری خودآموز، تجربه و درک عمیق، همچنین یک حس خاص است. این حس را نمیتوان به زبان توصیف کرد، اما واقعاً وجود دارد. اگر بخواهیم دقیقتر باشیم، مهمترین مسئله این است که در کدام صنعت فعالیت کنیم؛ بنابراین باید با فرآیندهای آن صنعت آشنا باشیم. حتی اگر تجهیزات پیشرفتهای در اختیار داشته باشیم، بدون آشنایی با فرآیندها، تنها میتوانیم به کار دیگران گوش دهیم.
کنترل خودکار به همراه دستگاههای اندازهگیری در محل؛ اگر به فرآیندها و الکتریک نیز تسلط داشته باشید، عالی خواهد بود!